احساس پیشرفت در زبان انگلیسی ندارم

احساس پیشرفت در زبان انگلیسی ندارم
0.0 0

#1

سلام
خسته نباشید
من از اوایل امسال ( تقریبا 10 ماه ) هست که دارم از نرم افزار زبانشناس استفاده میکنم
واقعا نرم افزار خوبیه ، من واقعا ممنونم بابت زحمتی که کشیدید
فقط نکته ایی که هست اینه که من اصلا احساس پیشرفت ندارم بعد 10 ماه ( تقریبا هر روز هم 20دقیقه تا 30 دقیقه کار کردم )

اول از داستانها کودکانه شروع کردم بعد داستهای emma و الان 4 ماهه داستانهای واقعی رو 8 درس رفتم جلو
قبلا خیلی تلاش نمیکردم برای تکنیک سایه ولی از درس اول داستانهای واقعی سعی کردم تکنیک سایه رو انجام بدم
البته یک نکته هم هست که برای تکنیک سایه بعد از هر جمله استپ نمیکردم و تکرار کنم ، در حین پلی شدن درس یواش یواش پشت سرش تکرار میکردم ، بدون استپ کردن ، که بعد از مدتی میتونستم تکرار کنم ، الان با سرعت کند و متوسط 8 درس اول میتونم راحت تکرار کنم
ولی حس میکنم عین طوطی که هر چی بهش میگن تکرار میکنه شدم
بیشتر درسها رو بالای 25 بار گوش کردم و تکرار کردم و معنی تمام لغاتش رو متوجه شدم ولی دریغ از چند جمله حرف زدن
فکر میکنم فقط میتونم تکرار کنم
میخوام بپرسم راهم غلطه ؟ باید بیشتر تلاش کنم ؟
واقعیتش هنوز انگیزم رو از دست ندادم ولی به نظرم میاد شاید یک جای کارم اشتباهه
شاید بیش از حد متکی ام به متن درس
ممنون میشم اگر راهنمایی به ذهنتون میزسه بهم بگید
خیلی ممنون


#2

این جملتون نشون میده شما پیشرفت میکنید ولی شاید چون سرعتش کنده خودتون متوجه پیشرفتتون نمیشین
توصیه میکنم این مقاله آقا کامبیز رو مطالعه بفرمائید


#3

سلام دوست عزیز به نظر من هر کس به اندازه مدت زمانی که میذاره پیشرفت میکنه. شما باید یه استراتژی داشته باشی برا خودت و طبق اون پیش بری. برا مدت زمان زبان خوندن هم باید زمان مطالعه را به مرور افزایش بدی بهتره. مثلا تنظیم کن تو یه بازه دو ماهه زمان مطالعه را دو برابر کنی و بعد بیشتر. در کنار زبانشناس از گوش دادن به پادکست های متناسب با سطحت غافل نشو. در ضمن باید فشار بیاری به خودت سعی کنی سرعت زیاد را هم اضافه کنی.
عکس نمونه مطالعه منه
Screenshot_2018-01-18-18-55-07


#4

سلام وقتتون بخیر
با اجازه اساتید من نظرمو بگم
یکی از خوبیای فعالیت در تالار اینه که دوستان میتونن شاهد پیشرفتات باشن و بهت انرژی بدن.
اما جدای از این چند سوال از شما دارم.
فرمودید 10ماهه مطالعه می کنید.
ایا در طول این مدت فقط ورودی جذب کردید ؟
ایا تلاشی در راستای بازگویی داستان ها به زبان خودتان داشتید؟
ایا سعی کردین خلاصه ای از دروسی که می خونید بنویسید؟
ایا در چالش های داستانی که دوستان در تالار میگذارند برای خودتون امتحان کردین؟
ببینید هدف من از پرسش این سوالا اینه که توجهتون رو روی این مساله جذب کنم که حس میکنم تمرین بازگویی داستان جاش خالیه برای شما .
این خیلی خوبه که تکنیک سایه انجام میدید ولی اینکه محتوای داستان رو بخوایید به زبان خودتون بیان کنید خیلی رو اسپیکینگ تاثیر داره.
دوستانم در جریانند من ماه های اول ابتدا متن می نوشتم بعد ویس ضبط میکردم
بعد از 3الی 4ماه از شروع مطالعم به پیشنهاد اقا کامبیز فالبداهه گویی رو شروع کردم و مینی استوری باز گو میکردم اوایل با همون 20 ثانیه شروع شد ولی الان همون بازگوییا باعث شد بتونم بالای 8 دقیقه فالبداهه لتس تاک ضبط کنم.
پس حرفم اینه جا نزید. مایوس نشید و حتما در چالش های تالار اگه وقت دارین شرکت کنید. اگرم نشد حتما حتما حتما بازگویی مینی استوری رو در برنامتون بگنجونید.
ببخشید طولانی شد امیدورام کمکتون کنه.


#5

سلام نسیم جان با اجازت منم از فرصت استفا ه کنم و باتوجه چیزایی که گفتی سوالمو بپرسم تقریبا منم‌مشکلی مثل دوست عزیزمون دارم …اینکه گفتی متن مینوشتی و وویس ظبط میکردی متن از خودت بود؟ داستان درست کردن یا خاطره نویسی یا نه متن درس رو خلاصه مینوشتی ؟ حالا سوالای دیگم دارم که اگه بشه مزاحمت شم :neutral_face:


#6

سلام عزیزم
خواهش میکنم در خدمتم
بله من خودم متن می نوشتم . البته اوایل از گوگلم کمک میگرفتم همچنین الگو برداری میکردم از جملات ای جی.
و این متن نویسی رو هم برای لتس تاکای اولیم و هم چالشهای داستان که تالار بود انجام میدادم.
تو چالش ها که از خودم داستان می ساختم با کلمات الانم همینطور
در لتس تاکا خلاصه درسو می گفتم
سوالی بود درخدمتم


#7

سلام. جواب تو همین جمله هستش.

ده ماهه شما روزی 30 دقیقه میخونید. بدون اینکه خودتون رو به چالش بکشید.

از شما سوالی میپرسم. وارد یه باشگاه میشید. روز اول دمبل 2 کیلویی بر میدارید و میزنید. یک ماه اون وزنه بهتون فشار میاره. دو ماه فشار میاره ( ولی کمتر) سه ماه فشار میاره ( ولی خیلی خیلی کمتر) ماه چهارم دیگه وزنه سبک میشه.

چیکار می کنید؟ ادامه میدید یا وزنه های سخت تری رو امتحان می کنید؟

در وهله اول شما باید زمانتون رو افزایش بدید. دو تا سه برابرش کنید. از یک یا دو منبع استفاده کنید و در کنارشون کتاب بخونید.

در وهله دوم خودتون رو به چالش بکشید و سعی کنید نقطه ضعفتون رو پیدا کنید و پیشرفتش بدید. داستان هارو بازگو کنید کاری بکنید ک تا الان نکردید.

در وهله سوم تحقیق کنید و تا می تونید اطلاعات درباره زبان جذب کنید. ببینید سایرین چطور با این موضوع کنار اومدن ( چند تا از دوستانی که اینجا نظر دادن دقیقا با این مشکلات رو به رو شدند.) با جمع آوری اطلاعات می تونید با واقعیت موفقیت رو به رو شید و بهتر دنبالش کنید.

دنبال اطلاعات انگیزشی، زبانی و مهارتی هستید می تونید مقالاتی که نوشته شده رو مطالعه کنید ( بعضیاشون فایل صوتی دارن)


#8

سلام مجدد خدمت همه دوستان
خیلی ممنون از پاسخ همتون
فکر نکردم چندین نفر جوابم روبدن ! خوشحال شدم !
چند تا نکته:
1-عکس تمرین دوستمون رو که دیدم امید وار شدم و متوجه شدم هنوز جای کار داره
مثلا همین درس رو من 25 بار تمرین کردم وقتی دیدم دوستمون 80 بار تمرین کرده متوجه شدم که نباید عجله کرد

2-بحث به چالش کشیدن که دوست دیگه ایی فرمودن رو بسیار قبول دارم ، اینکه بتونیم خلاصه درس رو از خودمون بگیم هر چند ناقص و کوتاه و غلط ، به نظرم فوق العاده کمک میکنه ولی یک اعتماد به نفسی میخواد راستش یکی دوبار یک تلاش کوچیک کردم ولی بعد از دو سه جمله موندم و دیگه نتونستم جمله جور کنم و ادامه بدم

3- در مورد نظر آقا کامبیز هم باید بگم کاملا درست میفرمایید من همش ورودی داشتم ، هیچ تلاشی برای ایجاد خروجی انجام ندادم و متاسفانه از چالش پرهیز میکنم ولی سوالم اینه که چه موقع وقتشه ، کی باید خودت رو به چالش بکشی که از خودت نا امید نشی
شما مثال بدنسازی رو زدید ، بله درسته من امروز وزنه 20 کیلویی میزنم فردا 21 و همینطور بیشترش میکنم تا مثلا 50 کیلو ولی مطمعنا نمیتونستم از 20 بپرم 30
حالا تو یادگیری زبان به این واضحی نیست مثلا ممکنه خلاصه داستان تعریف کردن 5 تا پله بالاتر باشه از پله ایی که الان هستم و این ناامید میکنه آدم رو ، ما ها نمیدونم پله های یاد گیری چی هستن ؛ نمیدونیم اگر امروز یک داستان رو میتونیم تکرار کنیم پله بعدش چیه که هم تا حدی به چالش بکشمون و هم بیشتر از توانمون نباشه که ناامیدمون بکنه

با عرض معدرت یک سوال دیگه هم از شما دارم که یکم برام تناقض ایجاد کرده . شما میفرمایید باید زمان رو 2 تا 3 برابر میکردم در صورتیکه من با این دید با زبانشناس شروع کردم که آهسته وپیوسته برم جلو . وقتی خوندم که باید روزی 20 دقیقه تمرین کنی چذبش شدم ، واقعیتش من نه میتونم مهاجرت کنم ، نه دکترا بگیرم یا هر چیز دیگه ایی که عجله ایی زبان نیاز داشته باشه ، حالا با شرایط یک آدم 34 ساله مثل من که گرفتار کار و زندگی هست ، بچه کوچیک داره و دوست داره زبان یاد بگیره ، ایده جالبیه که روزی 20 دقیقه تا 30 ئقیقه وقت خالی پیدا کنه که برای زبان بزاره ولی .اقعا مشکله که این زمان رو به سه چهار برابر تبدیل بکنه ، من با این دید با زبانشناس شروع کردم و که آهسته و پیوسته برم جلو(البته قبول دارم که اگر بشه 3-4 برابر وقت بزاری طبیعتا پیشرفت میکنی ولی برای افرادی که سن کمتری دارن امکان پذیره )
نکته آخر که امیدوارم میکنه اینه که از این 10 ماهی که گفتم تقریبا 5 ماهش که داستانهای کودکانه و انشاهای اما رو گوش میکردم اصلا تکرار نمیکردم و تقریبا 4ونیم ماهه که دارم تلاش میکنم داستانهای واقعی رو تکرار کنم و تقریبا 1 ماهه که بعد از شنیدن جمله استپ میکنم و سعی میکنم تکرارش کنم ( تا قبل از یک ماه پیش فقط گوش میکردم و تکرار میکردم بدون استپ کردن ) از وقتی استپ میکنم و بعد خودم تکرار میکنم احساس میکنم یک دارم پیشرفت میکنم
خیلی ممنون بابت راهنمایی های همه دوستان


#9

سلامی دوباره. زمان خاصی نداره. شما هر موقع احساس کردید که وقتشه باید انجام بدید هر چند اگر سخت باشه. اصلا فکر نکنید که زبان هم مثل وزنه زدن مشخص نیست. بلکه کاملا مشخصه. همه چی حس شدنی و قابل درک.
الانی که شما این تاپیک رو زدید یه چیز رو حس کردید که زدید.

ضمنا زیاد به خودتون سخت نگیرید. در نا امیدی بسی امید است.

نا امید برای چی؟
بخشی از روال کاره. خب شما که خودتون فرزند دارید. به حرکات بچتون نگاه کنید، آیا از اشتباه کردن میترسه ؟ به هیچ وجه. بچه ها عاشق اشتباه کردن هستن و با اشتباه کردن هستش که چیز ها رو یاد میگیرن.

پس اگه بد شده دلیل بر این نمیشه که شما بدید. اتفاقا خوشحال باشید چرا که میفهمید هنوز جای پیشرفت دارید و باید بیشتر تمرین کنید.

در این باره هم چند مورد رو خدمت شما عرض کنم.

با توجه به شرایط حال حاضر شما که فرمودید باشه من میگم شما آدم پر مشغله ای هستید، پدر خونواده هستید و درگیر زندگی هستید و صد در صد بهتون حق میدم.

ولی بیاید یه موضوع رو روشن کنیم. روشن سازی این موضوع فقط برای اینه که خیالتون راحت شه و بتونید بهترین برنامه رو برای خودتون بسازید.

در وهله اول شدت با سرعت یادگیری زبان رابطه مستقیم داره.
یعنی مثلا شما اگه روزی 8 تا 10 ساعت زبان بخونید مشخصا در 8 تا 10 ماه به درجه سلاست یا Fluency زبان می رسید.
و اگه روزی نیم ساعت بخونید 5 سال…

این اعداد تقریبی هستند.

حالا متوجه منظور من شدید؟ یکی از دلایلی که پیشرفتتون رو نمیتونید در حال حاضر ببینید همین موضوعه که اونقدر کم پیشرفت می کنید که قابل مشاهده نیست ولی… ولی… ولی… شما یک میلیموم پیشرفت دارید. چرا که روزی 20 تا 30 دقیقه می خونید.

به قول رونالدو فاصله صفر و کم خیلی خیلی زیاده.

سوال پیش میاد آیا من باید نا امید بشم؟ و بگم 5 سال طول میکشه؟

مشخصه که نه. به هر حال زمان در حال سپری شدن هستش چه 5 سال چه 1 سال بالاخره زمان میگذره مهم اینه شما چطور ازش استفاده کنید.

در وهله دوم هم همونطور که گفتم باید شما درباره زبان بیشتر بدونید. و صد البته هدفی مناسب برای خودتون تعیین کنید.

بزارید درباره پیشرفت به شما چیزی بگم.

من آخرین باری که خیلی احساس پیشرفت کردم بهار امسال بوده. دقیقا 7 ماهه هیچ حس پیشرفتی ندارم.

دوتا موضوع پیش میاد.

  1. چون پیشرفت نداشتم بگم بیخیال و کم بیارم و تسلیم شم.
  2. به جای فکر کردن به پیشرفت از خود زبانی که می خونم لذت ببرم

که خب انتخاب من مورد دوم هستش. چرا که مشخصه من مثل گذشته نمیتونم پیشرفت کنم ولی میدونم اگه یه روزم هم بخونم از روز قبل به مقصد نهاییم نزدیک تر شدم.

به جای فکر کردن به پیشرفت خودم رو وقف مطالبی کردم که دوستشون دارم. مثلا چالش های الان من دیدن فیلم ها با زیرنویس انگلیسی یا بدون زیرنویسه ( کاری که تا دو هفته پیش میترسیدم انجام بدم) یا گوش دادن به پادکست های تخصصی که تا همین 3 هفته پیش میترسیدم انجام بدم چون فکر می کردم سطحم پایین تره و صد البته آموزش ( که فکر می کردم در حد آموزش نیستم ولی برعکس متوجه شدم تاثیر آموزش من روی دوستام فراتر از اون چیزی بوده که فکرش رو می کردم) و صد البته خوندن کتاب هایی که دوستشون دارم.

توجه می کنید؟ هیچکدوم از این مواردی که گفتم منوط به خوندن منبعی خاص نمیشه. چرا که دیگه قصد دارم فقط از انگلیسیم لذت ببرم.

جالب اینجاست تو تمامی موارد از اون چیزی که فکر می کردم بهترم. و صد البته شما هم همینطورید. یادتون باشه ذهن ما به شکل طبیعی مارو از انجام ریسک دور میکنه. وقتی دو دل شدید زیاد فکر نکنید فقط انجامش بدید.

ضمنا هدفتون از یادگیری زبان هم ببینید چیه

من خودم فهمیدن زبان رو بیشتر از صحبت کردنش دوست دارم. واسه همین input من خیلی خیلی بیشتر از خروجیمه.


#10

خیلی خیلی ممنون بابت راهنمایی های ارزشمندتون اقا کامبیز
خیلی استفاده کردم
به نظرم مشاور بسیار خوبی هستید و خیلی خوشحالم که این مشکل رو مطرح کردم و شما دارید راهنماییم میکنید

بعد از خوندن مطالب شما متوجه شدم که یک سری از توصیه های شما و دوستان رو ناخودآگاه انجام میدادم هر چند کم
این چند نکته رو خدمتتون عرض میکنم اگر اشتباهی توش میبینید ممنون میشم راهنماییم کنید:

مطلب اول - من قصدم از یاد گرفتن زبان فهمیدن و متوجه شدن هستش ولی مدتها با فرار از مکالمه و تاکید روی گوش کردن متوجه شدم که باید صحبت کرد تا یتد گرفت ، حتی زبانشناس رو هم با دید اینکه فقط گوش میکنم شروع کردم و بعد از مدتی دیدم میشه مثل کلاسهای زبانی که مدتها پیش میرفتم و الان هیچی یادم نیست ازشون و کاملا بیفایده بودن
به همین دلیل چند ماهه دارم سایه کار میکنم تا کنار گوش کردن صحبت کنم

مطلب دوم - تو گفتگوهای قبلی من یک اشتباه مرتکب شدم و اون هم در مورد نا امیدی بوده ، نتونستم منظورم رو برسونم ، من از یاد گرفتن زبان به هیچ وجه نا امید نشدم و به امید خدا نخواهم شد چون چیزی بوده که همیشه دوست داشتم انجامش بدم و بابت خیلی کلاسهای مختلف رفتم ولی بی فایده و بعد از چندیدن سال که گزاشته بودمش کنار دوباره با زبانشناس شروعش کردم و دارم ادامه میدم و ادامه هم خواهم داد
فقط منظور من از نا امیدی ، نا امید شدن از راه رسیدن به هدف هست ، ماه پیش داشتم یکی از درسهای داستانهای واقعی رو تکرار میکردم بعد که تموم شد دیدم بسیار کم تو یادم مونده اگر بخوام برای یکی تعریفش کنم چند تا جمله بیشتر نمیتونم در موردش صحبت کنم بعد به ذهنم رسید که این کار با طوطی چه فرقی داره ، به همین خاظز یک ماهه که بعد از جمله استپ میکنم و بعد تکرار میکنم اینطوری ذهنم بیشتر تلاش میکنه تا جمله یادش بمونه ( قبلا فقط تکرار میکردم ) و فکر میکنم کمی پیشرفت کردم ولی باز هم شک اومد سراغم که نکنه این کار هم بی فایده باشه به همین دلیل با دوستان این احساس عدم پیشرفت رو مظرح کردم

مطلب سوم اینکه جدیدا چون استپ میکنم و تکرار میکنم زمان تمرینم بیشتر شده شاید زبانشناسم تنظیمه روی 30 دقیقه ولی بعضی روزها یک ساعت طول میکشه تا این نیم ساعت پر بشه ( فقط متاسفانه بعضی روزها زنجیره قطع میشه و نیم ساعت رو پر نمیکنم )

مطلب چهارم هم که کمی برام مبهمه تاکید شما بر پادکست ها و مطالب دیگه کمکی هستش
من این رو متوجه نمیشم یعنی درسهای زبانشناس کفایت نمیکنه ؟
این مطالب آموزشی کمکی و پادکست ها چی هستن ؟ چطوری باید کار کردشون ؟ وقتش الانه یا باید بعد از تسلط نسبی رو 12 درس واقعی مشفولشون بشم ؟ مثلا پادکست های دکتر هوک روی زبانشناس هست ؟ اونها رو باید تمرین کرد ؟

از وفتی میزارید برای پاسخ من بسیار بسیار ممنونم
براتون بهترین ها رو آرزو میکنم
موفق باشید


#11

سلام دوست عزیز.بنطرم احساس عدم پیشرفت رو تمام بچه های این تالار یا کسانیکه درحال اموزش زبان هستن حس کردن یا میکنن مثلا در مورد خودم باید بگم که من بشدت عدم تمرکز حواس دارم ینی از بچگی موقعی که درس خوندم همیشه 30یا 40درصد تمرکزم روی درس بوده و اینقد فکرم مشغول حاشیه بود که از اصل دور میموندم و متاسفانه الانم که دارم زبان یاد میگیرم هروقت ووبس گوش میدم ذهنم نمیتونخ تمرکز لازم رو داشته باشه اما ایا باید نامید بشم؟ جواب خیر هست من این مشکل رو حل کردم با خودم و بجای گوش دادن مثلا 40بار 70بار گوش میدم.بارها و بارها گوش میدم تا بفهمم وویس چی میگه.الان که خودمو مقایسه میکنم با 6ماه پیشم میبینم همین که میتونم کتاب داستان های سطح مقدماتی رو روان و بدون تپق بخونم خیلی حس خوبی بهم دست میده به شما توصیه میکنم از کوچکترین پیشرفتتون لذت ببرید و اینجوری فکر نکن که ده ماه داری میخونی و پیشرفت نکردی حتی یه کلمه هم اگه یاد بگیری در روز باز هم ینی پیشرفت مثلا من امروز این جمله رو یاد گرفتم it is now or never به معنی یا حالا یا هیچ‌وقت هست. و اینقد اینو امروز تکرار کردم که ملکه ذهنم شده همین ینی پیشرفت. پس با قدرت به مسیرت ادامه بده و اصن به نتیجه خوب و بد فکر نکن بقول اقا کامبیز از انگلیسی لذت ببر.موفق باشی دوست عریز