معنی عبارت All over

All over = همه جا / در سرتاسر

وقتی می‌خوای بگی چیزی در همه جای یک مکان یا سرتاسر محیط اتفاق افتاده یا هست.

مثال‌ها:

There are flowers all over the garden.

→ گل‌ها در سرتاسر باغ هستند.

Snow is all over the town.

→ برف همه جا در شهر هست.

:two: All over = تمام / کاملاً

وقتی می‌خوای بگی چیزی کاملاً اتفاق افتاده یا کاملاً انجام شده.

مثال‌ها:

The work is all over now.

→ کار حالا تمام شد.

She’s all over her homework.

→ او کاملاً روی تکالیفش تمرکز کرده.

:three: All over = از شدت ناراحتی یا هیجان

در مکالمات عامیانه گاهی به معنی “احساس شدید” یا “تحت تأثیر کامل” هم می‌آید.

مثال‌ها:

I was all over when I heard the news.

→ وقتی خبر را شنیدم کاملاً به هم ریختم / تحت تأثیر قرار گرفتم.

:light_bulb: نکته:

معمولاً all over + اسم مکان یا چیزی = همه جا

all over + فعل یا حالت = کاملاً یا شدت زیاد