فکر میکنم کم شدن انرژی بعد یه مدت عادی باشه ، ولی مرز بین موفقیت و شکست توی استمرار یادگیری زبان چیه؟!
حتا اگه شده کم انجام بده، به اندازهی دو دقیقه ولی هیچگاه یادگیری رو رها نکن.
کتاب خرده عادتها نوشتهی جیمز کلییر میتونه در این رابطه بهت کمک کنه.
![]()
![]()
![]()
متشکرم
چه سطحی هستید؟
الان قصدم یادگیری نیست. انگار میخام زنده باشم. و خودم سرگرم کنم تا حس نکنم مرده هستم.
مجبورم هی به خودم یاداوری کنم چرا دارم زبان میخونم ؟
به خودم یاداوری میکنم اگه وسط راه ول کنم پس تلاش های تا الانم چی میشه ؟
درس اصلیم رو ول میکنم و فقط مطالبی که دوست دارم گوش میدم یا میبینم ، تایم زبان رو میارم پایین .
خلاصه به همه دری میزنم باز انگیزه برگرده ![]()
اینکه چقد انگیزه داشته باشی کاملا مرتبط به اینه که هدف چقد روشن باشه.
من یه وقتایی جوری درگیر زبان میشدم حتی یادم میرفت ناهار بخورم، دور یه سری از کارها و ارتباطاتم رو کلا خط کشیدم و توی یه بازه طولانی ذره ای هم انگیزه ام رو از دست ندادم. همه چی بستگی به دید شخص داره.
بله طبیعه که بعد یه مدت بی انگیزه بشی
تجربه ی خودم↓
سعی کن یه ساعت مشخص رو تعیین کنی و هر روز در اون ساعت زبان تمرین کنی جوری که خسته نشی ((یه راهی پیدا کن که خوشت بیاد فیلم نگاه کردن به انگلیسی ، پادکست کار کردن ، کتاب خواندن یا هر چی که خودت دوست داری))
یه مدت کوتاه که در اون ساعت مشخص شده زبان بخونی دیگه برات عادت میشه سر اون ساعت خود به خود انگیزه میگیری
همیشه چند دقیقه اول یکم سخته ، تنبلی و بی انگیزگی اما پنج دقیقه که زبان بخونی دیگه مغزت ول نمیکنه
و در ضمن در خواندن زیاده روی نکن که زده بشی
من خودم روزی دو ساعت زبان تمرین میکنم ، شاید برای تو یه ساعت کفایت کنه ، بعد یه مدت خودت میفهمی
دوست خوبم بیانگیزگی تو مسیر یادگیری زبان برای هر شخصی میتونه اتفاق بیفته. پس اگه تو هم الان دچارش شدی، اصلا نگران نباش چون تنها نیستی ![]()
گاهی اوقات واقعا نمیشه درمانی برای بی انگیزگی در زبان انگلیسی داشت. پس دوست من لازمه که کمی ارادهی خودت رو قویتر کنی و با وجود اینکه انگیزهات پایینه، خودت رو ملزم کنی که ثبات داشته باشی. چون میدونم که هدفهای خیلی بزرگی تو ذهنت داری و یادگیری زبان انگلیسی میتونه تو رو به اون هدفهات نزدیکتر کنه.
پیشنهاد میکنم حتما نگاهی به مقاله یا ویدئوهای زیر بندازی تا بتونی انگیزهات رو دوباره به دست بیاری![]()
![]()
![]()
دقیقا همینه. مسیر روشن باشه هیچوقت آدم انگیزش رو از دست نمیده. کسی وسط راه شل میکنه که به دلایلی مثل پُز دادن، تنوع یا سرگرمی زبان رو شروع کرده باشه.
وقتی در زندگی برای خودت هدف داشته باشی یعنی زندهای… ![]()
![]()
هیچوقت خودتو قضاوت نکن.
موفقترین ادمام روزایی داشتن که بیانگیزهترین بودن و میخواستن همهچیو ول کنن. فرقشون این بود که به خودشون فرصت دادن، نه سرزنش.
وقتی خسته میشی، با بدنت ارتباط بگیر.
بهش گوش بده. قضاوتش نکن، دعواش نکن. این کار فقط فاصلت رو با هدفت بیشتر میکنه.
به خودت بگو: میفهمم خستهای… میفهمم بیانگیزه شدی… فقط یه کم استراحت لازم داری.
باور کن وقتی با خودت اینطوری حرف میزنی، حالت واقعا بهتر میشه.
بعد یادت بیار قبلا با چه شوقی دوست داشتی کارت رو انجام بدی.
اون حس هنوزم هست، فقط زیر خستگی قایم شده.
اون روز به خودت سخت نگیر.
ولی صفر هم ردش نکن.
حتی با کمترین زمان، کمترین انرژی، یه قدم کوچیک بردار. فقط برای اینکه زنجیرهت نشکنه.
چون اگه کامل رهاش کنی، ممکنه اون بخش ناامیدت غالب بشه و برگشتن سختتر بشه.
یادت باشه انگیزه هیچوقت همیشه تو بالاترین سطح خودش نیست.
ما با نظم جلو میریم، نه با موجهای هیجانی
منابع هم اهمیت داره. هیچ بایدی تو استفاده از یک منبع وجود نداره. دیدم خیلیا صرفا به گفته دیگران از روش ها و منابعی استفاده میکنن که اصلا مناسبشون نیست. باید از اون منبع لذت ببری.
A2 هستم
هدف خیلی مهمه…
دقیقاً
خیلی کامل بود…
خب موقع plato چی ؟ وقتی حس میکنی پیشرفت نمیکنی ؟ یا بدتر از اون موقع dip چی ؟ وقتی حس میکنی داری بدترم میشی !
من الان برای بار نمیدونم چندم دارم plato رو تجربه میکنم اونم طولانی تر از همیشه … یعنی اگر این اگاهی رو نداشتم که طبیعیه و توی مرحله وسط به عالی همه اینا هست شاید فکر میکردم خب ولش کن من اصلا زبان یاد نمیگیرم ! انگیزه چیه ؟! خب اینهمه میخونم پیشرفت نمیکنم ، شاید اصلا این کار بدردم نمیخوره !
یعنی میخوام بگم اگاهی از مسیرم خیلی مهمه .
واقعا وقتی ادم بدونه دقیقا داره به کجا میره، خیلی محکمتر قدم برمیداره
ولی اینکه بگیم اگه انگیزت کم شده ، پس از اول مسیرت درست نبوده … خب زندگی معمولا اینقدر سیاه و سفید نیست.
اره مسیر روشن کمک میکنه گم نشی ، ولی حتی نور هم گاهی پشت ابر میمونه. مهم اینه بلد باشی صبر کنی تا دوباره پیدا بشه ، نه اینکه خودتو سرزنش کنی چون انگیزت ته کشیده.
حتی با وجود هدف روشن هم ممکنه آدم یه روزایی رو کم بیاره. شاید دلیلش خستگی باشه، یه اتفاق غیرمنتظره، فشار ذهنی زیاد، یا شرایط بیرونی که اون روز متفاوته. ![]()
مهم اینه که بدونیم این حالتا طبیعیه. مهم اینه که یاد بگیریم چجوری با خودمون مهربون باشیم وقتی انگیزمون کم شده، و چطور با برداشتن یه قدم کوچیک، دوباره به مسیر برگردیم، حتی اگه اون قدم خیلی کوچیک باشه. چون همون قدم کوچیک یعنی ادامه دادن، نه تسلیم شدن
افریننننننن دقیقااااااا.
خیلی خوشم اومد. اگاهی مهم ترین چیز تو تماممم مسیرای زندگیه.