Pushed off معنی

Pushed off معنی
0.0 0

#1

“ In the end, had a little meeting with him. Pushed him off the edge of a cliff. Weren’t hard.”

======================
این تاپیک مربوط به درس «Murdered someone once!» در اپلیکیشن زبانشناس است (دوره «به انگلیسی گوش بده»، فصل «قسمت ۲»)


#2

با توجه به جمله به نظر میاد معنی “به زور قرار دادن” یا “با زور نشاندن” بده::thinking:
آن مرد را در لبه سنگ به زور نشاند