تالار زبانشناس

قصه های عمو کامبیز - بچه ها بیاید تو یه قصه براتون بگم

سلام بچه ها… خوبید؟

بزارید براتون یه قصه بگم. یکی بود یکی نبود.

یه روزی یه تیمی بود که سفید می پوشید، اسمش بود رئال مادرید. این تیم عادت داره 4 تا، 5 تا، 6 تا از بارسلونا بخوره.

قصه ی ما به سر رسید کلاغه به خونش نرسید.

امیدوارم از این قصه لذت برده باشید.

تا قصه ی آموزنده ی دیگر شمارو به خداوند میسپارم :rose::rose:

image

20 Likes

پیکه :):heart_eyes_cat: :):smiling_face_with_three_hearts:

2 Likes

ال کلاسیکو هم ال کلاسیکو های قدیم : D
یادش بخیر یه زمانی فوتبالچی بودیم از صبح تا شب لیگ اروپارو دنبال میکردیم
من خودم شدیدا طرفدار بارسا بودم مربی زمان گواردیولا این تیم خیلی جذاب بود رئال زمان مورینیو و منچستر زمان الکس فرگوسن

4 Likes

به به عجب قصه ای :heart_eyes::heart_eyes::heart_eyes:
نه یکی نه دو تا نه سه تا بلکه 5 تااااااااااااااااا :joy::joy::joy:

3 Likes

زیدان کجا رفته؟ از موقعی که رفته رئال نابود شده :grin:

4 Likes

هنوزم برا من جذابه ال کلاسیکو حتی با نبود مسی و cr7…هر چند بازی مسیو خیلی دوست دارم…وقتی تو فصل قبل مربی بارسا عوض شدو والورده اومد فکرشو نمیکردم بارسا بتونه همچنان مقتدرانه ادامه بده مخصوصا که نیمارم رفته بود پاریس انژرمن ولی بارسا همچنان همون بارسای همیشگیه:+1::+1::+1::+1:
بازی مارسیو پاریسم دیدم…خدایی گلی که مارسی زد صحیح بو…اگه داور قبول میکر شاید گل دومو‌نمیخوردن

3 Likes