پرسش در مورد معنی لغات و واژگان

پرسش در مورد معنی لغات و واژگان
0

#1

معنی این عبارت چی میشه؟
The men were using large steel pans to search for gold.

======================
این تاپیک مربوط به درس «Gold! Thousands Went to Western Canada to Find It» در اپلیکیشن زبانشناس است (دوره «انگلیسی از طریق اخبار»، فصل «قسمت ۱»)


#2

مردها در حال استفاده از ظرف های استیل بزرگ بودند که برای طلا جست و جو بکنند.


#3

مردان برای جستجوی طلا از ظروف استیل بزرگ استفاده میکردند


#4

تو ترجمه تا جایی میشه سلیس بود که ساختار عوض نشه.
اینجا شما گفتی “استفاده میکردند” استمرارش مشخص نیست این گذشته ساده هست در حالی که اینجا روی استمرارش داره تاکیید میکنه. اگه میگفتید داشتند استفاده میکردند یا در حال استفاده کردن بودند درست بود.
این ممکنه روی روند یادگیری افرادی که تازه دارن ساختارهارو فرامیگیرن تاثیر منفی بزاره و براشون گیج کننده باشه

گذشته ساده رو تو فارسی به دو شکل بیان میکنیم ولی در انگلیسی فقط یک فرم بیان داره و تفاوتش با آوردن قید تکرار مشخص میشه:

  • دیروز ۲ ساعت زبان خواندم ( دقیقا منظور دیروزه و فقط “یک بار” رخ داده)
  • سال پیش معمولا روزانه دو ساعت زبان میخواندم.( همون عمل زبان خواندنه که حالا چندین بار در گذشته رخ داده، دیگه تو فارسی نمیشه گفت سال پیش معمولا روزانه دو ساعت زبان خواندم!)

#5

اتفاقا استمرارش کاملا مشخصه ، استمرار وقتی مشخص نبود که می گفتم “استفاده کردند” یعنی یه بار استفاده کردن تموم‌ شد رفت ،ولی استفاده میکردند دقیقا این مفهوم رو میرسونه‌ که برای سالها از این روش برای پیدا کردن طلا استفاده میکردند نه یک بار، و این جمله یه بخش کوچیک از یک متن طولانیه‌ و زبان آموز قطعا با خوندن ادامه ماجرا به طور ناخودآگاه با تکرار به مفهوم دقیق این جمله پی خواهد برد.
من خودم بیشتر از ده بار این درسو گوش دادم‌
البته پیشنهاد میکنم که سائل ترجمه شمارو مد نظر قرار بده چون من خودم اکثر چیزایی که از گرامر یاد گرفتم به صورت حسی و از طریق مفهوم و تکرار دروس زبانشناس بوده و هیچ وقت گرامر نخوندم


#6

البته کلا ما ساختار فارسیمونم ضعیفه، حالا من استثنا این یک مورد رو گفتم.
به نظر من تو این محیط آموزشی بهتره به جای خیلی سلیس بودن روی دقیق بودن تکیه کنیم که بعد یه نفر بتونه سلیس بودنش رو تو ذهن خودش درست کنه، در واقع لقمه حاضری بهش ندیم.
تو فارسی گذشته هم دقیقا مثل حال ساده “می” میگیره و علامت “استمرار” نیست(حالا خواستید توضیحات کاملش رو مینویسم در فارسی ما اشتباها “می” گذشته رو استمرار میدونیم). برای اینکه به یه انگلیسی زبان بخوایم بگیم استمرار تو فارسی چه طوریه باید تفاوت دوتا جمله “بازی میکردند” و “در حال بازی کردن بودند یا داشتند بازی میکردند” رو بهش بگیم که بتونه ساختار ساده و استمراری رو از هم تمیز بده. وقتی میگیم مثلا اونها جمعه شبها به سینما میرفتند معنیش اینه که چندین بار به سینما رفتند و تمام شده،یعنی چند تا واقعه مشابه گذشته ساده رو روی هم داریم میگیم و “استمراری” نداره بلکه “تناوب” داره. ولی وقتی میگیم اونها دیشب ساعت ۱۰ در حال تماشا کردن تلویزیون بودند این استمرار داره.
خیلی چیزهای دیگه رو هم اشتباه بیان میکنیم. مثلا میری خونه مادرت میگه گرسنه نیستی؟ ما میگیم نه غذا خوردم، در حالی که این زمان رو فقط باید با حال کامل بگیم یعنی “خورده ام”. ساختار زبان فارسی متاسفانه خیلی داره تخریب میشه مثل جایگزینی “فارسی تهرونی محاوره ای” به جای پارسی معیار در نوشته هامون.

البته این توضیحات زیادی باعث سوء تفاهم نشه چون من معمولا دوست دارم به بهانه هر موضوعی چندتا نکته اضافه هم چاشنیش کنم، اینو کلی میگم که هرکس خواست استفاده کنه.
و متاسفانه یه فرهنگ بدی که ما داریم ابراز نظر و بحث رو بعضیها تهاجم تلقی میکنند و برای اینکه طرفت احتمالا اینطور نباشه مجبوریم که بگیم بحث شخصی نیست و صرفا تبادل اطلاعاته.


#7

هر آینه من می اندیشم که بایسته است در کنار آموزش زبان انگلیسی تالاری برای زدودن واژه های بیگانه از جمله عربی در جهت نجات زبان پارسی هم برپا کنیم.

با اینکه من کرد هستم در کنار زبان انگلیسی و کردی، دارم روی زبان پارسی هم کار میکنم :slight_smile:


#8

متنی که نوشتم شاید خارج‌ از اهداف‌ این صفحه باشه ولی همین جور دلی نوشتم
همانطور که بشریت در همه ابعاد به سمت بهتر شدن میره و پیشرفت میکنه زبان هم به سمت ساده تر شدن(که در اینجا ساده تر شدن به معنای‌ پیشرفته چون رسالت اصلی زبان ارتباط برقرار کردن به سادگی هرچه تمامتره) در حال پیشرفته و زبانها و فرهنگهای قویتر درحال بلعیدن زبانهای دیگر هستند و همیشه هستند آدمهایی که سعی بر مخالفت و خلاف جریان حرکت کردن دارند ولی هیچکس یارای مقابله با طبیعت رو نداره ،به طور مثال من خودم ترک زبان(ترک همدان(بعضی از شهرستانهای همدان ترک هستند))هستم وبا اینکه ریشه زبان ما با استانهایی مثل آذربایجان و زنجان یکیست ولی به دلیل اینکه زبان اصلی استان ما فارسیه زبان ما به سمتی داره میره که نسل جدید(متولدین دهه۸۰) اکثرا فارسی صحبت میکنند و ترکی را با لهجه فارسی صحبت میکنند و از کلمات فارسی زیادتری نسبت به نسل ما(دهه۶۰ و۷۰) در ترکی استفاده میکنند ، و همینطور خود من که دهه۷۰ی هستم مثلا در مواجهه‌ با یک ترک تبریزی ترجیح میدهم فارسی صحبت کنم تا ترکی ولی پدر و پدربزرگ من بسیار راحت با تبریزی ها صحبت میکنند و حتی زبان ترکیه ای را خیلی راحت متوجه میشوند ولی کسانی هستند که سعی میکنند به بچه هاشون ترکی اصیل یاد بدن ولی باز بچه با ورود به جامعه و مدرسه فارسی را بهتر از ترکی صحبت میکنند
و این رو مطمئن باشید که روزی فرا میرسه که فرهنگ و زبان تهرانی تمامی فرهنگ و زبانهای ایرانی رو در خودش حل کنه و به طبعش فرهنگ و زبان غربی فرهنگ و زبان کل جهان را
مثلا زبان خود شما که میگین‌ کرد کرمانشاهین‌ ولی کردهای‌ کردستان بیشتر شمارو فارس میدونن‌ تا کرد(من خودم چندتا دوست کرد در دوران دانشجویی داشتم که همیشه بر سر این موضوع بحث میکردند)
و این چیزی که من گفتم دلیلی بر این نیست که گذشته و مشاهیرمون رو فراموش کنیم حتی تاکید بر این دارم که باید کودکان ما مفاهیم کتابها اشعار قدیمی را بفهمند ولی هیچ وقت تعصب بیجا در هیچ چیزی ندارم
امید به روزی که در جهان هیچ مرز و قومیتی وجود نداشته باشه و همه در همه چیز یکسان باشند
کتاب #باغ_وحش_انسانی رو حتما مطالعه کنید


#9

به نظر من بسیاری ابعاد جهانی شدن یک معضله.
در دهه های ۲۰ و ۳۰ میلادی یک تفکر غالب بر فلسفه و معماری حاکم بود که در معماری با عنوان “سبک بین الملل” شناخته میشه.
اینها میگفتن راه حل جهانی برای معضل محلی، یعنی ما همه جای دنیا آپارتمانهارو به یه شکل میسازیم و شعارشان این بود که خانه ماشینی است برای زندگی.
معضلات زیادی به وجود آمد از جمله هندیها غذاخوری رو تبدیل کردن به محل نگهداری احشام و طوری تغییرات ایجاد کردند که معمار بزرگ لوکوربوزیه که طرحش رو داده بود در حیرت ماند که این همون چیزیه که طراحی کرده بود! در دهه ۶۰ و ۷۰ میلادی پست مدرنها گفتند که راه حل محلی برای مشکل محلی، و مصیبتهایی که از یکسان سازی فرهنگی ایجاد شده بود رو در پی حلش برآمدند.
حالا هم دوباره همون بحث با شعار حقوق بشر جهان شمول داره مطرح میشه که حقوق بشرش خوبه ولی باقی مسایلش رو زیر اون عنوان درست مخفی میکنن.
درخصوص اینکه یکسان سازی فرهنگی رو شما طبیعی میدانی به نظرم تعجب آوره. با اینکه ما یک ملت هستیم و خواهیم ماند ولی از خرده فرهنگها تشکیل شدیم. باعث ناراحتی دوستان فارس نشه ولی آسمیلاسیون فرهنگی اقوام مختلف به شدت در دستور کار حاکمانه که همه رو یک دست بکنند و نتیجش میتونه واکنشهای شدید باشه مخصوصا از طرف کردها که مملکت رو به خطر خواهد انداخت و در این یک مورد ما کوتاه بیا نیستیم.
در مورد “فرهنگ برتر” هم با شما موافق نیستم. نه فرهنگ کلی غرب از ما برتره و نه فرهنگ فارس زبانهای مرکزنشین از فرهنگ کردها برتره. جای بحث زیادی داره و مثالهای زیادی میشه زد. تنها برتری از دید من برتری امکانات هست که به دلایلی عادلانه تقسیم نشده و هیچوقت نخواهد شد.
درخصوص برتری انگلستان و بلعیدن دنیا هم مخالفم. یک روی جهانی سازی تبدیل کردن انگلستان به “دولت شهر” هست. دولت شهرهایی مثل یونان و بین النهرین قدیم که با جنگهای متعدد به منظور بهره برداری از امکانات طبیعی ملتهای دیگه ا نهارو تحت سلطه خودشان در می آوردند.
در مورد اینکه عده ای از کردهای سنندج میگن کرماشان کرد نیست دلایل تاریخی و بعضا سیاسی داره، مثلا اینکه تا زمان رضاشاه کرماشان مرکز غرب کشور بوده و کرماشان بعد از شهر دیاربکر ترکیه بزرگترین شهر کردنشین دنیاست با جمعیتی نزدیک به ۱ میلیون نفر. یه جورایی کل کل درون خانوادگیه والا ما از مهاباد بگیر تا کرماشان همه رو کردستان میدانیم.
و اتفاقا در کرماشان و مخصوصا شهرستانها برخلاف همدان از اول با بچه ها فارسی حرف میزنن اونم به سختی ولی بچه که وارد جامعه و خیابان میشه شروع میکنه به کردی حرف زدن. فارسی حرف زدن من کرد و شمای ترک تنها به دلیل اینه که زبان مشترک ماست نه چیزی بیشتر
یکسان سازی فرهنگی با زور (نه منطق گفت و گو) کمتر از یک قرن سابقه داره و شاید براتون جالب باشه بدانید که در زمان سپه سالاری رضاشاه وقتی از بغداد به تهران برمیگشت قرار بود خان کلهر(بزرگترین ایل کرماشان) دستگیرش کنه، داوود خان کلهر که قرار بود به جای رضاشاه سپه سالار بشه. رضاشاه رو توی یه بار ذغال مخفی میکنن و از درگیری با سوار کلهر اجتناب میکنن. بعدش که رضاشاه به قدرت میرسه برای انتقام از ایل ما لباس لرها رو تنشان میکنه که از شهرهای دیگه کرد جداشون کنه.
غرض از نقل داستان اینکه این روال طبیعی که شما میگی خیلیم طبیعی نبوده.

و در پایان اینکه ابراز امیدواری کنید در دنیا هیچ مرز و ملت مستقلی نباشه بحث خطرناکی هست. هر موقع شما تونستی برای خانه شخصی خودت محدوده و قلمرو نداشته باشی میتونی امیدوار باشی که مرزی هم در دنیا نباشه. بی مرزی یعنی شروع جنگها، مثلا بین فرهنگ نامیمون عربها و فرهنگ فلات ایران و این جنگها تا نابودی یک طرف به طور کامل ادامه پیدا خواهد کرد. دنیای بدون مرز حرف قشنگیه ولی این سیستم تعریف شده توسط کمونیستها به جز هرج و مرج نتیجه ای نداره.
و به دلیل اینکه فضای بحث یادگیری زبان در تالار تغییر نکنه من به همین مقدار بسنده میکنم.


#10

در این مورد من نظر تخصصی ندارم ولی پیشنهاد میکنم تاپیک ریشه های آقای ای جی هوگ رو بخونین. از دست دادن ریشه خیلی میتونه از لحاظ روانشناختی در آدم تاثیر منفی بذاره.

نظر شخصی من خودم این هست که بایستی ریشه های خودمون رو حفظ کنیم وگرنه زندگی برامون بی معنی میشه (وقتی همه یکسان باشن دیگه بودن من یا شما چه فرقی میکنه؟)


#11

کلا بحث من درباره رفتارشناسی و زیست شناسی بود ولی مثل اینکه شما بحث من رو اشتباه متوجه شدن
البته چیزی که من مدنظرم بود رو نمیشه با چند کلمه اینجا توضیح داد به همین دلیل کتاب [quote=“amir_hosein_mv, post:8, topic:3215, full:true”]
کتاب #باغ_وحش_انسانی
[/quote]

رو معرفی کردم به نظرم کتاب میمون_برهنه رو هم مطالعه کنید و اگر دچار پوچی شدین‌ کتاب انسان در جستجوی معنا از ویکتور فرانکلین(شما به اشتباه به اسم انسان در جستجوی مقصود ترجمه کردین در انگلیسی قدرت)


#12

یکی از دلایلی که با خونوادم گیلکی صحبت میکنم همینه
تقریبا هر کسی بتونه گیلکی صحبت کنه باهاش گیلکی حرف میزنم.
این موضوع ریشه ها هم تازه شروع کردم واقعا موضوع فوق‌العاده ایه
ما هر روز داریم از خونوادمون دور تر و دورتر میشیم. دیگه محلات اون گرمی سابقو نداره همه دوست دارن بد بختی همسایه رو ببینن تا پیشرفتشونو.
همه چی داره به شکل ناجوری تغییر میکنه


#13

من هم همین بحثو دارم میگم این چیزیه که به اجبار رخ خواهد داد


#14

آدم در حد وسع خودش بتونه تو پیشرفت خودش و اطرافیانش و جامعه ش مفید باشه کافیه، هر کس باید اول از خودش شروع کنه (کلیشه)، من اینو تو زندگی یاد گرفتم کسی که نمیخواد چیزی رو تغییر بده، هیچکس دیگه هم نمی تونه بهش کمکی بکنه، وقتی هم اکثریت مردم دنیا هم نمیخوان خودشون رو تغییر بدن، کاری از دست اقلیت بر نمیاد

به قول معروف کشتی ای که در حال غرق شدنه رو نمیشه نجات داد، باید به فکر نجات دادن خودت باشی


#15

میگم این بنده خدا سائل‌ اولین‌ بارش بود اینجا سوال پرسیده نیاد این چتای ما رو ببینه دچار بحران هویت‌ شه کلا زبان و بزاره کنار😅


#16

آره واقعا :rofl: :joy: