من واقعا گیج میشم تو همه دیکشنری ها throw یعنی پرتاب کردن اما اینجا ![]()
The king’s son, the prince, decided to throw a fancy ball and invited every lady of the land to com
این تاپیک مربوط به درس« داستان انگلیسی سیندرلا » در نرمافزار «زبانشناس» است. دوره: « داستانهای بچگانه » فصل: « بسته ی سوم »