اصطلاح bob's your uncle به چه معناست؟

در این متن اصطلاح bob’s your uncle چه مواقعی به کار برده میشود ؟معنای اصطلاحی رو توضیح بدین لطفا


این تاپیک مربوط به درس« پنج اصطلاح متداول در انگلیسی بریتیش » در نرم‌افزار «زبانشناس» است. پکیج: « انگلیسی با استاد لوسی » سرفصل: « اصطلاحات بریتانیایی »

3 پسندیده

Capture

:heavy_plus_sign: :zap:

10 پسندیده

Thank u sooo much​:pray::pray::pray::pray:

4 پسندیده

سلام
چای میل دارید؟

1.You need to boil the water
2.You need to add it to a cup
3.You need to add a tea bag
4.You need to let it brew
5.You need to take the tea bag out
So:Bob’s your uncle

خوب چای آماده هست بفرمایید :slightly_smiling_face:
البته من چای تیبرگ دوست ندارم :grin:

این اصطلاح داستان جالبی هم داره که دقیق جزئیاتش خاطرم نیست ولی کلا برای دستورالعملها و نتیجه ی نهایی بکار میره
جالب بود نگاه نکرده بودم سوال از چه درسی هست. دقیقا من هم مثال خانم لوسی رو از دفترچه ی اصطلاحاتم آوردم :joy:
معادلش همونی که آقا فرزاد بزرگوار اشاره کردند هست. وقتی بخواهیم پایان یک کار، مثلا آشپزی، یک پروژه، … رو اعلام کنیم بکار میره

12 پسندیده

سلام
این اصطلاح معمولا تو ایرلند و قسمت هایی از انگلیس و ولز بکار میره
فکر نکنم جاهای دیگه متوجه این اصطلاح بشن

:heavy_plus_sign: :zap:

8 پسندیده

سلام آقا فرزاد
معلوم اینجا هم آزادی بیان خیلی رعایت میشه البته از نوع غربیش.
فکر کنم منم تحریم شدم چون چند تا کمک خواستم کسی هنوز جوابم را نداده.

1 پسندیده

سلام
جسارتا من قبل از پاسخ آقا فرزاد یه نکته ای رو اشاره کنم. من خودم به شخصه این روزها خیلی تاپیک ها رو از دست می دهم بدلیل پربار شدن تالار در این روزها
اگه دسته بندی یا هر نظر دیگه ای اعمال بشه شاید تاپیکهایی از دسترس خارج نشوند.

5 پسندیده

سلام
تعداد تاپیک ها زیاد شده، بنابراین باعث میشه
@ali-13
بعضی از تاپیک ها به خوبی دیده نشن
معمولا سوالاتی که در قالب تاپیک های مجزا توسط کاربران پرسیده میشه، جواب داده میشن
:heavy_plus_sign::zap:

5 پسندیده

واقعا عذرخواهی میکنم :pray:
سعی میکنم همین تاپیک هایی که ایجاد کردم رو آپدیت کنم تا حداقل تاپیک جدیدی اضافه نشه.

3 پسندیده

مرسی رفیق :pray:

:heavy_plus_sign::zap:

3 پسندیده

خواهشمندم :pray::slightly_smiling_face: :bouquet:

3 پسندیده

سلام اگر بخواهیم یه ترجمه فارسی برای این اصطلاح بیاریم میتونیم بگیم دیگه کار تمام است! دیگه کاریت نباشه.
مثال:
To switch the oven on , turn the knob, and Bob’s your uncle!
برای روشن کردن فر، دکمه را بچرخانید و دیگه کارتان نباشه!

3 پسندیده