معنی Once در این جمله

Bernard showed her the little cathedral in its tiny
greengarden, the art gallery, and the new shops and restaurants built where the old factories had once stood.


این تاپیک مربوط به فصل« فصل 04 » در نرم‌افزار «زیبوک» است. مجموعه: « کتاب های متوسط » کتاب: « کنار هم ماندن »

3 پسندیده

Once

سابقا, فقط یکبار, یک‌بار, یک بار, یک مرتبه, یکبار دیگر, یکوقتی

.
.

adverb

قید

At some time in the past

در مقطعی از گذشته

مثال:

He once lived in Zambia.

او زمانی در زامبیا زندگی می کرد.

مثال

This book was famous once, but nobody reads it today.

این کتاب زمانی مشهور بود ، اما امروز کسی آن را نمی خواند.

3 پسندیده