تجربه شخصی: چگونه در حوزه های علمیه طلاب زبان عربی یاد میگیرند؟

نویسنده:افشین شیبا
باسلام
دوستان این مطلب فقط تجربه شخصی هست…
مربیان و اساتید زبانشناس میتوانند موضوع مطرح شده رو نقد و یا اساسا رد کنند…
عزیزی پرسید که چرا بعد از دوسال هنوز نمیتونن درست مکالمه کنن…
جواب بنده به ایشون این بود:
حتما اطراف خودتون پیرمردها یا پیرزنهایی رو دیدید که اصلا سواد ندارند ولی میتونن به راحتی فارسی حرف بزنن…
حتی خیلی از اونها پارو فرار گذاشتن و مثلا هم به زبان آذری و هم زبان فارسی تسلط عجیبی دارند…
به نظرتون چطور چنین چیزی ممکنه؟؟؟؟
اونها که هیچ لغتی رو نخوندن…
هیچ لغتی رو حفظ نکردن…
معلم و استادی هم نداشتن…
اصلا وقت و مکان رفتن به کلاس رو هم نداشتن…
اپلیکشن زبانشناسی هم نبوده بهشون کمک کنه… :wink:
پس چطور ممکنه؟؟
جوابش ساده است…
اونها طی سالیان سال تونستن با شنیدن لغتهای مختلف از افراد مختلف یک خط فکری زبان روی مغزشون ایجاد کنن…
حالا اونها به راحتی میتونن درک کنن که طرف مقابل چی میگه…
ولی سوال اساسی اینه که اونها چطوری تونستن حرف بزنن؟؟
خوب معلومه…
اونها وقتی تو شرایطی قرار گرفتن که مجبور شدن منظور خودشون رو به طرف مقابل برسونن به صورت ناخودآگاه حرف زدن رو هم یاد گرفتن…
چون قبلا به صورت همزمان خط فکری زبان تو مغزشون در موقعیت های اجتماعی ایجاد شده…

برادر بزرگوار تا زمانی که بلند بلند حرف نزنین ماهیچه های دهان و صورت نمیتونن بر ترسشون غلبه کنن…
تکرار میکنم بلند بلند حرف زدن نه آهسته…
این رو یکی از اساتید زبان بهم میگفت…
ماها زبان رو یاد میگیریم و در همون لحظه داخل یه اتاق دربسته حرف میزنیم یا بهتره بگم همون جملات رو تکرار میکنیم…
ولی چون در موقعیت مکانی و زمانی خودش نبوده نمیتونیم بعدا خوب حرف بزنیم…

بذارید یک مثال ساده بگم:
وقتی داخل منزل به زبان گوش میدی باتوجه به اینکه احساس امنیت میکنی و کسی دوروبرت نیست که بهت بخنده ولهجت رو مسخره کنه مغز تکلیف خودش رو مشخص میکنه و با آرامش به شما لغات و جملات رو یادآوری میکنه و شما بدون ترس و استرس جملات رو بیان میکنید…
حالا فرض کنید فردای همونروز میرید تو خیابان
یه فرد خارجی جلوی شما ظاهر میشه…
از شما سوالی رو میپرسه…
چون شما قبلا در اون محیط قرار نگرفتید نمیتونید بر ترس و استرس ناشی از اون غلبه کنید و مغزتون درگیر ترس و استرس میشه و به دنبال پیدا کردن راهی برای فرار از اون موقعیت میگرده…
پس شما نمیتونید درست و حسابی جملات رو ادا کنید
خوب پس تکلیف چیه؟؟؟؟
خیلی ساده هست…
شما باید در زندگی روزمره در هر موقعیتی که قرار میگیرید بدون ترس از جملات انگلیسی استفاده کنید
تو خونه به همسرتون بگید:
hey my cute wife… please turn on tv
Hey maryam come her
Mother i want to go in my freind house
Not tell me at all
همش انگلیسی حرف بزنید بذارید بهتون بخندند تا ترستون بریزه…
بذارید لهجه انگلیسی شما رو ببینن و مسخره کنن…
اصلا بذارید از حسادت سرشونو به دیوار بکوبن…
نترسید…
نترسید…
نترسید…
فقط حرف بزنید…
بلند بلند…
تا اگه روزی با رفیقت داری راه میری و یه خارجی زبان جلوت سبز شد دیگه نترسی با خودت بگی رفیقم که لهجه من رو دیده و من انقدر تو خونه و کوچه و محل کار انگلیسی حرف زدم دیگه ترس و اضطرابی نمونده
حالا مغز جواب میده
دیگه نمیترسه
دیگه استرس نداری
لغت پشت لغت میاد تو مغزت
و حالاست که از انگلیسی حرف زدنت لذت میبری

یه چیز دیگه:
تو حوزه ها ی علمیه رسم هست افرادی که میخوان عربی یاد بگیرن به مدت شش ماه نذر میکنن که در هر شرایطی عربی حرف بزنن…
بنده برای اولین بار وقتی با یک طلبه که نذر کرده بود عربی حرف بزنه مواجه شدم برای فهمیدن منظورش خیلی سختی کشیدم…
جالبه سه چهار روز پشت سر هم که دیدمش و باهاش صحبت کردن متوجه شدم بنده هم کم کم دارم ازش عربی یاد میگیرم…
خیلی جالب بود…
اونها بعد شش ماه به دلیل اینکه در هر موقعیت مکانی و زمینی و هوایی و دریایی :yum: فقط عربی حرف زدن و مجبور شدن به مغزشون فشار بیارن که کلمات عربی رو بهشون یادآوری کنه کاملا و به راحتی عربی رو از بر میشن

البته بعضی از اساتید معتقدند نباید زیاد به مغز فشار آورد
خوب هرکسی یه روشی داره دیگه :wink::wink:

19 پسندیده

عالی بود. البته خیلی سخته.

3 پسندیده

سلام بله منم با شما موافقم،شهر ما به لحاظ زبانی دو دسته ترک و کرد داره، و هردو طرف اکثرا زبان همدیگه رو میبفهمن و اگه ازدواجی این بین صورت بگیره بعد یه مدت راحت به اون زبان حرف میزنن،هیچ کلاسی در کار نیست فقط گوش دادن و بعد تلاش برای حرف زدن

6 پسندیده

چه مقاله ی جالب و مفیدی بود نمیدونستم
متشکرم

4 پسندیده

کاملا درسته نترسید نترسید ما همه با هم هستیم
DONT BE AFRAID WE ARE ALL TOGETHER

2 پسندیده

البته این نذری که فرمودید همه جا نیست ، پس بهتر عبارت حوزه های علمیه رو تصحیح کنید مثلا در بعضی یا …

1 پسندیده