تالار زبانشناس

معانی مختلف Take رو یجا یاد بگیرید

Take
معانی مختلفی دارد، همینجا همشونو یاد بگیرید🌹

برداشتن

    1. Don’t forget to take your keys.
  1. فراموش نکن کلیدهایت را برداری.
    1. You better take an umbrella.
  1. بهتر است یک چتر برداری.

گرفتن

    1. Can you take the baby for a moment?
  1. می‌توانی یک لحظه بچه را بگیری؟
    1. I passed him the rope and he took it.
  1. من طناب را به او دادم و او گرفت.

رفتن (با وسایل نقلیه)** گرفتن (تاکسی)، سوار شدن

    1. Are you taking the train to Chicago?
  1. آیا با قطار به “شیکاگو” می‌روی؟
    1. Then, we can take a cab.
  1. پس، می‌توانیم یک تاکسی بگیریم.
    1. Would you rather take the bus or subway?
  1. ترجیح می‌دهی با اتوبوس بروی یا مترو؟

خریدن

    1. I take my clothes from that store.
  1. من از آن مغازه لباس می‌خرم.
    1. I think I’ll take it.
  1. به نظرم آن را بخرم [فکر کنم همین را بخرم].
    1. I’m not going to buy the shirt but I take the shoes.
  1. این پیراهن را نمی‌خرم اما کفش‌ها را می‌خرم.

بردن / رساندن

The boys were taken to see their grandparents most weekends.

پسرها را اکثر آخرهفته‌ها برای دیدن پدر بزرگ و مادربزرگشان می‌بردند.

I take my cellphone with me everywhere I go.

من تلفن همراهم را هر جا بروم با خود می‌برم.

طول کشیدن

    1. The experiment will take three years.
  1. این آزمایش سه‌سال طول خواهد کشید.
    1. The trip took four hours.
  1. آن سفر چهار ساعت طول کشید.

نیاز داشتن /خواستن

    1. It doesn’t take much to make her angry.
  1. عصبانی کردن او، چیز زیادی نیاز ندارد [او به راحتی عصبانی می‌شود].
    1. The verb ‘rely’ takes the preposition ‘on’.
  1. فعل “وابسته بودن” به حرف اضافه “به” نیاز دارد.
    1. This sense of the verb ‘give’ takes two objects.
  1. این معنی فعل “دادن” دو مفعول می‌خواهد [به دو مفعول نیاز دارد].

تحمل کردن

    1. How can you take this woman? She is terrible.
  1. چطور می‌توانی این زن را تحمل کنی؟ (اخلاق) او افتضاح است.
    1. I don’t have to take your abuses.
  1. مجبور نیستم سوءاستفاده‌های تو را تحمل کنم.
  • We argue all the time and I can’t take it any more.

ما تمام وقت بحث می‌کنیم و من نمی‌توانم بیش از این تحمل کنم.

امتحان دادن

    1. Should I take the exam right now or later?
  1. باید همین الان امتحان بدهم یا بعداً؟
    1. This is the last exam for you to take.
  1. این آخرین امتحانی است که می‌دهی.
    1. When did you take your driving test?
  1. کی آزمون [امتحان] رانندگی دادی؟

پوشیدن

    1. I take a size 12 in pants.
  1. من شلوار سایز 12 می‌پوشم.
    1. What size shoe do you take?
  1. کفش چه سایزی می‌پوشی؟
    1. When I was younger, I took smaller shirts.
  1. وقتی جوان‌تر [کوچک‌تر] بودم، پیراهن‌های (سایز) کوچک‌تری می‌پوشیدم.

دزدیدن

    1. I swear I didn’t take the money.
  1. قسم می‌خورم که من آن پول را ندزدیدم.
    1. Someone must have sneaked in here and taken it.
  1. یکی باید دزدکی [یواشکی] وارد اینجا شده باشد و آن را دزدیده باشد.

فهمیدن/درک کردن/پی بردن

I take your point.

مقصودت [منظورت] را فهمیدم.

قبول کردن/پذیرفتن

    1. Are you going to take the job?
  1. آیا قصد داری آن کار را قبول کنی؟
    1. Do they take credit cards here?
  1. اینجا کارت اعتباری می‌پذیرید؟
    1. We don’t take cash.
  1. ما پول نقد قبول نمی‌کنیم.

از مسیر بخصوصی رفتن

    1. Take the A43 towards Bicester.
  1. از مسیر [جاده] A43 به سمت “بایسستر” برو.
    1. Take the next exit.
  1. از خروجی بعدی برو.
    1. Take the second turning on the left.
  1. از دومین دوراهی سمت چپ برو.

مصرف کردن (دارو یا مواد مخدر) * خوردن

to take food

چیزی خوردن

  • Do you take sugar in your coffee?

با قهوه‌ات شکر می‌خوری؟

to take a drug/medication/pill …

مواد مخدر/دارو/قرص و… مصرف کردن [خوردن]

    1. Do you think she takes drugs?
  1. آیا فکر می‌کنی او مواد مخدر مصرف می‌کند؟
    1. He has never taken a pill in his life.
  1. او در (تمام) زندگی‌اش، حتی یک قرص هم نخورده است.
    1. Take this medicine three times a day.
  1. این دارو را سه‌بار در روز بخور.

برداشت (منظور در فیلم برداری)

  • 1.He got exhausted, after only three takes.
  1. او خیلی خسته شد، پس از تنها سه برداشت.
  • 2.The first take was awful.
  1. برداشت اول افتضاح بود.
  • 3.We managed to get it right in just two takes.
  1. ما توانستیم در تنها دو برداشت بازی را در بیاوریم.
کاربرد اسم take به معنای برداشت

اسم take در اینجا به معنای “برداشت” است. take یا برداشت به تعداد دفعات فیلمبرداری از یک صحنه از فیلم گفته می‌شود. مثال:
“.We managed to get it right in just two takes” (ما توانستیم در تنها دو برداشت بازی را در بیاوریم.)

پایان🌹

3 Likes