تالار زبانشناس

معنی studded در دو جمله زیر (و مفهوم دو جمله*

a baked ham studded with cloves

Elaine looked up at the black, velvety sky studded with tiny, twinkling stars

2 Likes

سلام
Stud as a verb almost means decorate
to set or decorate with studs or studlike objects

e.g a crown studded with jewels

یه گوشت تزئین شده با کلاو
الن نگا کرد به بالابه سیاهی،آسمان مخملی (صاف) تزئین شده بود با ستاره های چشمک زن کوچولو

3 Likes