ترجمه ی این پارت

don’t know what Josh thought he had to gain by being such a pain. I mean, Dad already had plenty to worry about. For one thing, he hadn’t been able to sell our old house yet.


این تاپیک مربوط به درس« به خانه مردگان خوش آمديد فصل اول » در نرم‌افزار «زبانشناس» است. دوره: « قصه های گوسبامپس » فصل: « به خانه ی ارواح خوش آمدید »

3 پسندیده

سلام. وقت بخیر.
نمی‌دانم جاش فکر می کرد با همچین مایه ی عذابی بودن چه چیزی را به دست می آورد. منظورم این است که پدر، همین الانش هم کلی چیز برای نگرانی داشت( کلی چیز داشت که بابتشان نگران باشد). برای مثال، او هنوز نتوانسته بود خانه ی قدیمی را بفروشد.

4 پسندیده

با تشکر از ترجمه شفاف و قابل قبولت،خودمم این جمله رو خوندم و رد شده بودم اما الان میبینم نصف جمله رو اشتباه فهمیده بودم:person_facepalming::person_facepalming: :smiling_face_with_tear::smiling_face_with_tear: