تالار زبانشناس

تکه طلا . از قسمت داستانهای بچه گانه


یعنی لیز خورد

to put or place (something) somewhere in a quiet or secret way

• He slipped the key into his pocket

• Someone slipped a drug into his drink

به معنی گذاشتن

4 Likes

یا انداختن
( انداختن چیزی در جایی به طور مخفی و پنهانی)

1 Likes