نگاهی به کتاب اخلاق رنج محور (Suffering-Focused Ethics)

من عضو کانال یوتیوب Lawrence Anton هستم که تو لندن زندگی میکنه و آنتی ناتالیسته و محتوای کانالش درباره همین موضوعه. من هم دوبار باهاش درباره بدبینی و آنتی ناتالیسم در شعر پارسی و در شاهنامه مصاحبه کردم (قبلا لینکشون رو همینجا گذاشتم) و در ساختن ویدیوی لورنس درباره ابوالعلای معرّی هم به او به ویژه درباره اشعار عربی کمک کردم. زمان جنگ هم جویای حالم شده بود تو تلگرام. البته منظورم این نیست که تبلیغ کنم برای خودم، میخوام بگم حتا این فرد هم که در لندن زندگی میکنه و مشکلات ما رو داره به نتیجه ای مشابه رسیده.

همونطور که فرمودین درصورت خواستن فرزند، بهترین کار به فرزندی پذیرفتن کودکان بی سرپرسته.

1 پسندیده

چقدر خوب.فکرکنم یبار جایی دیدم گفته بودین.سرفرصت باین کانال سر میزنم و استفاده می‌کنم.همکاری افراد با فرهنگ های مختلف و افکار مشترک همیشه جذاب و مفیدن و راهگشا واسه علاقمندان واقعی اون موضوعها.
خیلیم عالی،شما عربی تونم خیلی خوبه و چه بهتر که بقیه هم ازدانشتون درین زمینه های مفید بهره مند بهشن.:clap::clap:

آفرین.دوستان واقعی همینطورن.

شما نیازی به تبلیغ ندارین بااین‌همه اطلاعات و دانش و تخصص در زمینه‌های مختلف.

کاملا موافقم.انتخابی از هر جهت انسانی و شرافتمندانه.مخصوصا اگه افراد انتخابگر خودشون توانایی بچه دار شدن رو هم داشته باشند.
خوشبختانه این موضوع روزبه‌روز طرفدارانش بیشتر و بیشتر میشن.
براتون آرامش و سلامتی آرزومندم

1 پسندیده

ممنونم شما لطف دارین. تنها فایده رشته الاهیات در همون آشنایی تقریبی با زبان عربی بود و باقیش اتلاف عمر بود. به هر حال همچنان خیلی نیاز دارم که عربیم رو تقویت کنم.

این هم اون سه تا ویدیو که گفتم:

آنتی ناتالیسم در ایران:

https://youtu.be/blU_sFPRC9M?is=kQ9CpOB5ml1g0-P1

بدبینی و آنتی ناتالیسم در شاهنامه فردوسی:

https://youtu.be/Vd40ZFa0lNs?is=9ApOZmCvD18QFj8O

آنتی ناتالیسم در اندیشه ابوالعلای معرّی:

https://youtu.be/npBiFn_lLCw?is=Wr9dq8bBWp4Ib3GF

خودم زیاد مصاحبه ها رو دوست ندارم. کیفیت صدا هم خوب نبود. ولی ویدیوی سوم درباره ابوالعلای معرّی کار دو نفری لذت بخشی بود و خیلی خیلی این ویدیو رو دوست دارم. مدت زمانش هم زیاد نیست در مقایسه با مصاحبه ها. این ویدیو رو حتما ببینید.

1 پسندیده

خواهش میکنم :blush:
فایده اش واسه منم غیر از آشنایی بیشتر با زبان عربی،دونستن این حقیقته که دین و عقل هرگز با هم در یکجا جمع نمی شوند.من البته نزدیک بود بیشتر عمرمو تو این زمینه هدر بدم و میخواستم تو یکی از گرایشات این رشته ادامه تحصیل هم بدم،خوشبختانه تو همون زمان فهمیدم نباید در مسیر ناکجاآباد بیشتر گم بشم…شاید اگه این رشته را نخونده بودم،هرگز به چنین نتیجه‌ای نمی‌ رسیدم… :slightly_smiling_face:

سخت نگیرید.همینقدر که قابل مفهوم باشه کافیه.

خوشحالم که درین مورد راضی هستید.
حتما سرفرصت میبینمشون :folded_hands::tulip:

1 پسندیده

دقیقا من هم همینطور فکر میکنم. گاهی با خودم میگم اگه به این رشته ورود نمیکردم بعد به فلسفه هم وارد نمیشدم و کلا آدم دیگه ای با جهانبینی متفاوتی میشدم. به هر حال اون هم بخشی از مسیر و فرایند (process) بوده. ولی از سوی دیگه هم بسیاری از افراد هستن که بدون سپری کردن چند سال از جوونیشون به نتیجه من و شما درباره دین و عقل رسیدن و نیاز نبود این همه وقت و انرژی بذارن. این هم ناشی از جبر زمان و جغرافیاست.

1 پسندیده

منم گاهی باین موضوع از همین زاویه نگاه میکنم،اما سعی میکنم سریع ازش رد بشم و رو زمان حال و کارایی که میتونم انجام بدم تمرکز کنم،آخه حسرت گذشته رو خوردن که مارو بجایی نمی رسونه :slightly_smiling_face:

1 پسندیده

اعتراض حکیم فردوسی به جهان:

جهانا مپرور چو خواهی درود

چو می بدروی پروریدن چه سود؟

جهانا ندانم چرا پروری

چو پرورده باشی چرا بشکری

جهانا چه بد مهر و بد گوهری

که خود پرورانی و خود بِشکَری

جهانا سراسر فسوسی و باد

بتو نیست مرد خردمند شاد

جهانا چه خواهی ز پروردگان

چه پروردگان، داغِ دل بُردگان

(شاهنامه فردوسی)

حکیم فردوسی از جهانِ به قول خودش بدمهر و بدگوهر می پرسد که وقتی میخواهی سرانجام نابود کنی، چرا انسانها و دیگر جانوران را در دامن خود پرورش می دهی؟ چرا آنها را به دنیا می آوری تا آنها را در نهایتِ درد و رنج و خفّت و زاری به کام مرگ بفرستی؟ آخر چرا تو اینقدر بدمهر هستی ای جهان! و در بیت چهارم هم بیان می کند که هیچ انسان خردمندی در این جهان شاد نیست…

خیام هم پس از او همین مضمون را در قالب رباعی سروده است:

ترکیب پیاله‌ای که در هم پیوست
بشکستن آن روا نمی‌دارد مست

چندین سر و پای نازنین از سر دست
از مهر که پیوست و به کین که شکست؟!

می گوید که حتا یک آدم مست هم شکستن پیاله شراب را کار درستی نمی داند، حال آنکه خالق فرضی این جهان، دیوانه وار ساخته های ظریف خود را پیوسته می سازد و باز می شکند. آیا به راستی او یک دیوانه نیست؟

فرو رفت جم را یکی نازنین
کفن کرد چون کرمش ابریشمین

به دخمه برآمد پس از چند روز
که بر وی بگرید به زاری و سوز

چو پوسیده دیدش حریرین کفن
به فکرت چنین گفت با خویشتن

من از کرم برکنده بودم به زور
بکندند از او باز کرمان گور

در این باغ سروی نیامد بلند
که باد اجل بیخش از بن نکند

قضا نقش یوسف جمالی نکرد
که ماهی گورش چو یونس نخورد

دو بیتم جگر کرد روزی کباب
که می‌گفت گوینده‌ای با رَباب:

دریغا که بی ما بسی روزگار
بروید گل و بشکفد نوبهار

بسی تیر و دی ماه و اردیبهشت
برآید که ما خاک باشیم و خشت

(بوستان سعدی، باب نهم)

Is life always this hard? Or is it just when you’re a kid?

Leon: Always Like this.

Shutter Island - God loves violence!

1 پسندیده

The Reason Ricky Gervais Won’t Have Kids:

Doug Stanhope talking about Parents imposing Life without Consent:

نوشتاری جالب درباره بدبینی در فیلم های وودی آلن:

در کتاب سوّم دینکرد، بخش ۲۰۰ هم به این باور مانی اشاره شده است:

the incarnate druj. Mani, proclaimed that by this act of procreation men would be led to commit the sin of kunmarz (sodomy).

the incarnate druj, Mani, proclaimed that the world should never be improved, rather it should be destroyed; by the constant blaze of the fire (of hell).

ترجمه انگلیسی از زبان پهلوی:

The Manichean attitude to marriage was entirely negative as the act of procreation prolongs the imprisonment of Soul, which would now be further diversified into matter.

  • Iain Gardner & Samuel N. C. Lieu, Manichaean Texts from the Roman Empire, Cambridge University Press, Cambridge, Massachusetts 2004, p. 22 -

پس از گذشت بیش از یک سال موفق شدم با حساب اصلیم وارد بشم.

سپاس از جناب آقای ناصری. :heart:

3 پسندیده

(از ایران زردشتی تا اسلام، شائول شاکد، ترجمه مرتضی ثاقب فر، ص ۲۲۵ و ۲۲۶)

مضمون همین سخنان بزرگمهر را فردوسی از زبان خود او به شعر آورده است:

بدیدم که این گنبد دیرساز
نخواهد همی لب گشادن به راز

اگر مرد برخیزد از تخت بزم
نهد بر کف خویش جان را به رزم

زمین را بپردازد از دشمنان
شود ایمن از رنج آهرمنان

شود پادشا بر جهان سر‌به‌سر
بیابد سخنها همه دربدر

شود دستگاهش چو خواهد فراخ
کند گلشن و باغ و میدان و کاخ

نهد گنج و فرزند گرد آورد
بسی روز برآرزو بشمرد

فراز آورد لشکر و خواسته
شود کاخ و ایوانش آراسته

گر ایدون که درویش‌ باشد به رنج
فراز آرد از هر سویی نام و گنج

ز روی و ریا هرچ گرد آورد
ز صد سال بودنش برنگذرد

شود خاک و بی‌بر شود رنج اوی
به دشمن بماند همه گنج اوی

نه فرزند ماند نه تخت و کلاه
نه ایوان شاهی نه گنج و سپاه

چو بنشیند آن جستن و باد اوی
ز گیتی نگیرد کسی‌ یاد اوی

بدین کار چون بگذرد روزگار
ازو نام نیکی بود یادگار

ز گیتی دو چیزیست جاوید بس
دگر هرچ‌ باشد نماند به کس

سخن گفتن نغز و کردار نیک
نگردد کهن تا جهانست ویک

شگفتی بزرگمهر (بوزرجمهر) از بی سر و پا بودن نظام گیتی:

بپرسید و گفتش چه دیدی شگفت
کزان برتر اندازه نتوان گرفت

چنین گفت با شاه بوزرجمهر
که یک سر شگفتست کار سپهر

یکی مرد بینیم با دستگاه
کلاهش رسیده به ابر سیاه

که او دست چپ را نداند ز راست
ز بخشش فزونی نداند نه کاست

یکی گردش آسمان بلند
ستاره بگوید که چونست و چند

فلک رهنمونش به سختی بود
همه بهر او شوربختی بود!

شاهنامه فردوسی

1 پسندیده

(From the movie “Harvey”, 1950)

Annie Hall - “the horrible and the miserable”

1 پسندیده