تنها معنیای که تونستم برای with پیدا کنم با وجود اینکه، علی رغم اینکه هست.
with : despite
With nothing left to give, the king could only think of one thing to help protect his people.
ترجمه: پادشاه باوجود اینکه هیچ چیز برایش باقی نمانده بود، تنها توانست به یک چیز برای کمک به حفاظت از مردمش فکر کند.
مثال بیشتر،
With all her faults I still love her.
ترجمه: با وجود تمام عیب هایش هنوز دوستش دارم.
with all his boasting, he is a coward.
ترجمه: با وجود تمام لاف زنی اش، آدم ترسویی است.