از ترم‌دوم دانشگاه تا الان که یه‌پرستارم

سلام سلام:smiling_face_with_tear:

اینکه با زبانشناس دقیقا چه زمانی و چطوری آشنا شدم واقعا یادم‌نمیاد ولی میدونم که بعد شروع کردنش واقعا عاشقش شده بودم بعدِ یه مدتی اون روزا که هنوز‌دانشجو بودم درسام‌انقدر فشرده شدن و یهو انقدر زندگیم پر پیچو خم شد که کم کم زبانو گذاشتم کنار البته آدمایی که وارد زندگیم شدن هم بی تاثیر نبودن اکثرا آدمایی بودن که هدف خاصی نداشتن زبان‌نمیخوندن و باعث میشدن منم سست بشم اون وسطا چندین بار زنجیره ساختم و بعد باز یکی‌دوروزک نمیومدم از بین‌میرفت

تااینکه دانشگاه تموم شد الان که یه پرستارم و واقعا بعضی وقتا انقدر شیفتای فشرده ای دارم که نمیتونم به کارای دیگم برسم

تنظیم کردم رو ۱۰ دقیقه که حداقل روزی ۱۰ دقیقه هرطور شده سر بزنم به زبانشناس

امیدوارم اینطوری ادامه پیدا کنه :melting_face::butterfly:

9 پسندیده