مفهوم to cast a spell را می شود با مثال توضیح دهید
این تاپیک مربوط به درس «یه پیرزنی بود که یه خفاش قورت داد» در اپلیکیشن «زبانشناس» است. دوره «داستان های مصور صوتی»، مجموعه «یک پیرزنی بود
»
مفهوم to cast a spell را می شود با مثال توضیح دهید
این تاپیک مربوط به درس «یه پیرزنی بود که یه خفاش قورت داد» در اپلیکیشن «زبانشناس» است. دوره «داستان های مصور صوتی»، مجموعه «یک پیرزنی بود
»
سلام دوست عزیز
عبارت «to cast a spell» به معنای «طلسم کردن» یا «افسون کردن» هستش و دو کاربرد اصلی داره:
۱. معنی تحتاللفظی (جادوگری)
یعنی با استفاده از جادو، کسی یا چیزی رو تحت تأثیر قرار دادن.
مثال:
The witch cast a spell on the prince.
ترجمه: «جادوگر، شاهزاده را طلسم کرد.»
۲. معنی مجازی (جذابیت شدید)
یعنی کسی یا چیزی اونقدر جذاب باشه که شما رو شیفتهی خود کنه.
مثال:
Her beautiful voice cast a spell on the audience.
ترجمه: «صدای زیبایش، تماشاگران را مجذوب خود کرد.»
مثالهای بیشتر:
| جمله | ترجمه |
|---|---|
| The magician cast a spell and made the rabbit disappear. | شعبدهباز طلسم کرد و خرگوش را ناپدید کرد. |
| The view from the mountain cast a spell on me. | منظرهی کوه، مرا مسحور خود کرد. |
تشکر از پاسخ کامل و با مثال ![]()