سلام
هدف من تسلط بر زیبوکه (بخش کتابای زبانشناس).
توی ایستگاه هایی از مسیرم، میام و اینجا می نویسم،
تا انرژیم نیوفته.
خوشحال میشم همقدم من باشین. ![]()
سلام
هدف من تسلط بر زیبوکه (بخش کتابای زبانشناس).
توی ایستگاه هایی از مسیرم، میام و اینجا می نویسم،
تا انرژیم نیوفته.
خوشحال میشم همقدم من باشین. ![]()
### کتاب راهبی که فراریاش را فروخت
.
جالبه که کتابای ذهن آگاهی هم گاهی با هم اساسی، دیدگاه هاشون فرق داره.
مثلا اکهارت توله تو کتاب نیروی حال (قدرت حال؟) میگه همون طور که نباید به گذشته فکر کرد، به آینده هم نباید فکر کرد،
و کلا باید ذهن رو خاموش کرد.
ولی تو کتاب راهبی که فراریاش را فروخت می خونیم که هدف گذاری خیلی مهمه و اصلا بخش مهمی از ذهن آگاهیه،
منتها نوع هدف مهمه …
ولی در کتاب راز (راندا برن) حتا نوعِ هدف هم مهم نیست …
×+ گاهی با خودم میگم ،
ما که این همه کتابای جور واجور می خونیم،
با دیدگاه های مختلف،
یکی میره به شرق، یکی میره به غرب،
خوب دیوونه نمیشیم.
××× کتب های سطح بندی شده
.
× به کسایی که به کتاب علاقه دارن ،
یا میخوان ریدینگشون رو تقویت کنن،
توصیه می کنم
به جای وقت گذاشتن زیاد در بخش زبانشناس،
با خوندن کتاب های سطح بندی شده، مرحله مبتدی و متوسط رو بگذرونن
(چیزی که خودم همیشه حسرتش رو می خورم)
× توصیه ی دیگم ، به کسایی که سطح شون متوسطه،
اینه که از زیبوک نترسن ،
و خوندنش رو به آینده موکول نکنید.
توش کتابای زیادی هست که سطح شون آسونه.
کافیه چند روزی وقت بزارین
و به بعضی کتابای زیبوک نوک بزنین ( چون تعداد همه شون زیاده)
مطمئنم کتابای سطح متوسط زیادی تو زیبوک میتونین برای خودتون پیدا کنین.
××× کتابهای حال خوب کن مثل آن شرلی
.
× اگه به آن شرلی و مجموعه کتاباش علاقه دارین،
شاید کتابای زیر هم براتون جذاب باشه:
× کتاب زنان کوچک (فضاش مثل آن شرلیه)
× کشتن مرغ مقلد
× کتابای هری پاتر رو هم من نمی دونم چرا، میذارم کنار این کتابا.
من که با خوندنش حس خوبی داشتم.
× مجموعه کتاب های خانه کوچک.
مُنتها برای بچهها نوشته شده.
باید با حالت کودکانه بخونینش تا ازش لذت ببرین.
ببب
××× کتاب آیین دوستیابی
.
× یه جمله ی ماندگار از این کتاب:
Dr. King replied, “I judge people by their own principles—not by my own
من مردم رو با اصول خودشون قضاوت می کنم، نه اصول خودم.
× البته اینکه بتونی عملیش کنی یه حرف دیگه ست!
ببب
××× کتاب راهبی که فراریاش را فروخت
××× ترس
××× حال خوب
.
Methodically search for and then destroy every fear that has secretly slid into the fortress of your mind.
This alone will give you enormous confidence, happiness and peace of mind.
.
× من عاشق گزینگویهم ![]()
هر چند خیلی عملی یا منطقی نباشن و شعاری باشن :))
ببب
ببب
××× کتاب راهبی که فراریاش را فروخت
.
happiness comes through the progressive realization of a worthy objective.
خوشبختی از تحقق پیشروندهی یک هدف ارزشمند به وجود می آید.
××× کتاب یک بعلاوه یک
.
× یه مشکل ریز ولی آزار دهنده ی این کتاب اینه که اگر چه راوی کل داستان، سوم شخصه ولی متناسب با هر شخصیتی که تو یه فصل، تمرکز روشه، گوینده تغییر می کنه.
مثلا اگه داستان یه فصل حول یه بچه ست گوینده ش هم یه بچه ست.
به جای اینکه جمله هایی که بچه میگه رو راویِ بچه بگه، کل اون فصل رو گوینده ی بچه میگه.
که این منو کمی دچار تناقض می کرد.
××× کتاب راهبی که فراریاش را فروخت
.
The problem is that most people think just enough to survive.
What I am speaking about with this ritual is thinking enough to thrive.
مشکل اینه که بیشتر مردم صرفا فکر می کنن تا زنده بمونن،
اما چیزی که من دارم راجع بهش حرف می زنم، فکر کردنیه که باعث شکوفائی میشه.
ببب
××× کتاب آیین دوستیابی
.
× کتاب آیین دوست یابی کتابی در مورد روابط نیست که نویسنده لا به لاش داستان و خاطره تعریف می کنه،
بلکه کتابیه پر از داستان و خاطره که نویسنده لا به لاشون یه چند خطی توضیح میده.
× سطح کتاب سخت نیست.
××× تجربیات خوندن زیبوک
.
× حتمن نباید ۱۰۰٪ حسش باشه تا زیبوک بخونی.
گاهی وقتی موقع خوندن یه کتاب، کامل تمرکز ندارم متن رو کامل متوجه نمیشم ولی همچنان از خوندن، لذت می برم یا حداقل برام آزار دهنده نیست.
درسته ایدئال اینه که تمرکز کامل داشته باشی ولی خوب واقعا نمیشه تو ۱۰۰٪ مواقع تمرکز کامل داشت.
راندمان پایین میاد ولی زبانتو می خونی و پیشرفت می کنی.
ببب
××× کتاب خواهرم، قاتل زنجیره ای
.
× قسمت های کوتاهیش، صوتش متن نداره.
اگه بی حوصله باشی، مثل دفعه ی اول من، بی خیال کتاب میشی،
ولی الان دفعه ی دوم که دارم می خونمش، آخراشم.
× کتاب کوتاهیه (۴ ساعت)
× داستان دختریه که خواهرش هِی آدم می کشه و اون بهش کمک می کنه تا از شر جسدها راحت بشه و گیر نیوفته …
××× کتاب راهبی که فراریاش را فروخت
××× گزین گویه
.
Don’t race against others.
Race against yourself,” Julian replied.
××× کتاب راهبی که فراری اش را فروخت
.
When you master your mind you master your life.
وقتی بر ذهن تان مسلط شوید، بر زندگی تان مسلط می شوید.
.
When you control your thoughts, you control your mind.
When you control your mind, you control your life.
.
× پی نوشت: ولی گاهی آدم زیاد فکر نکنه راحت تر پیش میره.