معنی کلمه fumble

معنی کلمه fumble
0

#1

خود aj میگه مترادفش میشه drop و be clumsy ولی درک درستی ازش ندارم

example, contrast two different boys, boy one and boy two. They’re both learning how to ride their bicycles and they’re both fumbling about and falling down. Boy one says ‘I keep failing and failing at this again. Maybe I can’t do this. Maybe I’m just a failure.’ Say this enough and he starts feeling like a total failure and he’s not going to continue very long.

“By two thinks differently. H

======================
این تاپیک مربوط به درس «درس اصلی» در اپلیکیشن زبانشناس است (دوره «بسته ی انگلیسی قدرت»، فصل «شکستی وجود ندارد»)


#2

منظورش اینه هر جفتشون تلو تلو میخورن روش و میوفتن. نمیدونم واژه خوبی استفاده کردم یا نه. ولی مطمئناً همه بار های اول که سوار دوچرخه میشن این حس رو دارن. یه جورایی در شرو افتادن میشه گفت.


#3

اشتباه کردن، کورکورانه جلو رفتن