خخخ
شانس آوردین که
کافی بود یه شی فلزی بینتون میبود ![]()
اتفاقا شیء فلزی همراهمون بود. از این باتومای کوهنوردی داشتیم. جالبیش اینجا بود این سرپرستمون از اینایی بود که ۴۵ سال با کوه زندگی میکرده. انگشتشو گذاشت دهنش خیسش کرد بعد انگشتشو برد آسمون گفت نه جرقه نمیزنه اوکیه بریم جلو.
بعد من اینجوری بودم ![]()
![]()
مامااااااااااااااااااااااااااااااااان
چه حرفه ای یی بوده اون یارو
فکر کن جرقه میخورد به دستش
در اون شرایط جرقه معنی نداشت. اگه هر چیزی میزد جزغاله شده بودیم. ما همینجوریش تو خونه رعد و برق میاد آیت الکرسی میخونیم
حالا اونجا وسطش بودیم. فکرشو بکن
![]()
الانم تهران داره طوفان و بارون میاد
شرایطت کاملا قابل تصوره
فرصتها مانند بیسکویتی هستند که با چای خیسش میکنیم، کافیست کمی تعلل کنیم، به راحتی از دستشان خواهیم داد…
@farzad_poodineh
خیلی خوب بود![]()
@farzad_poodineh
زدی رو دست سرعت نور
![]()
سایت همیشه بازه
نوتیفیکیشن بیاد میرم سراغش
این فقط یک پیراهن نیست
-پوست ماست
این فقط یک استادیوم نیست
_خونه ی ماست
اونا فقط 11 نفر نیستن
-ما میلیونها نفریم
این فقط 90 دقیقه نیست
-یه طول عمره
این فقط فوتبال نیست
این زندگیه
![]()












