تالار زبانشناس

ترجمه اصطلاح whatever

سلام‌
منظورش از ،whatever چیه
:point_down:

Hey, Dylan! Good morning.

Whatever


این تاپیک مربوط به درس« همه چیز عادی بود تا اینکه… » در نرم‌افزار «زوم» است. : « کالکشن فیلم خانه پدر » فصل: « خانه پدر 1 » سرفصل: « بدون موسیقی »

3 Likes

معنی : هر چه، هر چه، انچه، هر انچه، ابدا، هر قدر معانی دیگر: هر چه که، آنچه که، هر چیز که، هرآنچه که، (برای تاکید - از what قوی تر است) پس چی، آخر چه، هر گونه، هر نوع، هر کس، هر که، آن کس که، هیچگونه، اصلا، (شعر قدیم: whate’er می نوشتند)، (شعر قدیم: whateer می نوشتند)

ضمیر ( pronoun )

• (1) تعریف: anything or everything that.

  • Take whatever you like.

ترجمه کاربر [ترجمه A.A ] هر چی دوست داری بردار

2|1

ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان ] هر چی دوست داری بردار
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل ] نگاهی به هر چیزی که دوست داری
ترجمه کاربر [ترجمه شما ] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

• (2) تعریف: no matter what.

  • Whatever happens, you can count on me.

ترجمه کاربر [ترجمه مم ] هر چه اتفاق می افتد، می توانیدروی من حساب کنید.

4|0

ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان ] هر اتفاقی که بیفته میتونی روی من حساب کنی
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل ] هر چه اتفاق می افتد، می توانید بر من حساب کنید
ترجمه کاربر [ترجمه شما ] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

• (3) تعریف: any or only one of several specified or unspecified items; anything else.

  • napkins, cups, plates, or whatever

ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان ] دستمال سفره، فنجان های، بشقاب یا هر چیز دیگر،
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل ] دستمال سفره، فنجان، بشقاب، یا هر چیز دیگری
ترجمه کاربر [ترجمه شما ] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

• (4) تعریف: which thing; what.

  • Whatever shall we do?

ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان ] حالا باید چکار کنیم؟
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل ] چه کاری باید انجام دهیم؟
ترجمه کاربر [ترجمه شما ] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

صفت ( adjective )

• (1) تعریف: of any kind, number, or amount.

  • Whatever clothes you need I will give you.

ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان ] هر لباسی که بخوای بهت میدم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل ] هر آنچه را که لازم دارید، به شما بدهم
ترجمه کاربر [ترجمه شما ] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

• (2) تعریف: all of.

  • It will take whatever energy we have left to finish on time.

ترجمه کاربر [ترجمه A.A ] هرمقدار انرژی برداشت شود ما قول نداده ایم کار سروقت تمام شود

0|0

ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان ] این کار هر نیرویی را که برای رسیدن به آن جا گذاشته باشیم به دست خواهد آورد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل ] این انرژی را که ما برای گذر زمان به پایان رسانده ایم، خواهیم گرفت
ترجمه کاربر [ترجمه شما ] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

• (3) تعریف: of any kind.

  • No sweets whatever are allowed on this diet.

ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان ] در این رژیم غذایی که اجازه داده می شود، شیرینی وجود ندارد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل ] هیچ شیرینی در این رژیم مجاز نیست
ترجمه کاربر [ترجمه شما ] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

جمله های نمونه

  1. whatever action the government takes will affect me individually

ترجمه هر اقدامی که دولت انجام بدهد شخصا مرا تحت تاءثیر قرار خواهد داد.

  1. whatever did she mean by that?

ترجمه آخر منظورش از آن (عمل یا حرف) چه بود؟

  1. whatever god wills no man can change

ترجمه آنچه را که خداوند مقدر کرده است هیچ بشری نمی تواند عوض کند.

  1. whatever is willed strongly will be achieved

ترجمه آنچه که سخت اراده شود انجام خواهد یافت.

  1. whatever man told you that, it is not true

ترجمه راوی هر کس که می خواهد باشد،این حرف صحت ندارد.

  1. whatever position you assume, she will take the converse position

ترجمه هر موضعی که اتخاذ کنی او موضع عکس آن را انتخاب می کند.

  1. whatever works best

ترجمه هرچه بهتر (بیشتر) به درد بخورد (به کار آید).

  1. whatever you do, you’ll be caught in the middle

ترجمه هر کاری بکنی در مخمصه خواهی بود.

  1. take whatever you want!

ترجمه هر چی دلت می خواد ور دار!

  1. (or) whatever

ترجمه (عامیانه) و غیره،(یا) هر چیز دیگر

  1. he botches whatever he puts his hand to

ترجمه به هرچه دست می زند بد از آب در می آید.

  1. she lost whatever she had

ترجمه هر چه داشت از دست داد.

  1. resign yourself to whatever god ordains!

ترجمه به آنچه که خداوند مشیت می کند تسلیم شو!

  1. he will disagree with whatever i say

ترجمه او با هرچیزی که من بگویم مخالفت خواهد کرد.

  1. i have no plans whatever

ترجمه اصلا نقشه ای ندارم.

  1. salt is added to whatever spoils . . .

ترجمه هر چه بگندد نمکش می زنند . . .

  1. i asked him to make whatever repairs are needed

ترجمه از او خواستم که هر گونه تعمیرات لازم را انجام بدهد.

  1. there can be no doubt whatever about it

ترجمه هیچ گونه شکی در آن مورد وجود ندارد.

  1. she indulged the sick child in whatever he wished to eat

ترجمه او هرچه که بچه ی مریض می خواست بخورد به او می داد.

  1. as the case may be (or whatever the case may be)

ترجمه در هر صورت،در هر حال،به هر وجه

  1. you can use a pencil, pen (or) whatever

ترجمه می توانید از مداد یا قلم و غیره استفاده کنید.

  1. those phrases that can be twisted to mean whatever governments want

ترجمه آن عباراتی که می توان آنها را طوری پیچاند که معنی دلخواه دولت ها را برسانند

  1. Wherever you go, whatever you do, I will be right here waiting for you.

ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان ]هر جا که بری، هر کاری که بکنی، من همینجا منتظرت می مونم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل ]در هر کجا که بروید، هر کاری که انجام می دهید، من در اینجا برای شما انتظار دارم
ترجمه کاربر [ترجمه شما ] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

  1. We shall never leave you, whatever befalls.

ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان ]ما هرگز تو را ترک نخواهیم کرد، هر اتفاقی که رخ دهد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل ]ما هرگز شما را ترک نخواهیم کرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما ] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

  1. We will accept ultimate responsibility for whatever happens.

ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان ]ما مسئولیت نهایی هر آنچه که رخ می دهد را می پذیریم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل ]ما مسئولیت نهایی را برای هر اتفاق می پذیریم
ترجمه کاربر [ترجمه شما ] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

  1. Whatever his shortcomings as a husband, he was a good father to his children.

ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان ]به هر حال این نقطه ضعف او به عنوان یک شوهر، پدر خوبی برای فرزندانش بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل ]هرچه کمبود او به عنوان یک شوهر بود، او پدر خوبی برای فرزندانش بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما ] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

  1. Whatever you do, try your best.

ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان ]هر کاری می کنی، سعی خودت رو بکن
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل ]هر آنچه را که انجام می دهید، بهترین را امتحان کنید
ترجمه کاربر [ترجمه شما ] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

  1. I’ll try to do whatever is right.

ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان ]سعی می کنم هر کاری را که درست است انجام دهم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل ]من سعی خواهم کرد که درستی انجام دهم
ترجمه کاربر [ترجمه شما ] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف

هر چه (صفت)

whatever

هر چه (ضمیر)

whatsoever, what, whatever

انچه (ضمیر)

what, whatever

هر انچه (ضمیر)

whatever

ابدا (قید)

nowhere near, nohow, aught, never, nowise, anywise, no, not at all, eternally, whatever

هر قدر (حرف ربط)

howsoever, whatsoever, whatever

تخصصی

whatever

[ریاضیات] بدون توجه به، اگر، هر چه باشد، هر چه، هر آنچه، اصلا، هر، دلخواه، هر قدر

whatever process

[ریاضیات] هر پردازشی

3 Likes

حالا چیشد نفهمیدیم
میدونم معنی ایش در کل چیه ولی توی این مکالمه منظورش چی بود
خیلی طولانی بود همشو نخوندم
ولی در کل ممنون میترا خانم

3 Likes

سلام وقت بخیر :hibiscus::tulip::rose::cherry_blossom::bouquet:
باتوجه به مکالمه های قبلش که در مورد دوست داشتن ۱سری چیز ها صحبت میکنه اینجا به معنی غیره و هرچیز دیگه معنی میده.

3 Likes

سلام
معنی آن
“هر چه که” است:+1::+1::+1:

4 Likes

فکرکنم معنیش این میشه خوب حالا که چی

1 Likes