چالش کتابخوانی آذر ماه 1398 🍁

سلام بر همگی…روزگارتون به خیر

دیروز و امروز مشغول خوندن کتابی از مجموعه کتاب های ساده بودم. کتابی 2 ساعت و بیست دقیقه ای با عنوان مستاجر وایدفل هال/ The Tenant of Wildfell Hall…نوشته تقریبا بدون اشتباه و صوت خوب…و کم چالش برا سطوح متوسط به پایین

داستان خیلی زیبایی بود که تازه همین چند دقیقه پیش متوجه شدم که نویسنده ش چه کسیِ! باز هم یکی از خواهران برونته/ Anne Brontë (دومین و آخرین نوشته این نویسنده بزرگ)
چقدر نثر و واژگان به کار رفته در نوشته های این خونواده ساده و زیباست… درست مثل دو /سه مجموعه قبلی که از این خونواده خوندم.
چه خوب می شد مجموعه کتاب های کامل این خونواده تو اپلیکیشن قرار می گرفت…خدارو شکر الان متوجه شدم هم این داستان و هم جین ایر تو بخش کتاب های متن اصلی زیبوک قرار گرفته. به امید روزی که سطح م برا خوندن این مجموعه هم مناسب شه :innocent::muscle:
مینی سریالی هم در اواخر قرن 20 م /1996 از این مجموعه ساخته شده (من یکی که حتما می خوام ببینمش):

در بخش های اول این مجموعه، داستان از زبان کشاورز جوانی/گیلبرت گفته می شه که در ورود زن جوانی/هلن به همراه پسرش به عنوان مستاجر جدید عمارت متروکه صحبت می کنه. زن جوانی که گرچه ترجیح می ده دور از اجتماع پرسش گر!! و پرهیاهو، زندگی آرومی رو تجربه کنه اما…
علاقه شدید پسر جوان به هلن و پسرش و به موازات اون رفتار این زن و شایعاتی که حول رابطه این زن و موجرش می چرخه، هلن رو وادار می کنه که دفتر خاطراتش رو در اختیار گیلبرت جوان بذاره.
بخش های میانی این مجموعه، بازخوانی نوشته های دفتر خاطرات هلن جوان است و پی بردن اسرار زندگی هلن توسط گیلبرت
و بخش های انتهایی نیز از زبان گیلبرت؛ پس از خوندن خاطرات هلن و درک حقیقت زندگی اوست…هر چند که هلن … است و از او می خواهد که این ملاقات آخرین ملاقات اونها باشه…تحت هر شرایطی

داستان جذاب و زیبایی است و بخش عظیمی! از نوشته ها به روابط بین زنی خوب با مرد بدی :face_with_raised_eyebrow:می پردازه که به ناچار!!! تن به ادامه زندگی با این مرد داده …روابط پنهان و آشکاری که میشه به وضوح اثرش رو در سست کردن بنیاد یه خونواده دید.

خیلی جالبه که چنین نویسنده ای با چنین پیشینه ای، چنین داستانی رو بنویسه (چقدر چنین!!!)…برادر خودش به خاطر مصرف بیش از حد مشروبات الکلی از بین می ره و خودش هم، زمانی معلم سرخونه/ governess بوده…به هر حال، من یکی که نوشته هاشون رو دوست داشتم.
امیدوارم شما هم خوش تون بیاد.

موفق باشیدو همیشه سربلند؛ در مسیر پرپیچ و خم زندگی :blossom:

You can feel sore tomorrow or you can feel sorry tomorrow. You choose.
Choose the best!

sore/or/sorry :face_with_raised_eyebrow: :face_with_monocle:

13 پسندیده