.
کاربرد spotted در این جمله رو توضیح میدید؟ممنوم میشم
The goose cried out and the giant spotted Jack
این تاپیک مربوط به درس« داستان انگلیسی جک و لوبیای سحرآمیز » در نرمافزار «زبانشناس» است. دوره: « داستانهای بچگانه » فصل: « بسته ی سوم »
.
کاربرد spotted در این جمله رو توضیح میدید؟ممنوم میشم
The goose cried out and the giant spotted Jack
این تاپیک مربوط به درس« داستان انگلیسی جک و لوبیای سحرآمیز » در نرمافزار «زبانشناس» است. دوره: « داستانهای بچگانه » فصل: « بسته ی سوم »
گذشته فعل Spot هست . به معنی دیدن یا پیدا کردن چیزی یا کسی که لزوما قرار نبوده ببینی.
ترجمه: غاز فریاد زد و غول جک را پیدا کرد
پس چرا ترجمه کلمه اش رو لکه میزنه. تو ترجمه کلمه های خود فستیکم که انقد معنی اورده که هیچکدوم ربطی بهم ندارن ادم گیج میشه نمیدونه کدومشون درشته
معنی لکه و نقطه هم درسته . منتها باید ببینید در کجای جمله قرار میگیره . اینجا در جایگاه فعل قرار گرفته
ممکنه یه جا صفت باشه مثل :
a spotted cat
یک گربهی خال خالی (خالدار)
یه کلمه ممکنه معانی زیادی بده. باید از شم زبانی و بقیه جمله استفاده کنین تا بتونین حدس بزنین. دیکشنری تمام راه نیست، نصف راهه.
الان توی همین معنی ها که فرستادین، اگه کشف کردن و در نظر گرفتن رو هم تو جمله بذارین، معنی تقریبی این فعل توی جمله درمیاد.
غیر از اون، باید به نقش در جمله هم توجه کنین. اینجا spot فعل هست، پس اون معنیای خال و لک و نقطه ای و نقطه دار کلا نمیتونه باشه. باید این منطق رو در نظر بگیرین و دنبال معانی فعلش بگردین