And I swear, the next thing I know.
it’s like he floats off the stage.
تو این جمله off چه معنی داره ؟ایا با float می یاد با تو این جمله به تنهایی یه کلمه است؟
این تاپیک مربوط به بخش« 1بخش » در نرمافزار «زوم» است. : « روح »
And I swear, the next thing I know.
it’s like he floats off the stage.
تو این جمله off چه معنی داره ؟ایا با float می یاد با تو این جمله به تنهایی یه کلمه است؟
این تاپیک مربوط به بخش« 1بخش » در نرمافزار «زوم» است. : « روح »
سلام؛ Off این جا معنی از روی میده.
و به طور کلی خارج شدن از صحنه.
بعضی اوقات به برخی فعل ها کلماتی می چسبه
ممکنه معانی رو به شکل قابل پیش بینی تغییر بده
یا ممکنه کلا معنای جدیدی بگیره
Float off something
یعنی روی چیزی شناور بودن
Float
به تنهایی معنی شناور بودن میده
ممنون از راهنماییت ![]()
![]()
از اینکه راهنمایی کردید ممنونم ![]()
![]()
خواهش
موفق باشین
![]()