سلام ممکنه لطفا با کلمه typical دو یا چنتا مثال با کاربردهای مختلف بزنید؟ ممنون
سلام دوست عزیز
کلمهی typical در زبان انگلیسی به معنای معمولی، متداول، کلیشهای هستش. این کلمه میتونه برای توصیف یه شخص، مکان، شی، یا رفتار استفاده بشه.
مثال:
A typical day for a student is to wake up early, go to school, and come home to do homework.
(یک روز معمولی برای یک دانشآموز این است که صبح زود از خواب بیدار شود، به مدرسه برود، و بعد از مدرسه به خانه برگردد تا تکالیف خود را انجام دهد.)
A typical American meal is a hamburger, fries, and a soda.
(یک وعده غذایی معمولی آمریکایی یک همبرگر، سیبزمینی سرخ کرده، و یک نوشابه هستش.)
The typical response to a compliment is “Thank you.”
(پاسخ معمولی به یک تعریف “متشکرم” است.)
It’s typical of him to be late.
(دیر رسیدن کار همیشگی او است.)
ممنون، پس هیچ موقع معنی خاص بودن، یا نمونه که نمیده؟
ممکنه اون معنی رو هم بده. نمونه، نوعی
برای اطلاعات بیشتر به لینک زیر مراجعه کنید.
https://www.collinsdictionary.com/us/dictionary/english/typical