معنی missed چیست؟

ببخشید معنی missed چیست و چگونه می‌توان از آن توی جمله استفاده کرد؟

سلام missed به معنی گم کردن، از دست دادن، غافل شدن، توجه نکردن، معنی رد شدن، عبور کردن هم میتونه بده
جملاتی که توی اون این کلمه اومده رو ببینید.

  1. he missed his appointment
    از وعده ی ملاقات عدول کرد.

  2. he missed his mother’s companionship and affection
    او دلش هوای مصاحبت و محبت مادرش را کرده بود.

  3. i missed (hearing) half of what the speaker said
    نیمی از آنچه را که سخنران گفت نشنیدم.

  4. i missed him in the crowd
    در شلوغی او را گم کردم.

  5. i missed his meaning
    منظورش را درک نکردم.

  6. i missed the point of his remarks
    منظور حرف های او را درک نکردم.

  7. i missed the train
    به ترن نرسیدم.

  8. i missed you at the party
    در مهمانی جایت خالی بود.

  9. you missed your turn
    نوبت خود را از دست دادی.

  10. he just missed being hit by a car
    نزدیک بود ماشین به او بزند.

  11. i suddenly missed my wallet!
    ناگهان احساس کردم که کیف پولم نیست !

  12. the arrow missed my head by two inches
    پیکان از دو اینچی سرم رد شد.

  13. the bullet missed my arm by a hair
    گلوله از کنار بازویم رد شد.

  14. the bullet missed the target
    گلوله به هدف نخورد.

  15. you just missed the train
    ترن تازه رفته است (هم اکنون ترن را از دست دادید).

  16. i overslept and missed the train
    دیر بیدار شدم و به قطار نرسیدم.

  17. last week he missed class twice
    هفته ی گذشته دوبار در کلاس نبود.

  18. the lonely mother missed her children
    مادر بی کس در فراق بچه هایش بود.

  19. a bad shot which missed the mark
    تیراندازی بدی که به هدف نخورد

  20. no one who was anybody missed the party
    همه ی آدم حسابی ها در مهمانی حضور داشتند.

  21. they shot at me but missed
    به من تیرانداختند ولی به خطا رفت.

  22. it was a close call; the car only just missed me
    به خیر گذشت ; ماشین درست از پهلویم رد شد.

لینک زیر هم می‌تونه براتون مفید باشه.