چگونه در مصاحبه شغلی به زبان انگلیسی عملکرد مثبتی داشته باشیم؟

business_english
experiences
چگونه در مصاحبه شغلی به زبان انگلیسی عملکرد مثبتی داشته باشیم؟
0

#23

سلام

@kambiz_mbi موضوع خیلی قشنگیه مرسی داداش

میخوام توضیحاتم رو به 2 قسمت تقسیم کنم

1-یادگیری چند زبان 2-مهارت های شغلی

یادگیری چند زبان

بنظر من یادگیری زبان انگلیسی در حال حاضر باید الویت باشه و با نظر @Farzad_Poodineh موافقم که تا در حد روان و سلیس مثل فارسی انگلیسی رو یاد نگیرم نمیرم زبان بعدی منم دوست دارم چند زبان یادبگیرم ولی اول انگلیسی چون همونطور که میدونید بازه ی ارتباطی و دانش در انگلیسی خیلی خیلی خیلی بیشتر از زبان های دیگه است. من زبان انگلیسی رو به این ابزار تشبیه میکنم.

مهارت شغلی (فول آپشن باشید :joy:)

در حال حاضر بنظرم تو این دوره زمونه همه باید به یه سری مهارت خودشون رو مسلح کنن همین یادگیری زبان انگلیسی یه مهارت هستش واقعآ فکر میکنید یادگیری یک زبان یا زبان انگلیسی کاره راحتیه (البته برای دوستان زبانشناس مثل آب خوردنه) منظورم اشخاص دیگست چون ما تو این سایت راه رو روش ها رو میدونیم و دور خودمون نمیچرخیم خیلی ها دوست دارن انگلیسی یاد بگیرن ولی نتونستن به فرض مثال تو یه مصاحبه شغلی اگه 10 نفر برن برای استخدام به عنوان برنامه نویس چند نفر از این افراد زبان انگلیسی رو روان و سلیس میتونن صحبت کنن شاید یک نفر و 99 درصد هیچکدوم البته هستند دوستانی که فقط در حد خواندن و نوشتن هستند نه این بدرد نمیخوره من در حد native بودن رو منظورم هست یه کتابی هست به اسم انسان 2020 در مورد این میگه که انسان ها در سال 2020 (البته نه دقیقآ سال 2020) چه ویژگی هایی دارند.کل صحبت کتاب همینه آقا مهارت مهارت مهارت .دیگه گذشت که چندین سال قبل طرف با یه دیپلم بی ربط به کارش میرفت مدیریت یا سرپرستی یه بخشی رو بهش میدادن.یه جا هم ویدیویی از همین کتاب دیدم خود نویسنده صحبت میکنه میگه تو چندین سال آینده پزشک های عمومی کارشون خیلی کم میشه چون هر روز تکنولوژی داره تغییر میکنه برنامه نویس ها میان یه برنامه مینویسن که به بیمار میگه کجات درد میکنه میگه گلوم بعد میگه تب داری میگه آره خوب سرماخوردی این داروها رو مصرف کن کلآ یعنی کار روتین پزشک های عمومی با if…else کار میکنن.

========================================================
من نتیجه گیری یادم رفت اضافه کردم

نتیجه گیری

بنظرم سعی کنیم تو زندگی مون آدم معمولی نباشیم و تا میتونیم باید تلاش کنیم تا از دیگران متفاوت باشیم مثل یادگیری زبان انگلیسی این خودش یه آپشن هستش که تکمیل کننده آپشن های دیگست در واقع به بقیه مهارت ها کمک میکنه تا قوی تر بشن داشتم میگفتم که فرض کنید الان شما زبان رو روان و سلیس صحبت میکنید و توی یه جمعی هستید 99 درصد فقط شما زبان بلدید و تو اون جمع شما ارزش بیشتری دارید و احترام بیشتری براتون قائل میشن در واقع همین آپشن ها باعث میشه شما اعتماد بنفستون هر روز و هر روز بالاتر بره.و البته از لحاظ مالی هم درآمد خوبی داشته باشید.


#24

من تمام جلساتو رفتم، به اکثر بچه ها کلاس هم درس یاد میدادم، دو سال رایگان به عنوان کار آموز کار کردم. اکثر راه ها رو رفتم. معدلم شد 18.90 با کلی زیان هم ساختم،
ولی تهش؟ دختری که زیر دست من درس یاد می گرفت الان سر کاره من تو خونه نشستم و از حسابداری متنفر شدم.

نتیجه گیری با شما؟

فک میکنم فاطمه خانوم مزد زحمت و عملی که خودش کشیده رو خورده و صد البته به رشتشون هم مربوطه.
من و اطرافیانم که در رشته های کامپیوتر (کافی نت کار می کنه )، حسابداری، وکالت (فروشنده بوتیکه)، عمران ( کمک مربی بدنسازیه) درس خونیدم نتونستیم از دانشگاه چیزی یاد بگیریم.


#25

آقا کامبیز من کاملا حرفتونو قبول دارم…رشته تحصیلی خیییلی مهمه همونطور که گفتم من خودمم از دانشگاه خیلی عایدم نشده و بهتر بخوام بگم برای یادگیری خون دلها خورده ام:sweat_smile:


#26

بابا منم تو کلامم گفتم اون اولا که دانشگاه به خودیه خود چیزی یاد نمیده هر کیم چیزی بارش شده نتیجه تلاشش بوده.
و البته گفتیم بستگی به رشته و دانشگاهیم که درس خونده داره.

اینجا گفتم
واسه همین قبول دارم حرفاتونو. ولی گمونم چون با همه بدیای دانشگاه هنوزم میخام ادامه تحصیل بدم دوستان کلا یجور دیگه فکر کردن راجب حرفام وگرن
منم انکار نکردم. اگه دانشگاه چیزی یاد میداد الان نباید اواره سایتای مختلف و کلاسای بیرون باشیم تا بلکم چیزی عایدمون بشه.
والبتعه اینم بگم که من تا حدی مجبورم ادامه بدم تحصیل اکادمیکمو . به خاطر هدفی که دارم مجبورم از این مسیر برم:smile: به نظرم ادم به یه حرفه ای علاقمند باشه و همونو پیگیری کنه ولو تحصیلات اکادمیکم نداشته باشه همیشه موفق میشه و فرد برنده است


#27

البته به من پیشنهاد کار هم شد. از ساعت 7 صبح تا 11 شب :joy:
قانوناً تا 6 غروب کاره تا 11 اضافه کار
ولی اضافه کار رو باید میموندم. حقوقش 2 به بالا بود
ولی مطمئناً زنده نمی موندم چون از تراکتور هم فراتر میشدم.
واسه همین ترجیح دادم بیخیال حسابداری شم. تو رشت شرایط کاری خیلی بده. یا کار نیست یا اگه باشه حقوقش خیلی کمه. مخصوصا خانوما یکم بازار کارو خراب کردن راحت میرن با 200 تومن در روز کار میکنن دیگه صاحب کارا مرد استخدام نمیکنن :grin:

به هر حال فک میکنم زندگی من به انگلیسی و طراحی دوخته شده. فک نمی کنم تا ابد از این دو مورد جا بزنم مهم نیست چقد سختی داشته باشه تا آخرش با جون و دل می خرمش.


#28

همین جمله گویای همه چیز هست:muscle:t3:
با پشتکار شما موفقیتتون قطعیه
براتون آرزوی بهترین ها رو دارم:rose:


#29

همین درسته. قطعا موفق میشید. پشتکار و تلاشتون که گویای موفقیتتونه. احسنت


#30

ممنون از جفتتون :rose:


#31

دست رو دلم نذار که خونه، ما بیچاره ها بعدا باید خرج یه خانواده رو بدیم،
الان روزنامه رو باز می کنی واسه کار پیدا کردن، 90% شغل ها فقط خانوم میخوان
کارفرما ها با این کارشون پسرا رو رسما Knockout کردن :expressionless:
اینا آگهی های امروزه:point_down:t3:

فکر کنم تا چند سال دیگه آرایشگاه مردونه ها و تعمیرگاه ماشینا رو هم خانوما تسخیر کنن :grinning:


#32

سلام
اوضاع کار همه جای ایران داغونه من با 5 سال سابقه در رشته مهندسی برق چند ماه پیش شرکتی که توش کار می کردم به دلیل مشکلات مالی تعطیل کرد ما رو هم آواره
همه جارو گشتم ولی کار مرتبط با رشتم پیدا نکردم با اینکه رزومه خوبی دارم ولی همه کارخونه ها و شرکتهای پیمانکاری یا تعطیل اند یا خودشون دارند نیرو بیرون می کنند تازه من تو اصفهان که قلب صنعت ایرانه زندگی میکنم خدا به داد بقیه جاها برسه
سراغ رشته های غیر مرتبط هم که رفتم 900 تا 1200 میدند
این پولا پول تو جیبی به نظر من
حالا دارم زبان می خونم و یه کلاس حسابداری میرم تا ببینم چی میشه
یه پیشنهاد یه تایپیک مهاجرت هم درست کنید تا دوستانی که تجریه مهاجرت دارند یا قصد مهاجرت دارند نظراتشون رو اونجا بنویسند
من واقعا از این سرزمین نا امید شدم


#33

بله درسته اوضاع کار داغونه. البته اوضاع کار همه جا داره داغون میشه. به دلیل اینکه نحوه کار کردن عوض شده.

خیلی وقت پیشها نهایت آمال هر شخصی این بود که دانشگاه یه مدرک بگیره و سریع یه جای دولتی استخدام بشه

چندی بعد شرکت های خصوصی باز شدن و دولتی ها پر شدن. کار شرکتی و استخدام شرکتی رونق گرفت.

اما الان شرکت ها هم پرن و بقول شما بعضی هاشون هم دارن ورشکست میشن. در زمان حاضر به نظرم آدم بایستی به سمت خود اشتغالی و کارآفرینی بره.

درضمن یکی از مشکلاتی که باعث شده کار تو ایران پیدا نشه، سیستم غلط آموزشی بود که الان ۹۰ درصد افراد دنبال کار مهندس هستن. من بعید میدونم حتی تو کشورهای پیشرفته مثل آمریکا اینقدر دکتر مهندس داشته باشیم. این مدارک به هیچ دردی نمیخوره.

ما در کشورمون به نظرم یه دوگانگی عجیب داریم. از طرفی میگیم آقا نون بیار خونس و خرج و مخارج زندگی رو بایستی تامین کنه. از طرف دیگه اینهمه دکتر مهندس خانم پرورش دادیم. خوب کارفرمای عزیز هم یه دودوتا چهارتا که میکنه میگه از لحاظ تحصیلاتی که خانوم ها با آقایون تفاوتی ندارن (تازه اگه خانوم ها بهتر نباشن :wink: ) از طرفی اگه من کارفرما بخوام به یه آقا حقوق بدم بایستی حقوق برای یه خانواده کافی باشه. اما اگه به خانوم بخوام حقوق بدم فقط کافیه برای خودش کافی باشه. خود خانوم ها هم چون این دیدگاه رو دارن که خرج خانواده دست آقاس، به همین حقوق کم اکتفا میکنن. بنابراین همین چیزی که میبینین میشه.

متاسفانه وارد شدن به رشته های تحصیلی در کشور ما وابسته به جو، میزان درآمد و مد شده! خوب معلومه وقتی مساله اصلی یعنی علاقه بره کنار اینطور میشه که الان درصد بسیار بالایی از جامعه جویای کار مهندس هستن (چون قبلا فکر میکردیم مهندسی کلاس داره) و الان یهو همه کوچ کردن به پزشکی (طبق آمار سازمان سنجش!)


#34

سلام دوست گرامی از اینکه تجربه های سختی داشتین درکتون میکنم. و امیدوارم به زودی یه کار مناسب با درامد عالی نصیبتون بشه. ولی فک کنم اگه قرار باشه همه ما ادمها خصوصا جوونها به خاطر شرایط بد مالی یا کاری بگیم دیگه اینجا خوب نیست بریم یه سرزمین دیگه که سنگ رو سنگ بند نمیشه. حالا بماند که لزوما خارج از کشورم برای اکثر مهاجرینی که دست خالی میرن نمیتونه شرایط خوبی رو ایجاد کنه.
خود کشور المان چطوری سریع بعد از جنگ جهانی تمام فرسودگیشو از نو ساخت در کمترین زمان چون به خودشون متکی بودند و برای سربلندی و باقی موندن کشورشون و ریششون تلاش کردن وگرن اگه همشون مهاجرت میکردن کشورای دیگر امروز دیگه اثری از المان و پیشرفتاش نبود.بنابراین حرف اقای ناصری درسته که میگن برید به سمت کار افرینی

دقیقا همینطوره اکثر افراد موفق هم از پشت میز نشینی که شروع نکردن سخت تلاش کردن و عنصر خلاقیت همیشه باهاشون بوده

آخ آخ به شدت تایید میکنم افتضاحه افتضاحه خصوصا از دبستان تا دبیرستان. من یادمه ماها که معدلمون خوب بود همه رو فرستادن ریاضی. حالا خود من با علاقه رفتم چون به تجربی و انسانی علاقه نداشتم. ولی میخام بگم یه چنین جوی حاکم بود. البته من تو دانشگاه دیگه مهندسی نخوندم و رشته ام چیز دیگه ایه که بعدا میگم:smile:
ولی کلا میخام بگم که مثلا من به هنر علاقه داشتم ولی چون معدل الف بودیم باید میرفتیم ریاضی

:smile: بله همینطوره البته نمیشه نسخه کلی پیچید چون طبیعتا خانومای سرپرست خانوار یا کسانی که نیاز مالی دارند خب مجبورن کار کنن. ولی در کل یه عده از خانوما هم برای فرار از یکنواختی زندگی میرن سر کار
ولی جدای از اینها باید بگم مقصرم تا حدی اقایونن. من خودم چند روز پیش با یه مشاوری صحبت میکردم میگفت اقا پسرا مراجعه میکنن میگن واسه ما دختر شاغل پیدا کن( ملاکو دریابین) بعد یکیشون منجر به ازدواج شد میگفت عابر بانک دختره رو گرفته بهش نمیده :smile: یعنی ادم چی بگه به این ادما.

نتیجه: در هر صورت همتون درست میگین ولی خب مهم اینه نا امید نشیم و به یه راه درست برسیم.
بازم ببخشید بابت پر گویی من کوچیکتر از اونی هستم که بخام وارد چنین بحثی شم. ولی خب دوست ندارم دوستانمو نا امید ببینم . موفق باشید :hibiscus::hibiscus::hibiscus:


#35

دمش گرم، چه پسر باحالی :joy:


#36

نه من قصدم نبود بگم کسی تقصیر داره. در حقیقت در این شرایط نه خانم مقصره چون حق طبیعیش هست که کار کنه، نه آقا مقصره که مجبوره پول بشتری بگیره که خرج خانواده در بیاد، نه کارفرما مقصره که به هر حال طبیعیه به فکر سود بیشتره. مقصر اصلی سیستمی هست که این شرایط پیچیده رو بوجود آورده.

:rofl: عجب دله ای بوده :joy:


#37

با کارآفرینی کاملا موافق هستم و در این زمینه هم ایده هایی دارم چون در یه شرکت دانش بنیان کار می کردم
در مورد روند اشتغال هم دقیقا همینه که گفتید زمانی که من رفتم دانشگاه هنوز اینقدر رشته مهندسی بورس نشده بود وگرنه یه تصمیم دیگه می گرفتم
در مورد مدرک گرایی هم حق با شماست من از همون دانشگاه این رو متوجه شدم برای همین بعد کارشناسی دیگه ادامه ندادم و شروع به کار کردن کردم الان میتونم بگم در کار خودم که طراحی سیستم های اتوماسیون صنعتی است اوستام البته یه دستی هم در طراحی سیستمهای الکترونیکی دارم
ولی بازار الان کشش نداره همه چیز شده چک که 50 درصد احتمال پاس شدن داره
همه این توصیفات رو هم یکی از دوستانم که الان در کانادا مشغول کار است داره چند سال پیش بهم پیشنهاد داد بیا باهم بریم اما…
از اینکه دیدگاه خودتون رو مطرح کردید ممنونم


#38

وای خیلی باحال بود
:rofl:


#39

دوستان
من نوشته هاتونو خوندم
امیدوارم
و دعا میکنم
همگی به شرایطی برسین که ازش راضی باشین،فرقی نمیکنه سمت یا جایگاهتون چیه مهم خودتونین که راضی هستین…


#43

سلام من الان که فکر میکنم افسوس میخورم که چرا4سال به دانشگاه وقت گذاشتم یعنی باید اول درباره ی رشتم اطلاعات زیادی داشتم بعد دانشگاه ومهم تر از همه سابقه کاری که الان قبل از همه چیز تو کار سابقه مهم هست…
امیدوارم بتونم امسال اطلاعاتم رو ببرم بالا و از این مقاله ی زیبا استفاده ی کامل بکنم…
ممنون آقا کامبیز،عالی بود…


#44

@hojjat منم با شما موافقم مهندس، روز به روز اوضاع بیکاری داره وخیم تر میشه. من تازه پروانه طراحی نظام مهندسیم رو گرفتم. خودتان هم که تو نظام مهندسی ساختمان هستید میدانید اوضاع چه طوریه.دوستان دیگم کارکرد یک سالشون رو که گفتن حداکثرش تو یک سال دو و نیم میلیون بود. هر پروژه ایم میری کاری نیست بهت بدن باید وایسی بعد چند ماه یک کاری بیاد که نقشه طراحی کنی بدی صاحب ملک.
یه جا هم رفتم برا استخدام اول فرستادنم یکی ازم میپرسه روزه میگیری،خانوادت نماز میخونن،نظرت درباره امریکا چیه؟
منم نامردی نکردم رک و راست همه رو گذاشتم کف دستش که همین شماها ما جوانهارو بدبخت کردید با این تفکرتون.
توی این مملکت تخصص معنا نداره، باید تعهد داشته باشی.


#45

شما یکی از فعال ترین اعضا گروه هستید
ما نسل جودی ابوت و فوتبابستها و دوقلو های افسانه ای و کاراگاه گجت و خونه مادربزرگه و از همه مهمتر چاق و لاغر و هادی و هدی هستیم ما نسل جنگ و پسا جنگیم هیچ برنامه ریزی برای ما انجام نشده الان هم که باید از زندگی لذت ببریم وارد تحریم و پسا تحریم شدیم و زیر شدید ترین فشارهای اقتصادی و روحی هستیم و همچنان هیچ برنامه ریزی برای ما انجام نشده شما حساب 30 سال دیگه رو بکنید که این نسل به سن بازنشستگی برسه به همین منوال چلو بریم اون زمان شرایط بدتری خواهیم داشت چون بیمه ها زیر بار خدمات درمانی و … نمی روند
از همدردی تون ممنون