چگونه در مصاحبه شغلی به زبان انگلیسی عملکرد مثبتی داشته باشیم؟

business_english
experiences
چگونه در مصاحبه شغلی به زبان انگلیسی عملکرد مثبتی داشته باشیم؟
0

#1

با سلام خدمت تمامی دوستان و زبان آموزان گرامی.

برای شروع این مقاله از شما چند تا سوال می پرسم.
تا الان شده برای شغلی مصاحبه بدید؟ یا اگه نه، مصاحبه رو تصور کردید؟ چه حسی تو مصاحبه ها دارید؟ با چه مشکلاتی در مصاحبه رو به رو می شید؟ دوست دارید بدونید، بهترین راه برای مصاحبه چیه؟ دوست دارید بدونید چرا مصاحبه دادن اینقدر پر استرس و سخت پیش میره؟
در این مقاله (دست نوشت من) که الهام گرفته شده از صحبت های ای جی هوگ در سه تا کلیپ متفاوت هستش به این موضوع می پردازیم.
برای دیدن این کلیپ ها از لینک های زیر استفاده کنید.

https://streamable.com/talzd
https://streamable.com/hcnrc
https://streamable.com/jzmc5
https://streamable.com/k94sn
https://streamable.com/2ixx9
https://streamable.com/lw7sr

بحث روانشناسی مصاحبه شغلی

همیشه به این تاکید شده که برای موفقیت در هر چیزی، شما نیاز به نگرش، ایده، انگیزه و روحیه ای قوی دارید. همونطور که آنتونی رابینز بهش اشاره کرده 90 درصد پیشرفت و موفقیت از ذهن و قدرت روانشناسی شما میاد باقیش چیز های دیگست.
حالا این بحث پیش میاد که تو مصاحبه شغلی چه مشکلات استرس زا و چالش هایی رو به رومون قرار داره. به سوالات زیر توجه کنید:

چرا در مصاحبه شغلی شرکت می کنید؟
چرا از دست دادن فرصت شغلی برای شما عذاب آور میشه؟
چرا کنترل احساسات در مصاحبه اینقدر سخته؟

برای جواب دادن به سوال ها کمی فکر کنید.

“کمی” تنها واژه ایه که نیاز بهش دارید. نیازی ندارید ساعت ها به این ها برای باز کردن این قضیه فکر کنید.

" به مصاحبه شغلی میرم، چون به شغلش نیاز دارم" (که این استرس شغل رو بیشتر می کنه نه؟)

“از دست دادن فرصت شغلی که دوستش دارم برام عذاب آوره چون اگه این نشه شاید مجبور شم برم به شغلی که دوستش ندارم بپردازم” ( استرسه بیشتر)

" کنترل احساسات برام سخته دلیلش رو نمیدونم ولی تن و بدنم می لرزه، اصلا نمیدونم چمه؟" ( اثرات آدرنالین، فشار و استرس رو بیشتر می کنن)
از همه بدتر، مصاحبه شغلی یه نوع رقابته پس استرس روی استرس میاد.

فرض کنید به یه مصاحبه رفتید. یه سری جواب از پیش تعیین شده حفظ کردید و قبلا جلوی آیینه تمرین کردیدش ولی وقت عمل، آدرنالین ترشح میشه و شما عملکردتون به شدت تحت شعاع این هورمون قرار می گیره. در نتیجه نمی تونید اون مصمم بودن و انگیزتون رو به مصاحبه گیرنده نشون بدید.
نگران نباشید، با تمرین درست می تونید بر این شرایط سخت غلبه کنید.

راه حل ؟

از خیلی جهات اتفاقاتی که برای روحیه و شرایط بدنی ما در مصاحبه میوفته، شبیه به سخنرانی برای یه گروهه.
تکنیک آنکراژ بهترین راه حل برای کنترل و تبدیل استرس به هیجانه.
از این به بعد به جای معمولی رفتن جلوی آیینه و تمرین مصاحبه، آهنگ هیجان انگیزتون رو بزارید و بپرید و ضربان قلبتون رو بالا ببرید، وقتی شروع به نفس نفس زدن کردید، حالا تمرین کنید، به سوالاتی که احساس می کنید ازتون قرار پرسید شه، پاسخ بدید. با این کار شما یاد می گیرید در شرایط سخت بهترین عملکرد احساسی رو داشته باشید.
دو حالت رو فرض کنید:

  1. با استرس به مصاحبه می رید و کم انرژی، با ترس، با استرس جواب سوالاتو میدید
  2. با اعتماد بنفسی که از تکنیک آنکراژ کردن، بدست میارید به سراغ مصاحبه می رید و صدا، زبان بدن، صورت رو به مصاحبه کننده مصمم نشون میدید

کدوم برندست؟ قضاوت با خودتون.

خاطره ای از ای جی هوگ

"بعد از اتمام دانشگاه، یه سری فرم ها از طرف دانشگاه بهم ارائه شد که برای مصاحبه شغلی شرکت های بزرگی مثله IBM از طرف دانشگاه شرکت کنم. نیاز شدید به کار داشتم پس تو همه مصاحبه ها ثبت نام کردم. چند هفته بعد، مصاحبه ها شروع شدن.
من خیلی مصمم بودم و خودم رو برای این مصاحبه ها آماده کرده بودم. تعدادی کتاب درباره سوالات مرسوم خونده بودم. مثلا می دونستم همچین سوالاتی ازم میشه:

  • مهترین تواناییت چیه؟
  • بزرگترین نقطه ضعفت چیه؟

از قضا این سوالات رو تو مصاحبه ازم پرسیدن. پرسیدن که بزرگترین نقطه ضعفت چیه؟ جوابی که دادم این بود:
" گاهی وقتا زیاد کار می کنم و کم استراحت می کنم."
به نظر خیلی خوبه نه؟ جوابی دادم که بگم عاشق کار کردنم.
ولی واقعا اینطوری نبود. چون همه مصاحبه کننده ها یه جوابی مثله جواب من داده بودند.
در آن واحد، داشتم چرت و پرت می گفتم چون من سابقه کار آنچنانی ای نداشتم."
خودتون رو بزارید جای مصاحبه کننده. اگه یکی باهاتون به این شکل صحبت کنه چه حسی پیدا می کنید؟

مصاحبه همانند فروشندگی است.

شاید بگید چه ربطی داره؟ شاید هیچوقت به این شکل به قضیه نگاه نکردید. ولی حقیقت اینه شما باید مثله یه فروشنده عمل کنید. شما قراره خودتون رو به مصاحبه گیرنده ارائه بدید. یه فروشنده برای فروش جنسش چی کار می کنه؟

خریدار رو می فهمه: این یعنی نیاز های طرف رو متوجه می شید و مشکلش رو شناسایی می کنید و در مقابل بهش ایده، جنس یا هر چیز دیگه ارائه می دید.
پس ما چطور خریدارمون که آقا یا خانوم مصاحبه گیرنده هستش رو درک کنیم؟ یه پیشنهاد:

دو هفته قبل از مصاحبه با مصاحبه گیرنده تماس بگیرید ازش بپرسید مشکلشون چیه؟ چجوری می تونید مشکل شرکتشون رو حل کنید؟
تمامی مدیران مشکل دارند. خیلی ها از این کار می ترسند و هیچ کاری نمی کنن ولی اینو بدونید فروشنده خوب اول تحقیق می کنه. شخص و نیاز اون شخص رو می شناسه بعد جنس رو ارائه میده.

شما به یه بوتیک برید، فروشنده زرنگ چه فروشنده ای می تونه باشه؟ کسی که یه گوشه نشسته و با گوشیش بازی می کنه تا شما بهش یه چی بگید، که اگه گیریم گفتید، پاشه آروم آروم جنسارو بزاره جلوتون؟
یا کسی که وقتی وارد مغازشون شدید، بهتون خوش آمد بگه و سریع ازتون بپرسه چی میخواید؟ شلوار بفرمایید این شلوار، پیراهن، بفرمایید این پیراهن.

پس این یکی از راه هایی هستش که به مصاحبه گیرنده بفهمونید با بقیه متفاوت هستید. بهشون می گید من می خوام شما رو بفهمم، میخوام مشکلتون رو بدونم. بهشون زنگ بزنید و بگید:

" سلام، فلانی هستم، قرار یه هفته دیگه با شما مصاحبه داشته باشم، میخواستم اگه مشکلی نداره بدونم دقیقا چه شرایطی برای این جایگاه شغلی لازم دارید و دقیقاً دنبال چی هستید؟ چه مشکلی رو دوست دارید حل کنید؟ چه مشکلی در گذشته در این جایگاه شغلی داشتید؟"
مشخصه، که همه بهتون جواب نمیدن، ولی چه اهمیتی داره؟ یادتون باشه شما اول تماستون بهش اسمتون رو گفتید. پس اسمتون رو روز مصاحبه یادشون می مونه. وقتی می گید مثلا کامبیز هستم طرف میگه آها این همونیه که اون روز زنگ زد. پس تا اینجا شما از بقیه مصاحبه کننده ها 1 هیچ جلوئید.

این هم به یاد داشته باشید این کارو چند بار انجام بدید. یه فروشنده خوب کسیه که دائم جنسش رو ارائه بده و دائم به معرفی جنسش بپردازه.
مثلا اگه اولین بار برای طرف ایمیل زدید که این شرایط چیه و گفت نمیگم. بهش بگید:

“آها اوکی، مشکلی نیست، حقیقتش من میخواستم بدونم نیازتون چیه، چون هدفم این بود که اطمینان پیدا کنم برای کار مناسب هستم و می تونم بهتون به بهترین نحو کمک کنم.”
دائم باید خودتون رو نشون بدید. یا شاید طرف بهتون اطلاعات داد که دیگه چه بهتر. شما برگه برنده ای نسبت به بقیه دارید.

مشکل مصاحبه کننده ها تاکید بر کلمه “منه”

شما وقتی در مصاحبه حاضر می شید رو چی کار کردید؟ به چی فکر می کنید؟

" من شغل رو می خوام" “من پول می خوام” " من توی این کار خوب هستم" “من…” “من…” “من…”

برگردیم به مثال قبل، فروشنده خوب چی میگه؟

“شما چی نیاز دارید” " شما مشکلتون چیه" “شما…” “شما…”

بهترین مصاحبه کننده کسیه که متمرکز بر شرکت، همکاری، کمک کردن و حل مشکل باشه. شما باید مودبانه کارگردان اون مصاحبه باشید نه مصاحبه کننده خشک و خالی.

اگه پرسید مهم ترین تواناییت چیه؟
کورکورانه جواب ندید: من سخت کار می کنم!!! با قدرت بگید:

“هممم… سوال خیلی خوبیه… ولی اگه اجازه بدید، میخوام بدونم شما برای این فرصت شغلی دقیقا دنبال چی هستید؟ چه توانایی فکر می کنید ارجعیت داره؟”

با سوال، جواب بدید. بیشتر مصاحبه کننده ها معمولا جواب شما رو میدن. شاید بگن:

" ما دنبال کسی هستیم که بتونه سریع فکر کنه و تصمیم بگیره"

حالا نوبت شماست. حالا اطلاعات به دست آوردید، و با این اطلاعات بهترین جواب رو می تونید در اختیارشون بزارید:

" آها چه عالی… من تو شغل قبلیم مصمم و تصمیم گیرنده کارام بودم، مثلاً باید درباره بودجه شرکتمون برنامه ریزی میکردم که…"

تفاوت رو می بینید؟
“من…من…من” مثله همه؟ یا به جاش سوال کنید و چه توانایی شغلی بهتره؟

حتی اگه فقط نشون بدید دارید تلاش می کنید متفاوت باشید، از همه جلوتر خواهید بود. ذهنیت شماست که بهتون فرصت شغلی میده.

اجی…مجی…لا…ترجی مصاحبه ها ( دو کلمه جادویی)

چه سر تیتر جالبی! فکر می کنید چی باشه؟ می تونید حدس بزنید؟ دو کلمه که کل روند مصاحبه رو به سمتی مناسب خواهند برد.
ای جی هوگ بعد از فهمیدن این دو کلمه، تمامی مصاحبه هایی که شرکت کرد رو قبول شد.
چه هیجان انگیز… ولی اون چیه؟
معجزه کلمه " بطور مثال" در مصاحبه ها انکار ناپذیره. “بطور مثال” اون دو کلمه جادوییه. بزارید براتون یه مثال بزنم:

مصاحبه گیرنده: “درباره شغل گذشتت بگو”
مصاحبه کننده 1 : " من خیلی مصمم بودم، آدمی بودم که همیشه سر وقت می رفتم سر کار، هیچوقت دیر نمی کردم"
مصاحبه کننده 2: " من آدم مصممی هستم، همیشه سر وقت میرفتم سر کار و دیر نمی کردم، بطور مثال: تو کار قبلیم، یه روزم نبوده که از دست داده باشم، هیچوقت دیر نکردم، همیشه به موقع یا زودتر میرفتم سر کار. حقیقتش خوشحال میشم با رئیس سابقم تماس بگیرید، ایشون مطمئنم خوشحال میشن درباره وقت شناسی من به شما بگن. البته این همش نیست، همونطور که شما می دونید نیازه سر کار دائم فعال باشید، بطور مثال: ما تو کار قبلیمون یه پروژه سنگین داشتیم، وسط راه یکی از اعضا از کار جا زد و مجبور بودم به جای ایشون هم کار کنم، خداروشکر، پروژمون رو سر وقت دادیم و از این بابت به خودم و گروهمون افتخار می کنم."

بازی چند چنده؟
شما اگه مصاحبه گیرنده باشید کدومو انتخاب می کنید؟
به نظر من مصاحبه کننده دوم همین حالا هم شغلو گرفته، بدون اینکه به سوالات دیگه پاسخ بده. تو مصاحبه شغلی، کسی که مصاحبه می گیره نیاز به جزئی سازی داره و نیاز به سرنخ و کامل ترین جواب ها داره، نه جوابی که همه مردم بهش میدن.
هیچکس تو دنیا نمیگه من تنبلم، حوصله ندارم، دیر میام سرکار، از کار کردن حالم بد میشه، مهارتی ندارم و…
هیچکس این کارو نمیکنه حتی اگه واقعا همچنین آدمی باشن. همه برعکسشو می گن. پس گفتن این حرفا چه تاثیری تو روند مصاحبه می تونه داشته باشی؟ هیچی…
مصاحبه گیرنده ها آدم های باهوشین، احمق فرضشون نکنید.
اصلا بیاید فعلا از بحث مصاحبه بیایم بیرون، وارد یه موضوع دیگه بشیم. تو یادگیری هر چیزی، شما با کلیت، یه چیز رو بهتر یاد می گیرید یا با مثال؟
درسته! با مثال، هر چه مثال ها بازتر باشه، مطلب رو بهتر متوجه می شید. این باعث میشه تصویری تو ذهنتون درباره موضوع بسازید.
دقیقاً شما باید همین کارو با مصاحبه گیرنده انجام بدید. باید با مثال های ریز شده در ذهنش از خودتون تصویر سازی کنید.
اینه که شمارو از بقیه متفاوت می کنه. شما بر مصاحبه مسلطید. اگه قرار بگید چقد سخت کار کردید، نگید " من خیلی کار می کردم و سخت کوشم" بگید: " برای تکمیل پروژمون تا دیر وقت بیدار بودم، کم می خوابیدم. مجبور بودم شب ها 4 ساعت بخوابم تا پروژه رو به ثمر برسونم چون این پروژه واسه من حیاتی بود"

پس اگه قرار برای مصاحبه آماده شید 20 ، 30 تا از این مثال ها آماده کنید که نشون بده چقدر تو کارتون مصمم بودید و سخت کار می کردید. از مزایا شغل قبلتون مثال بزنید که نشون بده مشکلات رو برطرف کردید و نشون بده چطوری به شرکت پول تزریق کردید و چجوری پولارو ذخیره کردید، نشون بده سر وقت میومدید سر کار و…
هر چه مثال شما جزئی تر باشه، تصویر بهتری تو ذهن مصاحبه گیرنده می سازید. اینجوریه که ثابت می کنید با بقیه فرق دارید و باید استخدامتون کنند.

ولی من که سابقه کار ندارم

پس نیاز دارید به دست بیاریدش. برید بیرون و یه کار مفید رو شروع کنید. به جای اینکه تو دانشگاه ها وقتتون رو تلف کنید و جزوه هاتون رو پر کنید، برید دنبال یه کار مفید. اینجوری میشه که داستان برای تعریف کردن خواهید داشت.
چجوری؟ برید سراغ یه کار نیمه وقت. حتی کار تو یه فست فود براتون رزومه ای میشه که به مصاحبه گیرنده ارائه بدید. می تونید با همین شغل هم نشون بدید که سخت کار می کردید، سر وقت میومدید، کار تیمیتون خوب بوده، مشتری مدار بودید و…
یا می تونید به عنوان کار آموز کار کنید. برید تو جاهای مختلف به عنوان یه کار آموز کار یاد بگیرید و از اونها برای مثال استفاده کنید.
یادتون باشه بودن در مدارس و دانشگاه تضمینی برای برنده شدن در مصاحبه نیست. چرا؟ چون همه اشخاصی که برای مصاحبه اومدن دانشگاه رفتند. شما نیاز به متفاوت بودن دارید. چی دارید که نشون بدید؟

اگر در شغل قبلی سابقه ای عالی دارید و مطمئن هستید که می تونید ازش استفاده کنید، از اون مثال بزنید. به رئیس قبلیتون اشاره کنید و مصاحبه گیرنده رو مجبور کنید باهاشون تماس بگیرن. مثلا بگید:
“من پارسال تو شغلم باعث شدم، شغلمون 100 میلیون درآمد کسب کنه، رئیسم از این بابت خیلی خوشحال شده بود. خواهش می کنم با ایشون تماس بگیرید و از خودشون بپرسید.”


خیلی خب. این مقاله هم تموم شد. ولی این موضوع همچنان باز خواهد بود. نیازه که بیشتر در این باره صحبت کنیم. در آینده رو این موضوع به شخص تخصصی تر و ریز تر کار خواهیم کرد. امیدوارم ازش لذت برده باشید، در زندگیتون همیشه موفق باشید و به هر شغلی که آرزوتونه برسید.
برای همتون بهترین هارو آرزو دارم.
موفق باشید.


10,000 ساعت تمرین برای یادگیری چرا؟ وقتی 20 ساعت کافیه!
آیا کسی یک شغل مناسب می تواند به من پیشنهاد کند؟
۷ گام برای کم کردن استرس در هنگام مکالمه زبان انگلیسی
#2

سپاسگذارم
واقعا اینقدر ترجمهاتون روانه که
من از خوده ترجمه بیشتر لذت میبرم تا از موضوع
در مورد موضوع این استرس که همیشه با ادم هست بخصوص وقتی صفر کیلومتری که مضاعفه…اما به مرور با کسب تجربه با اعتماد بنفس بیشتر مصاحبه شغلی رو انجام میدی…من ورودی سال83دانشگاهم از همون موقع رفتم سرکار یه کم هول بودم…بدون هیچ تجربه ای البته نه حسابداری از منشی گری بگیر،تبلیغات،کارگر کارخونه تا اینکه سال دوم دانشگاه رفتم 3ماه برای یه شرکت حسابرسی رایگان کار کردم رایگان که میگمم واقعا توقع پول نداشتم چون چیزی بارم نبود…بعد وارد یه شرکت وابستع به وزارت راه شدم اولش واقعا سخت بود دقیقا از سرکار می اومد فقط کارم گریه بود…چون من بی تحربه با کوهی از کار ،گروه حسابداری هم نداشت من تنها تو یه اتاق …پوستم داشت کنده میشد اما خداییش جا نزدم…تا بالاخره به جایی رسیدم که 3تا شغل همزمان داشتم…که البته اونم بد بود…واقعا با آسفالت کف خیابان یکی میشدم وقتی برمیگشتم خونه…خانواده هم دعوا،دعوا…مگه مجبوری…کرایه خونت عقب افتاده…بچت دانشگاه میره…اما من گوشم بدهکار نبود…میرفتم یکی تو شهران ،یکی تو سعادت آباد،یکی تو نواب…دیگه واقعا بریدم…به معنای واقعی بریدم…شما مثل من جوگیر نشین…بعد ازون سالای تراکتوری…دیگه حسابی رو کار سوار بودم…تجربه،تجربه،تجربه…همین…من به این معتقدم…الانم که خداروشکر همه چیز عالیه…عالی…تو همه ابعاد…خداروشکر…من راضیم و البته خوشبخت:heart_eyes:
براتون بهترینارو آرزو دارم


#3

سلام به به
چه موضوعات مهمی رو روش دست گذاشتی تبریک:clap::clap::clap:
من به شخصه تا حالا تجربه هیچ مصاحبه ای رو نداشتم حتی تو داشنگاهم که همه دوستام با مصاحبه قبول شدن من شانسم مصاحبه نداشتم:smile: البته قطعا سال بعد یه مصاحبه علمی دارم که امیدوارم از پسش بر بیام.

گل گفته دقیقا خصوصا اقایون باید زودتر به این فکر باشند چون صرفا خود دانشگاه چیزی به ادم اضافه نمیکنه دانشجوی موفق اونی هست که خودش واسه خودش تلاش کنه نه اینکه منتظر در سبز باشه.

ما هم متقابلا بهترین ها رو براتون ارزومندیم. خدا به شما برکت وقت و مال بده ان شا الله :hibiscus:

راستی چجوری لینکا رو دانلود کنم لینک رو میزنم انلاین نشون میده
پ.ن: میگما اگه احیانا ای جی یا استیفن راجب سحر خیزی و مدیریت زمان مطلب داشتن خوشحال میشم مطلع شم در مقالات بعدیتون. من تنظیم خوابم بهم ریخته و باعث میشه بقیه برنامه هاممم نظمش بهم بریزه .دوستان با تجربه ما را یاری نمایند. با تشکر از فعالای گروه:blush:


#5

@amir_hosein_mv بله البته بسته به رشته و دانشگاه فرق میکنه این bullshit بودنش:blush: ولی من چون هدفم تحصیل تو یکی از دانشگاه های المانه. و اینکه بخام با محیط جدید اشنا شم. یکی از چیزایی که میتونه واسم این شرایط رو ایجاد کنه فرصت مطالعاتیست که به دانشجویان دکتری تعلق میگیره. که میخام ازش بهره مند شم.
وگرن بله فی نفسه ادم تو دانشگاه چیزی یاد نمیگیره اونم اگه دانشجوی تنبلی باشه و صرفا جهت خوش گذرونی رفت باشه داشنگاه:smile:

پ.ن: @kambiz_mbi میگما حالا نمیشه قاچاقی روزی 15 دقیقه هم لیسنینگ المانی داشته باشم؟ یا نه لطمه میزنه به انگلیسیم:see_no_evil::see_no_evil:


#6

شما پشت کارتون مثال زدنیه. من به شخصه نمیتونم این کارو کنم.
یه سال کار آموزی حسابداری رفتم واسه هفت پشتم بسته :grin:

نمیدونم تا الان که نخوندم. ولی درباره مدیریت زبان مخصوصا تو مقوله زبان به زودی ( معلوم نیست کی) یه مقاله می نویسم.

واقعا همینطوره. من الان که نگاه می کنم به جز یه مورد که رفیق شدن با بهترین رفیقم بود هیچ خاصیتی از دانشگاه ندیدم. نه کاری یاد دادن نه علمی زیاد کردن. بدتر مارو تنبل و تن پرور بار آوردن.
به هیچ وجه دیگه پامو دانشگاه نمیزارم مخصوصا که الان با مزیت های یادگیری مستقل آشنا شدم.

15 دقیقه به کجا می رسه آخه :grin:
مطالبی که من خوندم گفتن اول انگلیسی بعد سایر چیزا.
معمولا زبان دوم که جذب بشه زبان سوم جذبش راحت تر میشه و چهارم و پنجم هم راحت تر.
از من میپرسید میگم این کارو نکنید. :grinning:


#7

سلام به همه
کامبیز جان بازم ممنون از کارای بزرگت
یه نکته کوچیکی که تو مصاحبه هایی که رفتم به دردم خورده این بوده که ایده هایی که تو شغل های قبلیم داشتم رو به مصاحبه کننده می گفتم.

مثلا یه زمان تو بنگاه املاک کار می کردم، اونجا همه دفتر های بزرگ داشتن و تو هر صفحه ش یه فایل (اطلاعات مسکن) رو مینوشتن و اکثر مواقع هم یه ساعت درگیر بودن که فایل مورد نظر رو کجا نوشتن
بعد من اومدم یه جدول تو برگ A4 طراحی کردم که تو هر برگ پشت و رو میشد 8 تا فایل بنویسم (بدون گیج شدن موقع پیدا کردنشون)

اینو هر جا میرم میگم سریع با استخدامم موافقت می کنن :smile:


#8

دقیقا برا منم همینطوره
اتفاقا بهترین رفیقم ک تو دوران دانشجویی پیدا کردم هم استانیته لاهیجان


#9

واسه اینکه تو باغ باشم گفتم :slight_smile:

چشم


#10

افرین چه خوش ذوق و با فکر. درستشم همینه

هر جا که میگین؟ خو مگه همش شغلتونو تغییر میدین عایا؟:blush:

یعنی اگه کسی با تریلی از روی ما دانشجوها رد میشد اینقدر له نمیشدیم که این جمله له کرد:smile: :smile:
اقا خانوما اینجور نیستن. خودتون می دونید :smile: بعله


#11

منم اتفاقا آلمانی رو دوست دارم و شاید یه روزی یادش گرفتم
ولی چون میگن که اگه با زبان تماس نداشته باشی به مرور یادت میره باعث میشه به جز انگلیسی نرم سمت زبان دیگه ای


#13

آره الانم بیکارم و در خدمت دوستان :)))


#14

سلام دقیقا کارت درسته.
نمیدونم به درس break rules رسیدی یا نه. اونجا در اینباره صحبت میکنن که نباید منتظر واستی کسی بهت ایده بگه تو باید ایده بسازی و متفاوت کار کنی.
وقتی رئیس ازت می پرسه خب چیکار کنیم؟ معمولا همه میگن نمیدونم شما میگید چیکار کنیم؟
کسی که متفاوت باشه ایده میده
دقیقا کاری که تو کردی یه ایده هستش.
رئیس ببینه تو با بقیه فرق داری استخدامت میکنن.

عه چه خوب. منم رفیق لاهیجانی زیاد دارم. دوره کارشناسی آستانه درس می خوندم بچه ها لاهیجان زیاد میومدن اونجا.

درکتون میکنم. نگران اون نباشید. من به شما قول میدم راهتون واسه آلمان رفتن هموار بشه نیازی به این 15 دقیقه آلمانی خوندن ندارید.
واسه این گفتم 15 دقیقه کمه چون زبان آلمانی زبان سختی ( مخصوصا واسه ایرانی ها) هستش.
اگه ایشالا ورودتون قطعی شد، مجبور میشید که در زبان غوطه ور شید ( در آلمان زندگی کنید) و خب در این صورت مجبورید از زبان استفاده کنید
اینجوری در کمتر از 6 ماه زبان یاد میگیرید.
فعلا انگلیسی رو اولویت قرار بدید.

این خوبه که علاقه داری ولی خیالت راحت با اینترنت تماس همیشه هست. دیگه گذشت اون زمان. الان استیو کافمن 17 زبان بلده و هیچ مشکلی نداره با کسی صحبت کنه یا نکنه.
اینترنت و تکنولوژی کلا همه چیو تغییر داده.


#15

خوبه پس، من همیشه این آدمایی که به چند زبون مسلطن رو خیلی دوست دارم و وقتی میبنمشون حال میکنم
یکیشون هنریک مخیتاریان بازیکن یونایتد که به 5 تا زبون مسلطه
و Sir Christopher lee بازیگر معروف که اونم به 5-6 تا زبون مسلط بود

ولی الان تمرکزم 100% رو انگلیسیه، میخوام تو هیچیش ضعف نداشته باشم (کاملا مثل فارسی)
بعد برام سراغ زبونای دیگه


#16

چقدر خوب میشه زبان بعدی رو همه با هم مثل اعضای فعال این تالار در صورت علاقشون و تسلط به انگلیسی با هم شروع کنیم. داشتن چنین محیطی در زبانای دیگه هم خیلی انگیزه بخشه


#17

اگه نگرش زبانشناس این باشه که راهشو مثله lingq پیش بگیره (به شکل بومی و متفاوت همینطوری که الان دارن پیش میرن) فک کنم این کارو انجام بدن
ولی فعلا فک می کنم زوده. چون هنوز دارن رو کلیت موضوع کار میکنن تا نسخه کامل تری از زبانشناس ارائه بدن.
این که بگیم کاملا زبانشناس از lingq تقلید می کنه مثله این میمونه بگیم هر کی از لوبیا و یه غول برای داستانش استفاده کنه پس از جک و لوبیا سحر آمیز تقلید کرده.
من خودم برای چند زبانه شدن برنامه دارم واسه همین اگه زبانشناس قصد داشته باشه پارو فراتر بزاره و زبان های دیگه رو به اپ در آینده اضافه کنه حمایت می کنم.


#18

ممنون آقا کامبیز.بسیار مفید بود.
من تا به حال ۲ بار مصاحبه شغلی داشتم و به نظرم چیزی که به جذب شدن کمک میکنه صداقت در گفتاره چون دقیقا طبق چیزی که اینجا گفته مصاحبه گر ادم باهوشیه و میدونه کجاها صداقت هست کجاها نه
البته برای رشته هایی که کار عملی دارن مثل کار من دونستن تکنیک های جدید خیلی کمک کننده ست.کلا باید همیشه به روز بود
فک میکنم اقای ای جی از هر چی کلاس و دانشگاهه متنفره:smile:
داخل یکی از پادکستاش میگه ۱۰ هزار دلار صرف مدرکش کرده و آخرشم به دردش نخورده


#19

خواهش میکنم فاطمه خانوم.
بله بهشون حق میدم چون منم تجربه خوبی از گرفتن مدرک ندارم. و تقریبا وقتمو واسه مدارس و دانشگاه ها هدر دادم
اگه قرار کسی حسابداری یاد بگیره نیازی به مدرکش نداره کافیه بره زیر دست ی نفر ک کارش بلده کار کنه
این مثال برای همه چی صادقه فقط کافیه جای کلمه حسابداری، مثال خودتون رو بزارید.


#20

ولی برای استخدام تو 99% جاها تا اونجایی که من میدونم حداقل کارشناسی لازمه
چون با کمتر از کارشناسی تو هیچ جا (99% جاها) بدون سابقه به آدم کار نمیدن


#21

من سال ۸۹ کنکور دادم اون موقع دندون پزشکی ایلام می آوردم ولی بنا به شرایطی نشد برم و چون آزمایشگاه رو دوست داشتم همین اهواز آزمایشگاه خوندم.بر عکس رشته های ریاضی و انسانی رشته های تجربی بازار کار خوبی دارن و واقعا بعضی از رشته هاش با حتی مدرک لیسانس هم درآمد بالایی دارن
برا من یکی فاصله ای بین کار و درس وجود نداشت چون ۱روز بعد از ترم آخر رفتم سر کار.همون موقع هم ارشد خوندم و الان با مدرک ارشد سر کارم. من ظرف ۲ سال هم ۲جا کار کردم و هم ارشد رو خوندم و اصلا متکی به درس دانشگاه نبودم هر چیزی که تئوری در حد چند خط میگفتن میرفتم مرکزی که عملی اون تکنیک رو انجام میدادن و اصولی یادش میگرفتم-- چون علاقه داشتم بهش-- باید بگم این ۲ سال میانگین خوابم ۴تا۵ ساعت بود . اینا رو گفتم که نهایتش بگم درسته دانشگاه خیلی وقت میگیره و شاید خیلی جاهاشم واقعا به درد نمیخوره ولی نهایتا ی راهکارایی میده که اگه جدیشون بگیریم میشه ازش استفاده کرد. البته این در مورد رشته خودم بود که از نزدیک باهاش در ارتباط بودم


#22

افرین اینه رمز موفقیت چیزی که تو خیلی از دانشجوهای ما پیدا نمیشه. مثلا طرف از 16 جلسه کلا 4جلسه سر کلاس اومده اون 4 جلسه هم مشغول بازی کلش آف کلنز بوده بعدم با تک ماده پاس میکنه . خب معلومه چیزی از دانشگاه بارش نمیشه:smile: