تالار زبانشناس

کمک برای ترجمه ی داستان!

سلام دوستان. من در حال ترجمه ی یک پروژه ی داستان کودکانه هستم که ساده و راحته ولی خب هرازگاهی در حد یک یا دو خط میشه جاهایی رو گیر میکنم و نیاز میشه از یکی کمک بگیرم بپرسم. اگه کسی در این زمینه میتونه بهم کمک کنه و ترجمه اش قوی یه ممنون میشم بهم پیام خصوصی بده تا باهاش هماهنگ کنم. البته میگم جملات خیلی زیاد نیست مثلا روزی در حد چند خط کوتاه و برای کسی که تسلط بالایی داره واقعا چیزی نیست و جملات سخت و پیچیده نیستن. فقط نیاز دارم یکی قوی تر از خودم کنارم باشه برای زمانایی که هر از گاهی بعضی از جملات رو گیر میکنم یا شک میکنم که درست ترجمه کردم یا نه، اون موارد جزئی رو ازش بپرسم.
ممنون از توجهتون دوستان

8 Likes

سلام
پیشنهاد می کنم سوالاتتون رو به اشتراک بگذارید همینجا که از خرد جمعی هم بهره برده باشید و هم باقی دوستان زبان آموز هم درگیر بشند و مطلب جدید یاد بگیرند.

13 Likes

من هم با حرف دوستان موافقم میتونین همینجا سوالتون رو مطرح کنین مربیان تالار و همینطور دوستان دیگه راهنماییتون میکنن تا جای ممکن :relieved::rose:

12 Likes

ممنون از پیشنهاد خوب شما دوستان عزیزم
پس من همین کار رو میکنم و پیشاپیش از دوستانی که بهم کمک میکنن تشکر میکنم و یکی یکی جاهایی رو که مشکل دارم اینجا میزارم و ممنون میشم کمکم کنید. :relaxed: :rose: :rose: :rose:

9 Likes

دوستان عزیز قسمت آبی رنگ رو ممنون میشم ترجمه کنید برام!خودم ترجمه اش کردم ولی یه ذره شک دارم. ممنون

7 Likes

علی دیگه (بیشتر از این) صبر نکرد اما سرعتش را کم کرد و طولی نکشید که برنده مسابقه شد. :thinking:

9 Likes

To speed off
To leave or depart very quickly or hastily, especially by driving
.فکر کنم سریع رفت

7 Likes

ممنونم که تصحیح کردید :hibiscus:

7 Likes

سپاس فراوان
دقیقا همینجا رو مشکل داشتم والان گرفتم چی شد :rose: :rose: :rose:

6 Likes

اینجا منظورش اینه شیر پسر رو برد بالای شاخه ی درخت؟
یا اینکه: شیر باعث شد پسر بره بالای شاخه ی درخت
placed رو من قرار دادن معنی میکنم و اگه درست باشه یعنی شیر اون رو برده…شک دارم به ترجمه ام 2 :thinking:

4 Likes

سلام
به نظرم درست برداشت کردید
شیر اونو برده بالای درخت
To place: to put

6 Likes

3

2 Likes

سلام

یک سنگریزه در حال چرخش مردان هریسون را آگاه کرد و آنها شروع به شلیک کردند

5 Likes

صدای غلطیدن یک سنگ کوچک (که احتمالا پای بن یا آدمهاش بهش خورده بودند و حرکت کرده بود) آدمهای هریسون رو خبردار کرد و شروع به شلیک کردنند.

6 Likes

سلام بر دوستان عزیز… از کسایی که بهم در ترجمه کمک میکنن ممنونم :relieved: :rose: :rose: :rose:

2 Likes

یک دفعه گرگ دید که قسمتی از موهای گردن سگ ریخته و ازش علت رو پرسید؟

5 Likes

گرگه یهویی متوجه شد یک تکه از موهای گردن سگ نیست و از او خواست بگوید چه شده.

5 Likes

4 Likes

سلام
پسر از ستاره های خود برای فرار باریک تشکر کرد و رفت

4 Likes

Star
بخت

Narrow escape

خطر از بیخ گوش کسی گذشتن
کم مانده بود به خطر بیفتم

4 Likes