به به ،،،،کتاب![]()
حتما بعد امتحانام کتاب غیر درسی میخونم و این کتاب های پیشنهادی رو در اولویت قرار میدم تشکر فراوان بابت معرفی
برای تابستون کلی برنامه چیدم
یکیش کتاب خوندنه
از ایرانی بگیررر تا خارجکی
ممنون که به ما هم معرفی کردید.
عشق به سرنوشت، چگونه رواقی باشیم
این کتاب به آموزه های کاربردی رواقیان باستان پرداخته و بویژه از گفتارهای اپیکتتوس برای زندگی بهتر استفاده کرده. یکی از بهترین کتابها در زمینه رواقی زیستن که به همه پیشنهادش میکنم. استاد مصطفی ملکیان هم مقدمه ای بر این کتاب نوشته اند.
شاید نشه به سرنوشت عشق بورزیم، ولی این کتاب به ما کمک میکنه که دست کم شرایط بیرون از اختیارمون رو بپذیریم و با سرنوشت بیرحم بسازیم و کمتر رنج ببریم. به قول حکیم فردوسی:
چنین است رسم جهان جهان
همی راز خویش از تو دارد نهاننسازد تو ناچار با او بساز
که روزی نشیب است و روزی فراز
چنانچه نسخه کاغذی این کتاب رو نتونستید پیدا کنید نسخه صوتی این کتاب ارزشمند در اپ های کتابخوان موجوده.
این کتابها خوبه. ولی یکی مثل من که داستان کوتاه خونه چی پیشنهاد میکنید. البته نویسندهی فارسی زبان و ترجیحاً جدید باشه
سلام سمیرا خانم خوبین؟ خانواده خوبن؟![]()
خانومم کتاب دیگری از این نویسنده خوندم بنام
“من دوستت دارم”
نسخه اصلی با نام
The deal of a lifetime
اون تاپیکی در خصوص کتب انگلیسی اپ بود رو پیدا نمیکنم!
تو اپ هم سرچ زدم چیزی پیدا نکردم.
زحمتتون نیست اون تاپیک رو بفرمایید.شاید به نام دیگری در اپ موجود باشه… از دوستان بپرسم![]()
معرفی نویسنده: موپاسان
ضمن تبریک بابت فرارسیدن هفته کتاب، قصد دارم یکی از نویسندگان مورد علاقه ام رو معرفی کنم: گی دو موپاسان نویسنده فرانسوی سده نوزدهم. این نویسنده بزرگ بیشتر به دلیل داستان های کوتاهش شناخته شده که در کوتاه ترین قالب داستان نویسی، مفاهیم روانشناختی و فلسفی بسیار عمیقی رو بررسی میکنه و خواننده ضمن لذت از هنر داستان پردازی نویسنده از او بسیار هم می آموزد.
نگاه این نویسنده به زندگی و جامعه غالبا بدبینانه است و در مورد روابط انسانی مانند عشق هم غریزه ناخواداگاه و خودخواهی را عامل اصلی می داند.
شخصیت های داستان های او اغلب افرادی هستند که محکوم به شکست اند یا اینکه آرزوها و توقعاتشان از زندگی هرگز رنگ واقعیت به خود نمی گیرد. مضمون بسیاری از داستان های موپاسان درباره خشونت و بیهودگی جنگ است، به ویژه جنگ فرانسه و پروس که موپاسان آن را تجربه کرد و برای نشان دادن بیهودگی رنج انسان از آن الهام گرفت.
به نظر من رمان یک زندگی از موپاسان شاهکاری به تمام معناست. این رمان داستان زندگی دختری به نام ژان را از جوانی تا پیری روایت میکند و نشان می دهد که چگونه شخصیت اصلی داستان از یک دختر ساده دل و رمانتیک و خوشبین به مقوله عشق به پیرزنی درمانده و واقع بین تغییر چهره می دهد و چقدر زندگی و سرنوشت می تواند بیرحم باشد. وقتی تولستوی این رمان را خواند آن را بهترین رمان فرانسوی پس از بینوایان ویکتور هوگو دانست.
در اینجا مجموعه ای از چند داستان کوتاه موپاسان با ترجمه زنده یاد محمد قاضی رو میذارم که گویا دیگه قرار نیست تجدید چاپ بشه:
موپاسان.pdf (2.3 مگابایت)
معرفی نویسنده: صادق چوبک
در تاریخ داستان نویسی ایران، دو صادق همچون ستاره می درخشند، یکی صادق هدایت و دیگری صادق چوبک که این دو البته با هم رابطه دوستی نزدیکی هم داشتند. عکس زیر این دو را در کنار هم نشان می دهد (سال ۱۳۲۵ یا ۱۳۲۶):
متاسفانه ارزش این نویسنده بزرگ ایرانی آنطور که باید شناخته نیست. چوبک هم نگاه تلخی به زندگی داشت و مانند صادق هدایت علت عقب ماندگی و بدبختی ایران را یورش اعراب مسلمان به ایران میدانست. رمان سنگ صبور او شاید صادقانه ترین نوشته او باشد که با زبانی عامیانه نگاه او به زندگی را نشان می دهد. در همین رمان است که چوبک آن ابیات جاودانه شاهنامه را درباره یورش اعراب از زبان رستم فرخ زاد نقل می کند. این ابیات سوزناک رو قبلا در جایی دیگر به اشتراک گذاشته ام:
داستان های کوتاه چوبک که در سبک ناتورالیسم نوشته شده اند از شاهکارهای ادبیات معاصر ایران به شمار می آیند و گاه خواننده از هنر داستان پردازی وی به حیرت می افتد. رمان تنگسیر او هم که داستان آن در جنوب ایران روی می دهد بی نیاز از تعریف است.
بیشتر داستان های صادق چوبک اجازه چاپ ندارند و اگر هم داشته باشند مطمئنا سانسور شده اند. شما عزیزان می تونید رمان ها و داستان های کوتاه او را بصورت رایگان در کانال یوتیوب کتاب های گویای مشعل گوش بدید. خود من از طریق همین کانال تونستم به نسخه اصلی و سانسورنشده آثار صادق چوبک دسترسی پیدا کنم:
لینک پلی لیست داستان های صادق چوبک در یوتیوب
لینک پلی لیست داستان های صادق هدایت در یوتیوب
دانلود فایل pdf نوشته های صادق چوبک:
خیمه شب بازی.pdf (2.4 مگابایت)
چراغ آخر.pdf (844.6 کیلوبایت)
انتری که لوطیش مرده بود.pdf (3.4 مگابایت)
روز اول قبر.pdf (3.4 مگابایت)
سنگ صبور.pdf (1.2 مگابایت)
خواندنی های ادب فارسی
این کتاب ارزشمند بهترین نمونه های نثر و شعر در ادبیات فارسی رو گردآوری کرده و حدود هزار حکایت یا مَثَل رو به ترتیب حروف الفبا آورده. حکایت هایی خواندنی از مثنوی، بوستان و آثار دیگر شاعران و درمورد نثر هم از کلیله و دمنه، قابوس نامه، گلستان، تاریخ بیهقی، امثال و حکم دهخدا، لطیفه های عبید زاکانی و …
با خواندن این کتاب هم دانش ادبی شما بالا میره و هم لذت فراوانی به دست خواهید آورد.
مطالعه این کتاب خواندنی و حال خوب کن رو به همه دوستان پیشنهاد میکنم.
زاری بر شکوه از دست رفته ایران باستان: قصیده سوزناک ایوان مداین از خاقانی شروانی شاعر سده ششم، هنگام عبور از مداین و دیدن طاق کسری
هر وقت به بدبختی کشورم فکر میکنم علت اصلیش رو یورش اعراب مسلمان به ایران میدونم. از اون زمان بود که دیگه هرگز آب خوشی از گلوی ایرانی پایین نرفت. این قصیده اندوهبار از خاقانی برام حس نوستالژیک ویژه ای رو تداعی میکنه.
ایوان مدائن یکی از شاهکارهای معماری در تاریخ، پس از جنگ قادسیه به دست اعراب مسلمان غارت شد و ویرانه های آن اکنون در نزدیکی بغداد قرار دارد. آه و افسوس از تک تک ابیات این قصیده آشکاره و برای ایرانی امروزی بی اندازه آشکارتر.
خوانش قصیده همراه با عکس هایی از طاق کسری:
متن قصیده
هان! ای دلِ عبرتبین! از دیده عِبَر کن! هان!
ایوانِ مدائن را آیینهٔ عبرت دان!
یکره ز لبِ دجله منزل به مدائن کن
وز دیده دُوُم دجله بر خاکِ مدائن ران
خود دجله چنان گرید صد دجلهٔ خون گویی
کز گرمیِ خونابش آتش چِکَد از مژگان
بینی که لبِ دجله چون کف به دهان آرد؟
گویی ز تَفِ آهش لب آبله زد چندان
از آتشِ حسرت بین بریان جگرِ دجله
خود آب شنیدهستی کآتش کُنَدش بریان
بر دجله گِری نونو! وز دیده زکاتش ده
گرچه لبِ دریا هست از دجله زکاتاِستان
گر دجله درآمیزد بادِ لب و سوزِ دل
نیمی شود افسرده، نیمی شود آتشدان
تا سلسلهٔ ایوان بگسست مدائن را
در سلسله شد دجله، چون سلسله شد پیچان
گهگه به زبانِ اشک آواز ده ایوان را
تا بو که به گوشِ دل پاسخ شنوی ز ایوان
دندانهٔ هر قصری پندی دهدت نو نو
پندِ سرِ دندانه بشنو ز بُنِ دندان
گوید که تو از خاکی، ما خاک توایم اکنون
گامی دو سه بر ما نِه و اشکی دو سه هم بِفْشان
از نوحهٔ جغد الحق ماییم به دردِ سر
از دیده گلابی کن، دردِ سرِ ما بنشان
آری! چه عجب داری؟ کاندر چمنِ گیتی
جغد است پیِ بلبل؛ نوحهست پیِ الحان
ما بارگهِ دادیم این رفت ستم بر ما
بر قصرِ ستمکاران تا خود چه رسد خِذلان
گویی که نگون کردهست ایوانِ فلکوش را
حکمِ فلکِ گردان؟ یا حکمِ فلکگردان؟
بر دیدهٔ من خندی کاینجا ز چه میگرید؟
خندند بر آن دیده کاینجا نشود گریان
نی زالِ مدائن کم از پیرزنِ کوفه
نه حجرهٔ تنگِ این کمتر ز تنورِ آن
دانی چه؟ مدائن را با کوفه برابر نه!
از سینه تنوری کن وز دیده طلب طوفان
این است همان ایوان کز نقشِ رخِ مردم
خاکِ درِ او بودی دیوارِ نگارستان
این است همان درگه کاو را ز شهان بودی
دیلم مَلِکِ بابِل، هندو شهِ ترکستان
این است همان صفّه کز هیبتِ او بردی
بر شیرِ فلک حمله شیرِ تنِ شادروان
پندار همان عهد است، از دیدهٔ فکرت بین!
در سلسلهٔ درگه، در کوکبهٔ میدان
از اسب پیاده شو، بر نَطعِ زمین رُخ نِه
زیرِ پیِ پیلش بین شهمات شده نُعمان
نی! نی! که چو نُعمان بین پیلافکنِ شاهان را
پیلانِ شب و روزش کُشته به پیِ دوران
ای بس شهِ پیلافکن کافکنْد به شهپیلی
شطرنجیِ تقدیرش در ماتگهِ حِرمان
مست است زمین زیرا خوردهست بهجای می
در کاسِ سرِ هُرمُز، خونِ دلِ نُوشِروان
بس پند که بود آنگه بر تاجِ سرش پیدا
صد پندِ نو است اکنون در مغزِ سرش پنهان
کسری و ترنجِ زر، پرویز و به زرّین
بر باد شده یکسر، با خاک شده یکسان
پرویز به هر خوانی زرّینتره گستردی
کردی ز بساطِ زر، زرّینتره را بستان
پرویز کنون گم شد، زان گمشده کمتر گو
زرّینتره کو برخوان؟ رو «کَم تَرَکوا» برخوان
گفتی که کجا رفتند آن تاجوران اینک؟
ز ایشان شکمِ خاک است آبستنِ جاویدان
بس دیر همی زاید آبستنِ خاک، آری
دشوار بود زادن، نطفه ستدن آسان
خونِ دلِ شیرین است آن می که دهد رَزبُن
ز آب و گِلِ پرویز است آن خُم که نهد دهقان
چندین تنِ جَبّاران کاین خاک فرو خوردهست
این گرسنهچشم آخر هم سیر نشد ز ایشان
از خونِ دلِ طفلان سرخابِ رخ آمیزد
این زالِ سپید ابرو، وین مامِ سیهپستان
خاقانی ازین درگه دریوزهٔ عبرت کن
تا از درِ تو زینپس دریوزه کند خاقان
امروز گر از سلطان رندی طلبد توشه
فردا ز درِ رندی توشه طلبد سلطان
گر زادِ رهِ مکه تحفهست به هر شهری
تو زادِ مدائن بَر تحفه ز پیِ شروان
هرکس بَرَد از مکّه سبحه ز گِلِ جمره
پس تو ز مدائن بَر سبحه ز گلِ سلمان
این بحرِ بصیرت بین! بیشربت از او مگذر
کز شطّ چنین بحری لبتشنه شدن نتوان
اِخوان که زِ راه آیند، آرند رهآوردی
این قطعه رهآورد است از بهرِ دلِ اِخوان
بنگر که در این قطعه چه سحر همی راند
معتوه مسیحا دل، دیوانهٔ عاقل جان
برای شرح ابیات دشوار به قصیده شماره ۱۲ از این کتاب مراجعه کنید:
مرثیه_خوان_مداین.pdf (3.6 مگابایت)
این عوعو سگان شما نیز بگذرد…
آلبر کامو که کلا نوشته هاش عالیه منم کتاب بیگانه شو خوندم تلخ بود اما جذابیت خاصی داشت
منم الان دارم کتاب تکه که از یک کل منسجم رو می خونم روزی 10 صفحه الان حدود 50 صفحه مونده دیگه آخراشه
مقاله ای کوتاه و پرمغز از زنده یاددکتر اسلامی ندوشن:
ایران را از یاد نبریم
#پیشنهاد مطالعه
20120509082623-4048-1027.pdf (145.2 کیلوبایت)
نگاه زکریای رازی (کاشف الکل) به ادیان و زندگی:
(درباب تاریخ الحاد در اسلام، نوشته عبدالرحمن بدوی، ترجمه معین کاظمی فر)
من این کتاب چند بار خوندم وتکرار کردم واقعا کتاب عالی و بینظیره![]()
خوندنش از واجباته
کتاب تکههایی از یک کل منسجم حتما بخونید مثل تراپی میمونه.
کتاب قشنگیه یه کمش خوندم تا اونجایی که فهمیدم خانومش مرده دیگه نتونستم بخونم هم کلمات جدید زیاد داره هم اینکه برا یه سطح بالاتر از من بود ،اما تو لیستم هست ![]()
من نمیدونم چرا زبان شناس این کتاب حذف کرد برنامه داشتم بخونمش ![]()








