استاد ملکیان در دقایق انتهایی این جلسه لیستی از کتب معرفی میکنن که به قصد تنظیم نظام ارزشگذاری و به تعبیر خود ایشون قانون اساسی زندگی شخصی (اگر درست خاطرم مونده باشه تعابیر) توصیه میشه بهشون رجوع کنیم.
من که بعد از یادداشت عناوین کتابها، احساس کسی رو داشتم که نقشهی گنج در دست گرفته. امیدوارم بهرهمند بشین از این فرصت.
عالی بود
سپاس از شما.
![]()
یادگار زریران

این کتاب کوچک حدود ۵۰ صفحه ای رو امروز خوندم. این کتاب کهن ترین نمایشنامه ایرانی هست که به زبان پهلوی (پارسی میانه) و احتمالا در زمان ساسانیان نوشته شده. ولی مترجم فرهیخته بر این باورند که صورت شفاهی آن به زمان اشکانیان میرسه! خوشبختانه این نوشته در زمان حمله اعراب به ایران مثل بسیاری از کتاب های کهن از میان نرفته و به دست ما رسیده. فردوسی هم در شاهنامه این داستان حماسی رو آورده.
در این زمانه پیوند دوباره با فرهنگ و آیین نیاکان ما بسیار بسیار مهمه و خوندن اینگونه کتابها و بویژه شاهنامه فردوسی که خود من این روزا درحال خوندنش هستم از واجباته.
سلام و درود بر شما آقا مصطفی گل
تشکر از مطالب جالب که از این کتاب فرستادی
![]()
این رمان رو هم من دوران دبیرستان خوندم. و نکته عجیب در مورد این کتاب اینه که خیلییییییی خوب خط داستانی، شخصیتها و دیالوگها یادم مونده. نویسنده اونقدری حاذق بوده که چهرهی کاراکتر آندریاس رو جوری قوی توصیف کرده که پس گذشت این همه سال هنوز من تو ذهنم از آندریاس تصویر دارم.
و این خیلی قشنگه. و فکر کنم یه تویسنده چیزی جز همین مهم تو زندگیش نمیخواد. اینکه مخاطب اثرت رو اینطوری با جزئیات یادش بمونه و انگاری آقای یوزف روت به این هدف رسیده.
از این جهت میگم عجیبه که من بسیار فراموشکارم و از کتابهای رمان و ادبیات داستانی که میخونم، صرفا یه چیز کلی یادم میمونه و جزئیات معمولا فراموش میشه. ولی این کتاب تمام جزئیاتش یادمه .
تجربهی آی گفتی
مصطفی ملکیان
در روانشناسی تجربهای هست به نام “آی گفتی” (Ah experience). این تجربه زمانی اتفاق میافتد که حرفی را میشنویم یا میخوانیم و با خود میگوییم: آی گفتی؛ این را یک عمر میدانستم اما نمیتوانستم بگویم، یا این را نمیدانستم ولی انگار این حرف از عمق وجود من زده شده است [جانا سخن از زبان ما میگویی!].
گزارههایی که با آنها به تجربهی “آی گفتی” میرسیم، شهودهای ما هستند.
کتابهایی در جهان هست که نویسندگان آن توانستهاند توی پوست همهی آدمها بروند طوری که همهی آدمها خود را در آن کتابها مییابند و با آن احساس یگانگی یا همزادپنداری میکنند. این کتابها بهتر از هر مشاور روانیای عمل میکنند.
اگر ۱۰ تا از این کتابها را بخوانیم و جملاتی را که با آنها تجربهی “آی گفتی” برایمان اتفاق میافتد را مشخص کنیم، تقریبا همهی شهودهای ما کشف خواهند شد. نام این کتابها را در ادامه میتوانید ببینید.
فهرست کتابها:
۱. برادران کارامازوف، نوشتهی داستایوفسکی، ترجمهی صالح حسینی، نشر ناهید
۲. مائدههای زمینی و مائدههای تازه (دو کتاب در یک جلد)، آندره ژید، ترجمهی مهستی بحرینی، انتشارات نیلوفر
۳. گزارش به خاک یونان، کازانتزاکیس، ترجمهی صالح حسینی، انتشارات نیلوفر
۴. لبه تیغ، سامرست موام، ترجمهی مهرداد نبیلی، نشر فرزان روز
۵. سیر و سلوک زائر، جان بانییِن، ترجمهی گلناز حامدی، نشر مدحت
۶. تشبه به مسیح، توماس آکمپیس، ترجمهی سایه میثمی، نشر هرمس
۷. زوربای یونانی، کازانتزاکیس، ترجمهی محمد قاضی، نشر خوارزمی
۸. آناکارنینا، تولستوی، ترجمهی سروش حبیبی، نشر نیلوفر
۹. مادام بوواری، گوستاو فلوبر، ترجمهی مهدی سحابی، نشر مرکز
۱۰. سونات کرویتسر، تولستوی، ترجمهی سروش حبیبی، نشر چشمه
۱۱. گرگ بیابان، هرمان هسه، ترجمهی کیکاووس جهانداری، نشر علمی و فرهنگی
۱۲. اعترافات آگوستین قدیس، ترجمهی سایه میثمی، نشر سهروردی
۱۳. تأملات، مارکوس اورلیوس، ترجمهی عرفان ثابتی، نشر ققنوس
۱۴. در باب حکمت زندگی، آرتور شوپنهاور، ترجمهی محمد مبشری، انتشارات نیلوفر
۱۵. تتبعات، مونتنی، ترجمهی احمد سمیعی گیلانی، نشر سخن
مصطفی ملکیان، درسگفتار فلسفه اخلاق
@mostafamalekian
نکاتی درباره کتاب “رستاخیز” نوشته تولستوی، استاد ملکیان:
من دارم این کتاب رو می خونم .
به نظر من در زبانشناس باید کتاب و موسیقی و شعر به انگلیسی باشه نه فارسی.
من این کتاب رو انتخاب کردم
روزی یک پارگراف هم بخونم بسه برام
من هم هفته ی پیش کتاب " مردی به نام اوه " رو تموم کردم و از این کتاب ساده ولی جذاب خوشم اومد.
ساده چون روان بود و پیچیدگی نداشت ،جذاب چون تو رو کنجکاو نگه می داشت که بفهمی برای سونیا چه انفاقی افتاده ؟ چرا اوه بچه نداشته؟ چرا می خواد خودکشی کنه؟ آخرش می میره یا نه؟
اوه کی هست؟
یه پیرمرد عبوس و قانونمند و غیر اجتماعی که با ابزار آلاتش بیشتر از حرف زدن با آدم ها حال می کنه .
سونیا کیه؟
زنی که اوه عاشقش میشه و مدت طولانی همیشه در مسیرش قرار می گرفته تا اینکه با هم ازدواج می کنند.
اولش از شخصیت خشک و بی روح اوه بدم می اومد ولی به مرور وقتی کارایی که تو خفا می کنه رو می بینی ، دیگه دوسش داری همون طور که سونیا عاشقش شد.
چیزی که برام جذاب بود، یک فصل درمیان گریزی به گذشته می زد و متوجه می شدیم چطور شد که عاشق شد، زنش چه بلایی سرش اومد و چرا بچه نداشت.
تو طول کتاب ،اوه که بعد از مرگ همسرش دلیلی برای زندگی کردن نمی بینه، تصمیم می گیره تا خودکشی کنه و هر سری طی ماجرایی این اتفاق نمی افته .
خوندنش رو بهتون پیشنهاد می کنم ![]()
فهمیدم که فیلمی هم به این اسم هست ، ندیدم هنوز ولی دوست دارم ببینم .
مثل کتاب من پیش از تو که خوندم و بعد با دیدن فیلمش بیشتر کیف کردم.
البته که سخته تو ذهنت تصویرسازی کنی و بعد با دیدن فیلم کتاب ، تصویرها بره کنار و خراب بشه ولی اونم به نظرم کیف خودش رو داره.
کتاب اگه خوب نوشته شده باشه و احساسات رو به خوبی به تصویر بکشه توی ذهن موندگار میشه.
یه تیکه از کتاب خیلی به دلم نشست، فرصت شد فردا براتون می ذارم
نکته ای که بعد از خوندن این کتاب ،عمیقا بهش رسیدم این بود که داستانی پشت رفتار آدم ها و نحوه زندگیشون هست. اگه اونو بشنویم شاید رفتار ما هم با اون آدم عوض بشه و بهتر بتونیم درکشون کنیم.شاید دیگه این قدر به همدیگه گیر ندیم و راحت تر بگذریم.![]()
چهار سخنگوی وجدان ایران

این کتاب رو در فیدی پلاس خوندم و بسیار لذت بردم و یاد این گفته شاهرخ مسکوب افتادم که میگفت: ایرانی بودن با همه مصیبت ها به زبان فارسی اش می ارزد.
معرفی کتاب
“چهار سخنگوی وجدان ایران” کتابی است به قلم “محمد علی اسلامی ندوشن”، که در آن سرگذشت ایران را از زبان چهار گوینده ی برتر و بزرگ ایرانی یعنی “فردوسی، مولوی، سعدی، حافظ” تعریف می کند. مقالاتی که در مجموعه ی حاضر گرد آمده اند، در واقع نسخه ی بازنویسی شده از یک سلسله سخنرانی هستند که در اواخر دهه ی هفتاد، با محوریت اندیشه ی “فردوسی، مولوی، سعدی، حافظ” ایراد شد.
از آن جایی که مطالب این سخنرانی پیش از انتشار این کتاب در جایی مکتوب نبود، دکتر “محمد علی اسلامی ندوشن” اقدام به بازگردانی نسخه ی شفاهی به نسخه ی مکتوب نموده اند که به جز اصلاحات جزئی، عینا مطالب همان سخنرانی ها را در برگرفته و تا جایی که امکان پذیر بوده، لحن شفاهی و طبیعی سخنان نیز حفظ شده است.
دکتر “محمد علی اسلامی ندوشن” کتاب “چهار سخنگوی وجدان ایران” را با فردوسی آغاز کرده و از وی به عنوان سخنگوی پیروزی نیکی بر بدی یاد کرده است. در ادامه با بررسی غزل ها و مثنوی مولوی، او را که سخنگوی یگانگی انسان هاست خواهیم شناخت و پس از مولوی، نوبت به سعدی می رسد. نگارنده سعدی را سخنگوی ضمیر آگاه ایرانی می داند و این مساله را در پرداخت به غزل های وی، تجزیه و تحلیل می کند. آخرین چهره از کتاب “چهار سخنگوی وجدان ایران”، حافظ است که همچون همشهری شیرازی خود، او هم سخنگوی ضمیر ایرانیان است با این تفاوت که حافظ سخنگوی ضمیر ناآگاه آنان می باشد.
مأموریت شعر در زبان فارسی قدری با جاهای دیگر فرق دارد. در زبانهای دیگر آن را بیشتر برای تلذّذ هنری می خواهند، ولی ما علاوه بر آن می خواهیم از آنها بیاموزیم که که بوده ایم و چه بوده ایم. در دوران بعد از اسلام، تاریخ ایران به گونه ای سیر کرده است که قوم ایرانی کلام شاعرانه را به عنوان یک غشاء دفاعی بر خود بپوشاند: از بد حادثه این جا به پناه آمده ایم… از این رو، وزنه فرهنگ ایران، و محصول نبوغ ایرانی بیشتر از هر چیز بر شعر متمرکز گشت. ما در این مرحله از تاریخ خود، بسیاری از چیزها را دادیم و در ازای آنها چند اثر بزرگ گرفتیم. این نشان می دهد که در هر حال، ایرانی درگیر و دار حوادث، سرزندگی خود را از دست نداده است. اکنون باید ببینیم که در روزگار ما با دگرگونی شگرفی که در کار دنیا راه یافته، چه پیامی می توانیم از این آثار بگیریم. این پیام حالت دوگانه ای دارد: از یک سو ما را می کشد به طرف ارتفاع، به جانب معنویتی لطیف، و از طریق آن ما را کمک می کند تا قشری را که زندگی جدید از فلز بر روح ما کشیده، کم فشار سازیم. اما از سوی دیگر، باید مراقب باشیم که به لای لای شعر در خواب نرویم. از بیدار بودن باز نمانیم. شیوه تفکر اشراقی، اگر به انحطاط بیفتد به نازایی و آشفتگی سر می زند، باید کشانده شود به منطق و نظم تا موازنه ای میان عقل و احساس پدید آید. نیازهای دنیای امروز نیروی عقلانی تازه ای می طلبد. اگر بپذیریم که اندیشه مادر کردار است، باید درخت اندیشه را سرسبز نگاه داشت. شعر فارسی چون محصول تجربه ممتد قوم ایرانی در سرزمینی پرحادثه است، هیچ حرفی نیست که ناگفته گذارده باشد، هیچ زاویه ای از زوایای تأمل نیست که نکاویده باشد. با بیانی بسیار دلنشین، و به این علت است که زمانی از دروازه چین تا کناره مدیترانه، و از جیحون تا سند را در تسخیر خود داشته است. چهار گوینده بزرگی که در این جا از آنها یاد کردیم، نموداری از نامیرایی آتش ایران هستند. ادب فارسی در مجموع، رو به گشایش، روشنایی و گرمی داشته، رو به جستجو. اگر ایرانی در این دوره از تاریخ خود، بیشتر وقت خود را به سخن گویی گذرانده، برای آن است که راه کردار در برابرش خالی از سنگلاخ نبوده. اکنون دیگر زمان آن رسیده که از حرف باز آید، و به کردار روی برد. ناگزیر است چنین کند، زیرا ادامه هستیش در گرو آن است. در ادب فارسی آمیختگی عجیبی از شادی و اندوه دیده می شود. از یک سو در طبع ایرانی شادی و بهار است. از سوی دیگر زندگی او خالی از چاشنی اندوه نبوده است. چه شاهنامه و چه سایر کتابها گواه آنند. امیدوار باشیم که با تغییر دیدگاه، بتوان مسیر اندوه را برگرداند.
ولی اگر حافظ میگفت: کی شعر تر انگیزد خاطر که حزین باشد؟ این اصل بیشترین دوران شعر فارسی را در برمی گیرد. بر سر هم وزنه حزن و هجر و نیاز و حسرت در آن غلبه دارد، و کسی که با تاریخ دردناک ایران آشنا باشد، از این موضوع تعجب نمی کند. البته ایرانی اگر بگذارندش، این گرایش را هم دارد که شاد زندگی کند، و دم زدن زیادش از غم خود نشانه اشتیاق برای شادی است.
در ادب فارسی همواره یک گمشده دیده میشود که گوینده در جستجوی آن است، یعنی مردم ایران به نحو ناآگاه در جستجوی آن بوده اند. اگر فردوسی انسان نمونه می آفریند، مولوی می گوید “شیر خدا و رستم دستانم آرزوست” و سعدی حرفش این است که “عبادت به جز خدمت خلق نیست” و حافظ در طلب “پیر مغان” است. همگی این گمشده را می جویند.
خواندن این کتاب به نظرم بر هر ایرانی واجبه و دیدی واقع بینانه به تاریخ این سرزمین به خواننده منتقل میکنه. اگر از این کتاب خوشتون اومد کتاب دیگری با همین موضوع به نام پنج اقلیم حضور نوشته داریوش شایگان رو هم پیشنهاد میکنم که فصلی جداگانه هم درباره خیام داره.
سلام بله
ولی در چالش کتاب کاغذی شما هر کتابی رو خوندید می تونید معرفی کنید فرقی نداره به چه زبانی باشه
قانون شماره ۵
کتاب رنجنامه رو امروز تموم کردم. در کل کتاب خوبی بود و ارزش خوندن داشت و آگاهی خوبی درباره مسأله رنج به دست میداد. نویسنده هم با به کارگیری ابیات شاعران بزرگ ما مانند فردوسی و مولوی و … در جای جای کتاب از تلخی موضوع اندکی کاسته بود.
نویسنده علت رنج رو سه چیز میدونه: نادانی، ناتوانی و نیازمندی و به تفصیل در مورد هر کدوم بحث میکنه. خود نویسنده گویی نگاه عرفانی رو بهترین راه حل تسکین رنجهای بشر میدونه. از نقاط ضعف کتاب اهمیت ندادن به رنج حیوانات بود، انگار این تنها انسان ها هستند که در این کره خاکی رنج می کشند. شاید هم نویسنده فقط مجال پرداختن به رنج بشر رو داشت.
این کتاب تموم شد و من واقعا لذت بردم از خوندنش.
کتاب می خواد یادمون بده که چطور بچه های آروم تری داشته باشیم ولی راهکارش جوریه که خودمون رو هم شریک می کنه .
یعنی صرف این نیست که داد بزنیم ،بچه برو بشین و تا عصر هم صدات در نیاد .
در مورد احساسات اون بچه حرف می زنه ،این که متوجه بشیم الان خشمش برای چیه ،برای چی گریه می کنه، چرا عصبانیه، چرا اینقدر هیجان داره و بعد از اون ، یاد می ده که چطور به بچه یاد بدیم که از افکارش در بیاد ،به تنفسش توجه کنه و برای لحظه ای در زمان حال باشه.
خوندنش رو به همه علی الخصوص والدین پیشنهاد می کنم.
داخل پرانتز بگم ، بحث شناخت احساسات شد ،انیمیشن اینساید اوت، درون بیرون رو بهتون پیشنهاد می کنم . اون هم نشون می ده که چقدر شناخت احساسات بهمون کمک می کنه یه ورژن بهتری از خودمون بشیم.
سلام
وقت بخیر خانم شیری
چقدر جالب
من بسیار علاقه مند به کتابهای تربیتی کودک هستم و تشکر از معرفی این کتاب
و همچنین انیمیشنی که معرفی کردید.
دخترم ارشد تولید بازی رایانه ای داره و در ماه آذر هم در همایش بین المللی بازی دیجیتال مقام اول را کسب کرد. من هم هم در تربیت پسر و هم دخترم اجبار را بکار نبردم و در عین حالی که جدی بودم و همینطور همسرم با بچه ها
اگه شما و یا سایر دوستان بخوان خلاصه ی مقاله ی دخترم را بخونند این لینک خبرش در سایت ایرنا هست
http://www.irna.ir/xjSvcz
سلام . حالتون چطوره؟
چقدر عالی ![]()
هیچ چیز اندازه دیدن موفقیت بچه هامون باعث خوشحالیمون نمیشه و انگیزه ای برای ادامه دادنمون![]()
خبر خوبی رو باهامون به اشتراک گذاشتین و آرزوی دیدن موفقیت های بیشتر رو براتون دارم![]()
سر صبر می رم خبر رو می خونم![]()
سلام مرسی متشکرم از لطف شما
بله همینطور هست که می فرمایین
پیشرفت بچه ها انگیزه ای برای حیات و زندگی است و نشاط و شادی به انسان میدهد.
خبر را بخونید و مصاحبه ی دخترم با ایرنا را.
هم اکنون هم پیشنهاد هایی برای کار از بنیاد ملی بازی های رایانه ای داره
بازم ممنون از شما و
دوستان عزیز تالار خدا نگهدار
سلام سلام کتابخونا کجایین!!!؟
گوشیا فقط وقتتون را می گیرن بخدا
همین حالا گوشی را بزارید کنار و یک کتاب بردارین شروع کنین
والا سود دارینا
در باب تسلای خاطر، آرامش یافتن در دوران ظلمت
این کتاب رو به تازگی خوندم و به دوستان پیشنهاد میکنم. همونطور که از عنوان کتاب پیداست نویسنده در این کتاب به ایده هایی برای یافتن تسلای خاطر برای انسان امروزی پرداخته و در مجموع از هفده شخص الهام بخش در تاریخ صحبت کرده و با بیان زندگی نامه اونها و اینکه چطور با فقدان و رنجهای زندگیشون دست و پنجه نرم کردن راه هایی رو برای رسیدن به تسلای خاطر معرفی کرده؛ افرادی مثل مارکوس اورلیوس، سیسرون، بوئتیوس، دیوید هیوم و آلبر کامو.
در کل نویسنده قصد داشته از خلال معرفی این هفده شخص بگه که زندگی هنوز ارزش زیستن داره و نباید امیدمون رو به کلی از دست بدیم. این کتاب به ویژه برای خواننده ایرانی در شرایط اسفبار امروز میتونه اندکی تسلی بخش باشه. کمترین فایده این کتاب شاید این باشه که به خواننده نشون میده انسانها در طول تاریخ محکوم به رنج بودن و برای یافتن تسلا و امید به ادامه زندگی مجبور به تقلا. مثلا اونجا که از مرگ دختر سیسرون صحبت میکنه و اینکه چطور سیسرون به سختی این فقدان دردناک رو تحمل کرد به ما یاد میده که مرگ عزیزان در دو هزار سال پیش هم به اندازه الان دردناک بوده و ما در این سرنوشت تنها نبوده و نیستیم.





