نصیحتی از زندگی

من دارم

دستت درد نکنه گفتی
پس من و اون آقا تخیلی فکر میکنیم
شما علمی

یوسف؟ گفتم که یه اوکی بگو رد شو. :sweat_smile:

ببین بذار «ورای» ساده توضیح بدم:
گفتم که مهربونی و نیکی «قرارداد بشر» بید. :grin:
به فرض که کارما «قانون طبیعت» باشه…
از اونجایی که قوانین طبیعت با قرارداد بشر کار نمی‌کنن، لذا کارما چرندی بیش نیست. :grin:

اگر کارما چیزی بیشتر از «تخیل»ـه، یه جواب علمی برام جور کن. اصن علمی هم نه.
یه نشونه از واقعیت داشتن کافیه. بلا هم سر آدم خوب میاد، هم سر آدم بد.
چیزی که اسمشو گذاشتن کارما، برای آروم کردن «دل زبون‌بسته‌ها» است.

یوسف جان، خیلی مونده بتونی بحث منطقی بکنی با کسی که دو-سه برابر تو سن داره. اوکی بگو رد شو. :sweat_smile:
(این جمله رو نقل قول ازش نکن. بیشتر مزاحه تا نظرم. فقط به این جمله بخند)

ده روز دیگه می‌بینمتون. :grin:

1 پسندیده

:face_with_spiral_eyes:

گیج شدم

همه رو خوندم

خیلی گیج شدم :sweat_smile:

ببین چجور آدمو مجبور می‌کنی ساین‌این بشه. ولی چون از بحث خوشم میاد می‌بخشم. :grin: (ترسیدم پاکش کنی).

دوست دارم صادقانه بگم که تمام مطلب رو خوندم، ولی چیزی غیر از مغلطه‌ از توش در نیومد. یک اینکه آدم همیشه باید تاجایی که مغز کوچیکش بهش اجازه می‌ده فکر کنه، و خلقت به این بزرگی رو برانداز کنه، چه بتونه چه نتونه. چه ذره‌ای کوچیک باشه، چه شاید مث من هوا ورش داشته باشه (که امیدوارم اینطور نباشه). شما هیچ چیز رو ثابت نکردید. شما از «شک» برای قبولوندن نظر خودتون استفاده می‌کنید. این کاریه که ملا‌ها در همه‌ی ادیان انجام می‌دن. از طرفی شما داری برای من درباره‌ی وجود خدا و قدرتی عظیم در خلق خلقت حرف می‌زنی. این هیچ ربطی به بحث ما نداره.
من دارم می‌گم کارما وجود نداره، قانون جذب معنی نمی‌ده. کارما مال گاوپرستاس، اگر اینو ازشون قبول کنم، گاوشونم فردا می‌پرستم. قانون جذب برای فروش کتاب‌های انگیزشیه، مث این کپسول‌های کاهش وزنه، که داخلش چندتا گیاه دارویی می‌ریزن، به عنوان «صددرصد گیاهی» به خورد بیچاره‌هایی که امیدوارن بتونن با چیزی خوردن لاغر بشن، بفروشن.
دنیا دنیای عظیمیه، ولی هنوز هم از جنس اتمه. من امواج رو نمی‌دونم از چه جنسی هستن، ولی می‌دونم که هستن. نقطه‌ی ضعف استدلال من هم همین امواجن، که نمی‌شناسمشون. من از کوانتوم و امواجش سر در نمیارم. من دنیا رو بزرگتر از چیزی می‌دونم که شما می‌دونی، دنیایی ورای تصور شاهکار. از این بابت شاهکاره که اتمیه. (البته ریزتر از اتم هم هست ولی به هر حال). مغز انقدر پیچیده است که بشر حتی نمی‌تونه دلیلی براش بیاره، پس گذشتگان ما به یه جواب «سرهم‌بندی‌شده» به اسم روح خودشون رو قانع کردن. و وقتی ازشون پرسیدن، پس روح آدمی که به جنون مبتلا می‌شه کجا می‌ره، گفتن «شیطان» وارد روحش شده و راهی که برای نجات دیوانه ها به ذهنشون رسید، شکنجه و جنگیری و آب مقدس و این چرندیات بود. مغزشون معیوب شده بود؛ روحشون عیب نکرده بود (روح نداشتن).
خواب؟ واقعاً؟ یاد مثال «بهار» افتادم که باهاش قیامت رو توجیح می‌کنن. خب همه‌چیز توی بدن یه سیستم رو شکل داده. ساعت چطوری کار می‌کنه؟ چه قدرت ماورای خلقتی ساعت‌های ما رو به حرکت در میاره، وای اصن ساعت‌های دیجیتالی رو دیدی؟ اونا که دیگه حرکت هم نمی‌کنن. این مثالا به درد من نمی‌خوره.

من برای شما منطق آورم که قوانین طبیعت از واکنش مخلوقاتش تأثیر نمی‌گیره. و این حقیقته. شما هر آرزویی داشته باشی، فیزیک کار خودش رو می‌کنه. شما به دنیا خیربرسونی، دنیا راه خودش رو میره، شاید شانس داشته باشی و نتیجه‌ی خوبی خودت رو نه بخاطر «کارما» بلکه بخاطر «خوبی» ببینی. (کنش و واکنش).
حالا که برای من وجود قدرتی ماورایی رو به اسم خدا مثال زدید، بذارید بگم که من به خدا اعتقاد ندارم، نه به این معنی که می‌گم خدایی این جهان شگفت‌انگیز رو خلق نکرده. بلکه از این جهت که علم من به شناخت خدا نمی‌رسه. من نمی‌تونم توی ذهنم خدا خلق کنم. اگر روزی خدا خودش رو به من اثبات کرد، من با جون و دل می‌پذیرمش. به آدمایی مث من می‌گن «ندانم‌گرا». ما منکر نیستیم، منتظر اثباتیم.

یه جوری جواب دادی که انگار چیزی که بالا گفتم رو حتی متوجه هم نشدی، ولی خواستی بی‌جواب نذاری، ازت ممنونم، ولی اونی که بالا گفتم رو رد کن (منطقی).

@behzad.ryan @mostafa.76
این دو دوست عزیز رو تگ می‌کنم، که اگر نظری متفاوت دارن، بگن؛ اگرم نظری ندارن، که هیچی.
راستی سلام برادران؛ ببخشید تگ کردم، باهوش‌تر از شما سراغ ندارم.

5 پسندیده

سلام.

از این سخنت خیلی خوشم اومد. :ok_hand:
باید بگم من هم تقریبا همینطوری ام. به نظر من مهم نیست که خدایی این جهان رو خلق کرده باشه یا نه (البته باورمند به خدا اول از همه باید بگه منظورش از خدا دقیقا چیه، آیا خدای ادیان ابراهیمی منظورشه یا خدای وحدت وجودی ها یا خودش تعریف دیگری از خدا یا خدایان داره؟) بله، معتقدم که بحث اصلی این نیست و ما هم شاید هیچ وقت نفهمیم که خدایی هست یا نیست، نکته مهم تر به نظر من اینه که هر چیزی که این جهان رو آفریده ذره ای اهمیت به کارهای ما نمیده یا به قول انگلیسی زبانها doesn’t give a damn about us، حال که چنینه چرا ما وقت خودمون رو تلف کنیم و درباره وجود چنین خدای بی اعتنا یا حتا دگرآزار (اینو به خاطر وجود رنجهای بی دلیل میگم) بحث کنیم. خیام خیلی خوب این نکته رو بیان کرده:

ای دوست حقیقت شنو از من سخنی

با باده لعل باش و با سیم تنی

کانکس که جهان کرد فراغت دارد

از سبلت چون تویی و ریش چو منی

یا:

جامی است که عقل آفرین می زندش

صد بوسه ز مهر بر جبین می‌زندش

این کوزه گر دهر چنین جام لطیف

می‌سازد و باز بر زمین می‌زندش!

این بحث هم که گفته میشه هر پدیده ای حادثی داره پس خدا وجود داره میشه در جواب گفت پس حادث و خالق همین خدا چیه؟ و اگه جواب داده بشه که باید این زنجیره یک جایی متوقف بشه باز میشه پاسخ داد که خب چرا رو خود جهان متوقف نشه و چرا به یک حادث ماورایی متوسل بشیم؟

البته اینهارو انسان های خیلی باهوش تر از من در گذشته گفته اند و من چیز جدیدی نمیگم، برای نمونه دیوید هیوم تو شاهکار مشهورش گفت و گوهایی درباره دین طبیعی به نقد استدلالهای وجود خدا می پردازه و همین پرسش وجود رنج رو مطرح میکنه و در آخر هم نتیجه میگیره که ما با استدلال نمی تونیم به وجود خدا پی ببریم و وجود خدا متعلق به مقوله ایمانه، هر کس هم ایمان داشت ما با او نزاعی نداریم ولی دیگه حق نداره عقایدش رو به ما تحمیل کنه و از عقلانی بودن ایمانش دفاع کنه (این جمله آخر از منه).

فایل انگلیسی این شاهکار رو اینجا میذارم که دوستان اگه تمایل داشتند مطالعه کنند.

Dialogues.pdf (315.2 کیلوبایت)

8 پسندیده

متشکرم بابت پیوست :four_leaf_clover: :pray:t4:

4 پسندیده

:smiley:

دوستان بنده درس و زندگی دارم نمیتونم بخونم ، چشم هام ۱.۵ و ۲ هست . پس ببخشید

4 پسندیده

برو برادر. درس مهمه، چون وقتی بزرگتر شدی، قراره همه اشو فراموش کنی. خوب یاد بگیر. :smirk:

برای اینکه دلت جوش بزنه باید بگم من نه درس دارم نه زندگی، چشامم 20/20 ـه. :sweat_smile:

2 پسندیده

مصطفی به کارما، یا قانون جذب اعتقاد داری؟ شک دارم، قبول داشته باشیشون. :sweat_smile:
حتی لیاقت اینکه اسم «اعتقاد» روشون بذارن رو هم ندارن. به جُک بیشتر نزدیکن. :smirk:

1 پسندیده

راست میگی

1 پسندیده

راستش درسی که یادمیگیری مهم نیست. نفس یادگیری خیلی مهمه. سعی کن تا میتونی حافظه و قدرت یادگیریت رو بالا ببری. واقعاً جزئیات رو فراموش می‌کنی. (البته برای کنکور خیلی مهم می‌شه، سرسری نگیر.)

عذاب وجدان گرفتم گفتی راست می‌گی. :sweat_smile:

1 پسندیده

راست نمیگی

1 پسندیده

بهتر شد. :grin::grin::grin:

1 پسندیده

نه اصلاً مغز کلامم اعتقاد نداشتن به خدا نبود. اصن به خدا فکرم نکرده بودم تا شما حرفو پیش کشیدی.

فقط گفتم قرارداد بشر یه چیز قابل تغییره، که از قومی به قوم دیگه می‌تونه متفاوت باشه. همونطور که رابطه‌ی جنسی قبل از ازدواج توی ایران و آمریکا دو جوره، یه جا گناه کبیره و جرم کیفریه، یه جا عادی و حتی سالمه. انوقت کارما این دوجا رو با هم تشخیص می‌ده کدوم خوبه کدوم بد؟ قرارداد یه چیزیه بین مردم خاص یه منطقه. ربطی به کائنات نداره. شما دعا کنی، کائنات زبون تو رو بلد نیست که بفهمه. (اگر هندو بودی). خدا اگر وجود داشته باشه، «عقل کل»ـه. چیزیه که عقل کوچیک ما دربرابرش ذره هم نیست.

من هیچ کاری به خدا ندارم، اصن فرض کن خدا رو قبول دارم، ولی کارما و جذب رو نه.

2 پسندیده

نه اعتقاد ندارم. البته اگه مباحث ماورایی رو ازشون فاکتور بگیریم (همون کنش و واکنشی که گفتی) شاید این کنش و واکنش در برخی مواقع وجود داشته باشه.

2 پسندیده

خب «خدا رو شکر» که بالاخره یکی پیدا که موافق من باشه، داشتم به عقل خودم شک می‌کردم. («خدا رو شکر» یه اصطلاح شده؛ مسخره نکنید :sweat_smile:)

به نظرم زندگی خیلی قشنگ‌تره اگه آدما به منطقش فکر کنن. دست از عقیده داشتن غیرضروری بر دارن. اجازه بدن عقل زندگیشون رو سروسامون بده. یادمه یه مذهبی جوری برام عقل رو می‌کوبید که انگار مضرترین چیز زندگیه. (البته داشت کمبود علم رو می‌کوبید، خودش فکر می‌کرد داره عقل رو تخریب می‌کنه).

درسته که داشتن عقایدی که باعث مثبت اندیشیه گاهی مفید عمل می‌کنن ولی در کل توی زندگیت خرابکاری به بار میارن. اونجا که بهشون نیاز داری و کمکت نکنن از عقایدت متنفر و گاهی مطلقاً منفی‌گرا می‌شی. حیوون‌هایی توی زندگیم بودن، که هنوزم دارن عشق‌وحال می‌کنن، کارما کدوم گوریه پس؟

دنیا منطق قشنگی داره. هر کنشی یه واکنشی داره. هر عملی یه عکس‌العملی داره. چیزی قشنگ‌تر از این؟
کسایی هستن که خونواده‌اشون رو توی تصادف از دست می‌دن و حالا متنفر از خدا که چرا جونشون رو گرفتی. اگر خدایی باشه یه جا وایساده دوتا دستاشو توی هوا گرفته می‌گه «من الان چیکار کردم؟» خود طرف خسته کوبیده به یه ماشین دیگه. هم خودش رو کشته هم یکی دیگه رو. این زندگیه دیگه. چرا بعضیا فکر می‌کنن چیزی به اسم خدا ضمانت‌نامه امضا کرده که همه رو شاد و خوشحال زندگی براشون بسازه و آخر هم بدون درد جونشون رو با مهربونی توی 100 سالگی که خودشون آرزوی مرگ می‌کنن بگیره؟
گاهی صورت خدا رو تصور می‌کنم که وقتی دانشجوها دارن برای قبولی توی امتحان دعا می‌کنن و التماس می‌کنن، با چشمای باز کله‌اش رو تکون می‌ده و می‌گن «من قراره چکار کنم که تو قبول شی؟». بجای وقت تلف کردن برای دعا، بشین درستو بخون، موجود ناحسابی که از خلقتت پشیمونم. :grin:

5 پسندیده