زیبوک 1402 📚

در نوشته زیر که از ویکیپدیای انگلیسی برداشتم مقایسه کوتاه و جالبی میان ۱۹۸۴ و دنیای قشنگ نو انجام شده:

What Orwell feared were those who would ban books. What Huxley feared was that there would be no reason to ban a book, for there would be no one who wanted to read one. Orwell feared those who would deprive us of information. Huxley feared those who would give us so much that we would be reduced to passivity and egoism. Orwell feared that the truth would be concealed from us. Huxley feared the truth would be drowned in a sea of irrelevance. Orwell feared we would become a captive culture. Huxley feared we would become a trivial culture, preoccupied with some equivalent of the feelies, the orgy porgy, and the centrifugal bumblepuppy. As Huxley remarked in Brave New World Revisited, the civil libertarians and rationalists who are ever on the alert to oppose tyranny “failed to take into account man’s almost infinite appetite for distractions.” In 1984 , Huxley added, people are controlled by inflicting pain. In Brave New World, they are controlled by inflicting pleasure. In short, Orwell feared that what we hate will ruin us. Huxley feared that what we love will ruin us.

4 پسندیده

خیلی ممنون، لطف کردین.:rose:

دقیقا. من ی تحلیل از این کتاب تو یوتوب میدیدم، میگفتن که جرج اورول می‌خواسته بگه که راه خارج شدن از زیر همچین حکومتی و ظلم و دردی که تحمیل میکنه عشق هستش، ولی راستش من خودم احساس کردم که بر عکسشه، یعنی حتی عشق هم در برابر این رژیم کاری از کار پیش نمی بره.

خیلی ممنون از معرفیتون، حتما میخونمش.

5 پسندیده

سلام نوشین جان .

چه کتابی انتخاب کردی :heart_eyes:

3 پسندیده

این کتاب رو تازه شروع کردم تا الان که خوب بوده

@noushin8 اینم بخونیم:grinning:

7 پسندیده

چشم میزارم تو لیست ام :+1::blush:

3 پسندیده


لیستهامون خیلی شده :weary:

2 پسندیده

این کتاب با اینکه تو حوزه موفقیت و انگیزشی بود
ولی دوستش داشتم چون برخلاف بقیه کتابها با دلیل و تحقیق مطالب رو عنوان میکرد و بعد نتیجه گیری میکرد.

5 پسندیده

زینب جان استپ کن خواهر، من بهت برسم :rofl:

3 پسندیده

میرسی بابا

من دارم لاک پشتی میرم جلو :sweat_smile:

روزی نهایت ۱۰دقیقه تا یه ربع بتونم بخونم :face_with_peeking_eye:

4 پسندیده

:blue_book:Gulliver’s Travels
by Jonathan Swift

Genre: Classic , Fantasy , Adventure

Goodreads: :star2:(3.58/5):star2:

Gulliver’s Travels describes the four voyages of Lemuel Gulliver, a ship’s surgeon. In Lilliput he discovers a world in miniature; towering over the people and their city, he is able to view their society from the viewpoint of a god. However, in Brobdingnag, a land of giants, tiny Gulliver himself comes under observation, exhibited as a curiosity at markets and fairs. In Laputa, a flying island, he encounters a society of speculators and projectors who have lost all grip on everyday reality; while they plan and calculate, their country lies in ruins. Gulliver’s final voyage takes him to the land of the Houyhnhnms, gentle horses whom he quickly comes to admire - in contrast to the Yahoos, filthy bestial creatures who bear a disturbing resemblance to humans.
زینب جان اگه نمیدونی چی بخونی اینو پیشنهاد میدم نوستالژی هم هست :grin: @zeinabi23

5 پسندیده

دلم میخواد همشو بخونم :weary::weary:

وقت کم میارم :smirk::smirk:

نوشین جان همه کتابهایی که پیشنهاد دادی رو لیست کردم ببینم کی حذف بشن :sweat_smile:

3 پسندیده

این کتاب هم خونده شد.

برخلاف بقیه کتابهایی که تو این حوزه بود همه چیز با دلیل و مثال توضیح داده شده :ok_hand:

پیشنهاد مطالعه.

6 پسندیده

زنده یاد محمدعلی اسلامی ندوشن: حافظ همه را در یک بیت گفته…

پیش و پس از حیات (Before Life And After)
شعری از تامس هاردی، نویسنده شهیر بریتانیایی

A time there was—as one may guess
And as, indeed, earth’s testimonies tell—
before the birth of consciousness,
When all went well.
None suffered sickness, love, or loss,
None knew regret, starved hope, or heart-burnings;
None cared whatever crash or cross
Brought wrack to things.
If something ceased, no tongue bewailed,
If something winced and waned, no heart was wrung;
If brightness dimmed, and dark prevailed.
No sense was stung.
But the disease of feeling germed,
And primal rightness took the tinct of wrong:
Ere nescience shall be reaffirmed
How long, how long?

چنان که می توان حدس زد، و در واقع شهادت زمین می گوید
روزگاری بود
پیش از زاده شدن آگاهی
که همه چیز به خوبی و خوشی می گذشت.

هیچ کس رنجور بیماری، عشق یا حرمان نبود
خبری از افسوس، امید ناکام یا حسادت نبود
هیچ کس دل نگران نبود که تصادم یا تلاقی اشیاء چه بر سر آنها می آورد.

اگر چیزی متوقف می شد، زبانی به گلایه باز نمی شد
اگر چیزی در هم می شد و به محاق می رفت، قلبی به درد نمی آمد
اگر روشنی کم سو می شد، و سیاهی غالب
ذوقی را نمی زد.

اما مرض احساس جوانه زد
و صحت و سلامت آغازین رنگ و روی خطا به خود گرفت.
بی خبری آن روزها دوباره رخ خواهد نمود
تا کی؟ تا کی؟

منبع ترجمه:
درباره شر، ترجمه مقالات برگزیده در فلسفه و الاهیات شر، جلد دوم: الاهیات مدرن، به سرپرستی نعیمه پورمحمدی، نشر طه، چاپ دوم، تابستان ۹۸، ترجمه شعر از سیدمحمدحسین صالحی

1 پسندیده