چگونه به سمت جامعه های تراز اول حال حاضر دنیا برویم

آقای محمد رضایی واقعا تاپیک زیبایی زدین. من فکر می کنم تنها چیزی که روابط دنیا(منظورم از روابط بین دو کشور تا روابط مادرشوهر وعروس!) نیاز داره پذیرشه! اینکه همه همدیگرو اونطور که هستیم بپذیریم.

3 پسندیده

خب در حقیقت قدرت یعنی توان برآوردن خواسته ها که در دنیای امروزی بخش اعظمی از اون در توان مالی خلاصه میشه. استقلال مالی هم که بدون هیچ تردیدی مهم ترین شاخص قدرته.
شکی نیست که مردها از استقلال زن ها با زیرکی جلوگیری می کنند؛ بله دقیقا همون مردهایی که اگر الان این پیام رو نشونشون بدید منکنه چنان خودشون رو بزنن به اون راه که آدم فکر کنه بزرگترین تهمت رو بهشون زده شده. من به عنوان یک مرد با تمام وجود معتقدم مردها دو دسته اند: یک گروه زن ها رو مستقل می خواهند که تعدادشون کمه. دیگری که اتفاقا اکثریت رو تشکیل می دهند، مانع بزرگی برای استقلال خانم ها هستند. این دو گروه رو باید از طریق عملکردشون باید از هم تمیز داد نه ادعاهاشون یا حرف های قشنگ و احساسی. اتفاقا کسانی که به دنبال اعطای حقوق برابر به خانم ها هستند، عموما خشک و تند دیده می شوند؛ چون ناچارند در مقابل عموم خانم ها، که به عدم استقلال خودشون دامن می زنند، بایستند.

من معنی این عبارت رو درست نفهمیدم.
حس مادرانه فرقی با پدرانه نداره. به نظر من ربطی هم به استقلال نداره. والدین باید هر دو در کنار نقش والدی شون، نقش تامین مالی و …‌. داشته باشند تا استقلال داشته باشند.

لطف دارید.
در اصل یک کامنت بود که به تشخیص دوستان به تاپیک تبدیل شد و حال مسئولیتی شده که باید تکمیلش کرد تا در حد عنوانش باشه.
:maple_leaf: از همه ی دوستان دعوت می کنم که اونها هم نکاتی که باعث میشه ما به سمت جوامع پیشرو بریم رو‌ معرفی کنند.

این خیلی خیلی مهمه. مسلما باید تمام تلاشمون این باشه که افراد رو با سلایقشون راحت بگذاریم. از طرفی در این دنیا تقریبا همه چیز سلیقه ای است و نباید انتظار داشت که افراد همانند ما باشند.

3 پسندیده

باید تاکید زیاد کنم توافق من با دیدگاه آقای ناصری سر جنس کار نیست. بحث سر پذیرش یا عدم پذیرش حس لطافت مادری نیست. منظورم خود استقلال هست. بحث تقسیم کار زنانه و مردانه، کار سخت و لطیف نیست. من منظورم رو باید اینطور بگم که من قبل ازدواج احساس استقلال رو بیشتر در خودم میدیدم چون خودم رو مسئول میدونستم و از این استقلال احساس لذت و غرور داشتم. اما بعد از ازدواج چون کارها مشترک انجام میشد و با بدنیا آمدن دخترم بخشی از کار من افزایش پیدا کرد و این باعث شد احساس نیاز به همکاری بیشتر بشه. و بعد از این مدت احساس میکردم وابستگی کاری من تبدیل به تنبلی داره میشه و از اون حس غرور استقلال کاسته شده. خود اون استقلال مد نظرم بود که چه تاثیری در خانمها داره اون احساس قوی
و البته لازمه جهت رفع ابهام احتمالی عرض کنم که همکاری رو نفی نمیکنم. من صحبتم فقط و فقط سر اون حس هست.

5 پسندیده

مطلب بسیار ارزشمندی زدین و بسیار لذت بردم, خیلی خوشحالم که دوستان هم بخوبی نظر دادن و رشد رو میشه تو جامعه دید, امروزه دید افراد به حل مسئله و ارتباطات با گذشته فرق کرده. و امیدوارم اونایی که آگاهن به بقیه هم این آگاهی رو منتقل کنن. بارفتار و برخورد شایسته خودشون.
موفق باشید , و پایا

5 پسندیده

منظورم ازاینکه مادر بودن رو مطرح کردم این بود که امروزه کسی یه زن رو بخاطر اینکه یه انسان رو تربیت کرده تشویق نمی کنه ولی اگر اون زن مدیر یه شرکت باشه بیشتر مورد توجه قرار میگیره و تشویقش می کنن.
یه چیز دیگه من مخالف صحبتهاتون نیستم. تو ذهنم حرف زیاده ولی نمیدونم چطور کنار هم بچینمشون و بیان کنم!

3 پسندیده

از این جمله برداشت درستی ندارم. لطیف بودن نقش مادری رو از جمله تون تونستم استنباط کنم، اما نمی دونم از دید شما و سایر دوستان نقش مادری یک نقش سهل و آسونه یا سخت و پیچیده.
دوست دارم در این زمینه مختصری دیدگاه خودم رو خدمت دوستان عرض کنم.
یه هزار تو رو در نظر بگیرید. خب، وقتی از راهروهای تو در توی یه هزارتو می خواید حرکت کنید و خارج بشید، قطعاً هر دو راهی یا سه راهی که توی مسیر بهش برمی خورید به شما نشون میده که چقدر یک تصممیم ممکنه راه شما رو طولانی یا سفر شما رو به بن بست بکشونه. حالا یک ده هزار تو رو در نظر بگیرید. قطعاً حتی فقط تصور حرکت در یک ده هزار تو هم خسته کننده است، چه برسه به اینکه بخوایم داخلش حرکت کنیم.
بازی شطرنج رو در نظر بگیرید. طولانی ترین بازی شطرنج در طول تاریخ به مدت 20 ساعت و 15 دقیقه بین ایوان نیکولیک و گوران آرسویچ انجام شد. 20 ساعت و 15 دقیقه؟ شما می تونید 20 ساعت و 15 دقیقه روی یه موضوع به صورت بی وقفه تمرکز کنید. برای یه برد در بازی شطرنج به هزاران ساعت تمرین متمادی نیازه. هر حرکت یک شطرنج باز ممکنه ورق رو برگردونه و نتیجه بازی رو عوض کنه. حالا تصور کنید شما قراره روزانه چهار الی پنج ساعت به مدت 25 الی 30 سال هر روز یک بازی رو انجام بدید و یک حرکت اشتباه شما ممکنه نتیجه بازی رو خراب کنه.
به نظرتون چه کسی قادره روزانه 5 الی 6 ساعت متمادی برای 25 یا 30 سال یه بازی شطرنج رو شروع کنه و ادامه بده؟ به نظرتون چه کسی می تونه داخل یک ده هزار تو راهشو به بیرون پیدا کنه؟
به نظرم اگه ما نتونیم مهم نیست. یا شایدم هست. اما مادر باید بتونه اون کارها رو انجام بده. وظیفه یه مادر چیه؟ پخت و پز؟ شستشوی لباس؟ جاروب کردن خونه؟
هیچکدوم از این موارد وظیفه یه مادر نیست. وظیفه یه مادر تربیت فرزندشه. خب، چه کار راحت و بی دردسری. جدی که نمی گید؟
انسان؟ انسان پیچیده ترین موجود زنده اییه که در این دنیا پا به عرصه وجود گذاشته، بعدش تربیت این ماشین پیچیده اینقدر راحته؟
تربیت یک کودک که ضمیرش شبیه یه بوم تابلوی سفید نقاشی پاک و تمیزه به این راحتی ها نیست. قرار نیست که روی تابلو رو خط خطی کنید! یه مادر باید روی این تابلو با هر حرکت دستش به سمت کامل کردن یه نقاشی بی همتا و منحصربفرد پیش بره. مادر قراره بچه ش رو برای بیرون اومدن از یک ده هزارتو آموزش بده. یه مادر قراره با هر آموزشش یه شطرنج باز قهار رو به جامعه انسانی تحویل بده. شاید بپرسید منظورم از بازی شطرنج و ده هزار تو چیه. امیدوارم تا اینجای صحبت هام فهمیده باشید. بله، درست حدس زدید. درست زندگی کردن. بزرگترین وظیفه و مسئولیتی رو که یه مادر بر عهده داره تربیت آدمیه که بتونه چاه ها رو پشت سر بذاره و به راهش ادامه بده. شاید این مسئولیت خطیر رو خیلی از مادرها سرسری از کنارش رد میشن. شاید به این دلیل که از تأثیرگذاری خودشون بر فرزندانشون بی خبرن. مادر با هر تصمیمش آینده بچه ش رو رقم بزنه. یکی از دردها و رنج هایی که امروز مردم ما با اون گریبانگیرن عدم توانایی در تصمیم گیری درسته. این مهارت با هوشیاری و سیاست ها و آموزش های به موقع والدین شکل می گیره. اگه یه استاد ریاضیات نتونه به درستی قوانین و قضایای ریاضیات رو توی ذهن دانشجوش ثبت کنه، نمی تونه ازش انتظار داشته باشه در حل مسائل به مهارت دست پیدا کنه.
تمام این استدلال های پی در پی بیانگر جایگاه زن در اجتماع در نقش مادریه.
شاید بپرسید پس جایگاه پدر در تربیت فرزند کجاست. جایگاه پدر رو در تربیت فرزند خیلی پررنگ نمی بینم. چون نقش تعلیمی پدر مستلزم داشتن زمان کافی برای آموزشه. توی این دوره زمونه اکثر پدرها سخت درگیر کسب درآمدن. زمان های فراغتشون در طول روز رو هم سخت درگیر تلگرام.

5 پسندیده

با سپاس از دوستانی که با ابراز نظر و کامنت های ارزشمندشون به این تاپیک رونق بخشیدن، خصوصا
@Nobleman
@khmrh

:point_left: می خوام خیلی رک و خیلی تند نظر بدم، امیدوارم باعث دلخوری نشه. دارم به قول خودم علمی به موضوع نگاه می کنم.
اول باید به این نکات توجه کرد:
۱. کی گفته هر کس ازدواج کرد، زندگی مشترک بلده؟
۲. کی گفته هر کس بچه دار شد، پدری و مادری بلده؟
۳. کی گفته کسی که یک آموزش پر و پیمون ندیده و حسابی وقت نگذاشته، فقط با تجربه ی دست و پاشکسته ی خودش می تونه همسر، پدر یا مادر خوبی بشه؟
۴. چه چیزی باعث شده که مردم این اعتماد به نفس کاذب رو داشته باشن که به خوبی (یا حتی نزدیک به خوب بودن)، دارن نقش هاشون رو بازی می کنند؟

واقعا فکر می کنید:
چند درصد مردم درست زندگی می کنند؟
چند درصد مردم نقش درستی در تربیت فرزندانشون دارند؟

:point_left: پاسخ به اینها متن رو بسیار بسیار طولانی می کنه. بنابراین فقط دعوتی بود به تفکر. در ادامه نظر خودم رو میگم.
تا اون جا که به اطلاعات من بر می گرده:
۱. بدون تعارف ۸۰ درصد خانواده ها اساسا ناکارآمد هستند و بقیه درصدی از ناکارآمدی دارند.
۲. کسی که به خوبی آموزش ندیده، نمی تونه یک انسان دیگه رو تربیت کنه.
۳. کسی که به خوبی آموزش ندیده نمی تونه یک زندگی زناشویی خیلی موفق داشته باشه.

حالا بیایید به خودمون نگاه کنیم که چرا این پرسش ها رو کمتر از خودمون می پرسیم؟ جواب کمی پوشیده است. علت اینه که هممون مثل همیم و برای این که دیوونه نشیم ترجیح میدیم که بهش فکر نکنیم.

به نظر من اگر مردم چند چیز رو رعایت کنند خیلی می تونه بهشون در درک واقعیات کمک کنه:
۱. هیچ وقت نگوییم که وقت ندارم، بگوییم انتخاب من یا اولویت من نبوده.
۲‌. هیچ وقت نگوییم تربیت بچه، بگوییم دارم روی تربیت خودم کار می کنم، با این امیدواری که شاید گوشه ایش به کار دلبندم بیاد.
۳‌. زبان رسمی دنیا که در حال حاضر انگلیسیه رو بخونیم، تا بدونیم توی دنیا چه خبره. اون که توی کتاب های فارسی نوشته شده، مربوط به دستاوردهای خیلی قبله.
۴. علم را باور کنیم زیرا کار علم پرده برداری از جهل ما و روشن کردن حقایقه، حتی اگر مطابق با اعتقادات و سلیقه ی الان ما نباشه.
Believe science
۵. کی میدونه شاید بعدها زمین تا آسمون تغییر کنیم و این اصلا بد نیست. نشانه و لازمه ی پویاییه.

11 پسندیده

واقعا در این خصوص زیاد حرف نگفته هست و در قالب این تاپیک نمیگنجه و ممنون از @mostafa.mohammadrezaee و @hnaseri که حداقل فرصتی شد تا قطره ای از این دریای حرف نهفته در دل را بیان کنم.
از دیدگاه من به شخصه که به لطف و عنایت خداوند تجربه مادر بودن را دارم. بحث تفکیک کار سخت و سهل را نمیشود وارد مقوله مادر بودن کرد. مادر بودن واقعا موهبت الهی هست و خداوند به این دلیل لطافت در وجود این گونه ی مخلوق خود قرار داده برای یک امر مهم نه سخت. اصل تربیت یک انسان. من هر وقت در گذشته به این جمله بر میخوردم که فرزند امانت الهی هست واقعا احساس عجیبی پیدا میکردم از یک جهت اضطراب که توان انجام این مسولیت را نداشته باشم و از دیگر جهت احساس غرور که خدواند مرا مورد لطف خود قرار داده و با توکل بر حق و در نظر گرفتن اصل خلقت میتوان نقش مادری را به خوبی ادا کرد. هر چند امروزه میبینم که افرادی فقط از مادر بودن فقط کلمه مادر را یدک میکشند و هیچ. حرف در این حیطه زیاد هست اما واقعا من هم قاصرم از بیانش.

5 پسندیده

همیشه همین طور بوده و ظاهراً خواهد بود.

تا اونجا که به اطلاعات من بر می گرده، بهترین مادر یا پدر، کسی است که:
۱. بر خودش متمرکز باشه و الهام بخش فرزندش باشه. نه این که چیزی که خودش نیست رو از فرزندش انتظار داشته باشه‌‌.

:maple_leaf: بر خودت مترکز باش و الهام بخش دیگران شو :maple_leaf:

۲. یک زندگی زناشویی شاد شاد شاد داشته باشه تا بستر درستی برای رشد و خودشکوفایی فرزندش فراهم کنه.

۳. باید به بچه هامون آزادی مطلق بدیم و اونها رو در زندان اعتقادات خام خودمون بزرگ نکنیم. بچه ی ما باید این آزادی رو داشته باشه که با فراغ با تمام نظام های ارزشی ما رو لگدمال کنه و ذره ای حتی اخم نبینه.

6 پسندیده

:star: خیلی خوب میشه اگر دوستان نظراتشون در مورد این که مثلاً
مادر یا پدر خوب بودن چیه؟
یک شهروند خوب جهانی بودن چیه؟
چطور به یک انسان پیشروی همتراز با عصری که در آن قرار داریم بشویم؟

ارائه بدن.

:point_left: حتی لازم نیست:
توضیح بدن،
ازش دفاع کنند،
یا حتی به کامنت های دیگران پاسخ بدن.

:maple_leaf: فقط ابراز نظر کنیم و بگذاریم بقیه فکر کنند هم کافیست.

به یاد داشته باشیم که همه چیز را همگان دانند و گاهی فقط یک جمله ی ما، زندگی یک نفر رو زیر و رو می کنه. همیشه بزرگان دنیا در خاطراتشون به این مساله اشاره کرده اند که یک جمله ی یک نفر اونها رو تکون داده و الهام بخش یک تفکر و جهش بزرگ بوده براشون.

3 پسندیده

مصطفی جان، انگلیسی کجای بحث مون قرار می گیره؟ اگه زبان انگلیسی رو فراموش کنیم شاید ازمون دلخور بشن که زبانشناس رو با کلاس جامعه شناسی اشتباه گرفتیم. اگه چیزی به ذهنم بیاد تا اونجایی که بتونم سعی می کنم به انگلیسی جواب بدم.
ممنون از شما بابت بحث پرباری که استارت زدید.

3 پسندیده

ممنون از لطفتون فرشید جان.

:point_down: این تاپیک اینجا به انگلیسی ربط پیدا می کنه، خیلی خیلی هم ربط پیدا می کنه :point_down: :yum:

2 پسندیده

من اصلا اصلا نگفتم مادری مسئولیت آسونیه. برعکس من دارم میگم مادری خیلی کار سخت و پیچیده ایه. در کامنت اولم منظورم از کار سخت کاری که قدرت بدنی بالایی بخواد نه کار دشوار.

5 پسندیده

سوءتفاهم نشه. من هم متوجه منظور شما شدم. فقط خواستم نظر خودم رو درباره سخت ترین کار دنیا گفته باشم.

4 پسندیده

از یکی از دوستان ساکن کانادا خواستم تا در راستای پر بار کردن این تاپیک نظر خود را بیان کنند، ایشان فرمودند:

:maple_leaf: «مردم جوامع پیشرو، افرادی معمولی هستند با عادت هایی درست.» :maple_leaf:

پس دو مورد مهم:
۱. داشتن یک مجموعه عادت، نه این که باری به هر جهت زندگی کنیم‌.
۲. انتخاب عادت های درست و اصلاح و ارتقای مداوم آنها.

:star: یک تاپیک پر و پیمان در زمینه ی ایجاد عادت های مفید در زندگی: :point_down:

9 پسندیده

سلام. به نظر من مثل تاپیک جمله های انگیزشی هروقت هرکسی بایه اتفاقی برخورد کرد یانوشته ای دید که احساس کرد میتونه به پیشرفت فرهنگ ما کمک کنه و یه انسان و شهروند بهتری بشیم اینجا به انگلیسی پست بذاره. البته میشه توی چالش وبلاگ من که آقا کامبیز راه انداختن هم اینکارو انجام داد. اگر برای کامل کردن یا اصلاح نظر من ایده ای دارید نظرتونو بگید!

2 پسندیده

با اصل پیشنهادتون خیلی موافقم.
اما با شرط انگلیسی بودنش نه چندان‌؛ چون گاهی کار خیلی سخت میشه و ممکنه آدم از خیرش بگذاره.
به نظر من بهتره فارسی یا انگلیسی بودنش رو اختیاری بگذاریم.

6 پسندیده

بله تاحدودی درست میگید ولی من بخاطر این گفتم به زبان انگلیسی که ما اومدیم اینجا که زبان انگلیسیمون تقویت شه در کنارش داریم درس زندگی از هم یادمیگیریم. اینکه انگلیسی بودنش اختیاری باشه خوبه خیلی از بچه ها ازجمله خود من خیلی چیزهارو نمیتونیم به انگلیسی بیان کنیم. میتونین هم از خود بچه های تالار نظر سنجی کنین. هرجور صلاح میدونین. اتفاق خیلی خوبه میفته حتی اگر یک نفر رفتارش رو تغییر بده خیلی اتفاق مهمیه!

3 پسندیده

ممنون بخاطر تایپک جالب و تامل برانگیزتون :rose::rose::rose:

1 پسندیده

سلام و وقت بخیر :tulip::tulip::blossom::sunflower::hibiscus::hibiscus::rose::cherry_blossom::bouquet::bouquet::rose::sunflower::sunflower::blossom::rose::rose::rose: بسیار عالی بود مرسی :tulip::blossom::blossom::sunflower::hibiscus::hibiscus::rose::cherry_blossom::bouquet::bouquet::cherry_blossom::rose::hibiscus::hibiscus::sunflower:

1 پسندیده