Let's talk about : "fear"

lets_talk
Let's talk about : "fear"
0

#1

" Fear "

سلام
یکم زیاد اممم و اوممم دار شد
مخصوصا وسطاش رو به آخراش :neutral_face:
ب بزرگی خودتون نادیده بگیرید :expressionless:
ممنون که میگوشید :rose:

How-much-fear-my-child-normal-children-training

AndroidOnlineNewsImage%20(1)


چالش شدت سال 97 « مکالمه »
#2


#3

سلام مژده جان
خیلی خوب بود و من متوجه ام و اوم نشدم
در مورد ترسهات اینجوری که من متوجه شدم تو بر عکس من از همه حیوونا به جز سوسک میترسی :wink:
آخه گوسفند به اون نازی چ ترسی داره :sparkling_heart::sparkling_heart:
در مورد ترس از آینده و ازدواج خب این یه چیز طبیعیه و بین همه انسانهای کره زمین مشترکه
در مورد ترس از زیرزمین هم فک کنم فوبیا باشه که منم باهاش درگیری دارم البته من از تنها خوابیدن تو خونه هم وحشت دارم و بابت این قضیه هم همیشه مورد تمسخر قرار میگیرم ولی بنطر خودم یه چیز طبیعیه .


#4

مژده خانوم خیلیم خوووب بود فقط چند بار گوش دادم و تو ترس ها گیج شدم که البته مشکل منم …:disappointed_relieved:
تا جایی که من میدونم در مورد ترس از اینده و ازدواج و کلا چیزایه ناشناخته واسه ادم که تا به حال تجربه نکردشون همگی ترس های غیر واقعین…
ترس به عنوان یک احساس و بعضا راهنمایی واسه احتیاط و درست انجام دادن نقش انسان تو زندگی خیلی هم خوبه…:grimacing: اما اگه بخواد سد راه و مانع رشد و پیشرفت و لذت بردن از زندگی بشه باید ازش رها شد…:smirk:
وااااای من عاشق بره کوچولویه مشکی ام اخه از این موجود معصوم تر مگه هست…:rofl::relaxed:
به نظرم ترس شما از رنگ مشکی و تاریکی غیر واقعیه و اگه بخوای حتما میتونی بهش غلبه کنی…:sunglasses:
راستی ترس و با چندش اشتباه نگیری…:alien:
موفق باشی


#5

سلام @atineh1967 جان
بله دقیییقا همش تقصیر خواهر برادرای بزرگترمونه که زمان بچگی از خیلی چیزا میترسوندنمون :joy::sweat_smile:
خداروشکر زیرزمین نداریم وگرنه هیچ وقت
تنها نمی موندم خونه :neutral_face:
ممنووونم که گوش دادی و ممنون بابت نظر خوبت :heart_eyes::rose:

نه اصلاااا ناز نیس😅
یجوری نگاه میکنه انگار بهش بدهکاری :expressionless:

دقیقا :neutral_face:
مخصوصااا تنها باشی خونه و برقا برن :sob::cry:
اونوقته که در و دیوار هم صدا میدن :neutral_face:

ممنووونم بابت نظرتون
خیلی خوب و کامل بود :heart_eyes::rose:

سلام
دقیقا درسته :ok_hand:

بله هست :neutral_face: گربه ی کوچولویه سفید :expressionless:

رنگ مشکی که نه
من مشکلم همون بره س
ولی تاریکی چرا خیلی ترس داره

ممنونم بابت نظرتون :clap:
لطف کردین


#6

وای نه اون که چنگ میندازه خطر ناکه…:sob::rage:


#7


#8

حق داری به خدا نسیم خانوم…:fearful::fearful:
ما که از بچه گی اینقدر بابامون راجع به جن و جن گرفتن و…واسمون خاطره گفته و تعریف کرده که در این مورد بی حس شدیم…:ghost::ghost::skull::alien::ghost::ghost:


#9

:joy::joy:
اتفاقا من اصلا پدر و مادر در این موردا چیزی نمیگفتن.
ولی تا دلتون بخاد یه عالمه از رفیقامون شنیدیم.
ولی بعداون فیلمه دیگه خیلی اوضاع روحیم بد بود. یه شب بابام اومد گفت بیا این کتاب درباره خلقت اجنه بشین بخون ترست بریزه. عاقا ما خوندیم انصافا دیدم چقدر با تصور من فاصله داشت :unamused::grin:
در کل خیلی بهترم . بارها شده تو کل ساختمان تنها بودم. ولی خب کلا تاریکی شب خودش رعب اوره :joy:


#10

بسیار خوب بود که ایده هاتون رو به اشتراک گذاشتید مژده خانوم :clap::clap::clap::rose::rose:

منم از مرگ اعضای خانواده و صد البته خودم میترسم. که کاملا طبیعیه. هیچکی دوست نداره عزیزانش رو از دست بده :rose::rose:

درباره گوسفند هم لوئی سی کی یه جوک درست کرده بود خیلی باحال بود :grin:

@sam79


#11

It was very Gooood let’s talk.
Blaaack :sheep: :joy:


#12

الهی صدای طاها رو :heart_eyes:
سلام فدات
ممنونم عالی بود :ok_hand::ok_hand::clap::clap::clap:

جن؟! :neutral_face::sob:
نگووووو عاقا :cry::cry:
بدترم کردی خو :joy::joy:
من ی مدت رمان ترسناک خوندم
اونم نصفه
که هنوز رو گوشیمه
خیلی دوس دارم بخونم ادامشو
ولی وااااقعا داشت ترسناک میشد :sob:
جن هایی که احضار کرده بودن دیگه قشنگ اومده بودن تو داستان :neutral_face::neutral_face:
حالا خواستی واست میفرستمش
هرشب یکمشو بخونیم :joy::joy:
ممنوووون که گوش دادی :heart_eyes::heart_eyes:

سلام آقا کامبیز
ممنونم که گوش دادید
لطف دارید
راستش دیگه موضوع ب ذهنم نرسید اینو انتخاب کردم
و الان میبینم خدارو شکر بچه ها خوششون اومد :rose:

چه خوب صداشونو درمیوورد
فقط صدای گوسفند سفیده :ok_hand::sweat_smile:
ولی سفید سیاه فرق نداره کلا ترسناکه

ممنون بابت نظرتون

پیری؟ :joy:
پیری ای که با سلامتی باشه که عالیه :heart_eyes:
اونم پیری ما که داره زبان میخونه :joy::joy:
ممنونم فدات
لطف کردی که گوش دادی :heart_eyes::clap::clap:


#13

من متوجه منطورش نشدم :sweat_smile:


#14

میگه بچه هامو بردم آکواریوم. اونجا یه فوک یا شیر دریایی دیدن. ( بعد غر میزنه که چرا بین اینا تفاوت قائل میشن. اینا شبیه همن و…) میگه اینا + پنگوئن ها تو یه دسته قرار بگیرن.

بعد میگه رفتیم جلو شیشه و فوکه داد زد اوووووووووووو.

میگه جلو رو آدم اینا خیلی چندش آورن. تو تلویزیون میبینید میگن فوک ها میگن او او . ولی جلو رو اینجوری نیستن.

بعد مثال از گوسفند میزنه میگه فک میکنید گوسفندا از این حیوونای کوچولو و سفید که میگن بع… ولی میرید اونجا میبینید حیوونای چندش و قهوه ای ان که داد میزنن بااااااااااعععععععع.
بعد هم میگه فوکه شروع کرده به اوووووووووو کردن بچم ازم پرسید که بابا این چی میگه؟
که باقیشم جوک ساخته که من نمیدونم چی میگه. احتمالاً میگه من یه برده ام… منو بکشید…


#15

سلام مژده جون، خیلی عالی بود ارائه تون. موضوع ترس، من خودم احساس میکنم هر چی سنم بیشتر میشه مواردی که ازشون میترسم بیشتر میشند. من بچگی هام کلی صخره نوردی میکردم ولی حالا از کوچکترین ارتفاعی ترس دارم. بزرگترین ترسم رانندگی هست نه فقط خودم حتی در کنار راننده های ماهر، بیشتر از سرعت میترسم. به طور کلی منبع همه ترسهام اینه که ترس پیش از وقوع حادثه دارم. امیدوارم بتونم به ترسهام غلبه کنم.


#16

سلام
یعنی بااین جمله قششششنگ زدید تو خال :sweat_smile::sweat_smile:
ترس و البته استرسسسسس قبل از وقوع حادثه :no_mouth:
ممنونم که گوش دادید
لطف دارین خیییلی زیاد :heart_eyes::rose::rose:


#17

اوره خیلی میترسم حتی اگه سلامت باشم و انگلیسی بلد باشم. :sweat_smile: بد تر از اون ی چیز دیگس شاید خندت بگیره گچ دست و پاس. ینی از دو متری اون طرف رد میشم از بچگی ترس بدی رفت تو دلم و همچنان درگیرشم. :see_no_evil:


#18

مژده عزیز، ترس از گوسفند طبیعی هست. قطعا از کودکی شکل گرفته. من هم از کارتون هاکلبرفین اگه اشتباه اسمش رو نگفته باشم، خیلی میترسیدم الان هم یادم میافته ترس رو دارم. ولی عکس بره کوچولو ناز که آلاء ایام مسافرت نوروز باهاش دوست شد رو خواستم بهتون نشون بدهم و بگم همیشه سیاه یا سفید نیستند و تازه چشمهاشون هم رنگی هست.

%DB%B2%DB%B0%DB%B1%DB%B8%DB%B0%DB%B4%DB%B1%DB%B5_%DB%B2%DB%B0%DB%B4%DB%B0%DB%B3%DB%B3


#19

الهیییی :heart_eyes::heart_eyes:
نگا داره میخنده :joy::joy::joy:
چ فرق وسطم زده موهاشو :joy::joy:
انگار شبیه سگ هستش :neutral_face::sweat_smile:
رنگش نازه


#20

الهی، فکر کنم با تشبیه به سگ باز هم دوست ندارید بگید گوسفندها هم میتونند زیبا باشند.:joy: