سخنرانی درباره‌ی حذف افراد منفی از زندگی

سخنرانی درباره‌ی حذف افراد منفی از زندگی
0.0 0

#1
در این درس به یک سخنرانی الهام‌بخش و احساسی از جناب آقای لس برون می‌پردازیم. ایشان یک سخنران بسیار قهار، الهام‌بخش و انرژی بخش است که در این قطعه در رابطه با افراد منفی، کسانی که انرژی شما را در رسیدن به هدفتان می‌گیرند، صحبت می‌کند و به شما می‌گوید که چطور از شر آنها خلاص شوید.
این گفتگو همراه این جستار است برای ورود اصلی در https://zabanshenas.com/les-brown/

#2

موضوعی که در سخنرانی آقای لس برون مطرح هست واقعا موضوع بسیار مهمی در زندگیه. اینکه آدم در انتخاب دوستان و افرادی که در ارتباط هست دقت بکنه و اونها رو گلچین بکنه. چون خیلی از آدمهایی که ما باهاشون در ارتباط هستیم واقعا تاثیری به جز عقب نگه داشتن ما در زندگی ندارن.
در احادیث دینی هم داریم که “هم نشين خوب، از تنهايى بهتر است و تنهايى از هم نشين بد بهتر است.”. این موضوع اصلا به این معنی نیست که ما با بقیه قطع رابطه بکنیم. اما به این معنی هست که افراد برتر رو انتخاب بکنیم و ارتباطمون رو با اونها قوی و قویتر بکنیم.
برای این کار یه تمرین خیلی ساده میشه انجام داد.
لیست تمامی افرادی که باهاشون در ارتباط هستیم رو در بیاریم و با امتیاز دادن به نکات مثبت و منفی اونها، طبق قانون پارتو، بیست درصد از این افراد رو انتخاب کنیم و ارتباطمون رو با اونها قویتر کنیم و با بقیه کمتر مجالست داشته باشیم.
نظر شما چیه؟ چه کارهایی در مورد این قضیه میشه انجام داد؟ :slight_smile:


#3

ممنون از سایت بسیار خوب شما و مطالب بسیار مفید و ارزشمندی که قرار می دهید. متاسفانه لینک های دانلود مشکل دارند ممنون می شم بررسی بفرمایید. لطفا آموزش های بیشتری با مضمون سخنان قهار و الهام بخش قرار دهید. با تشکر


#4

منم واقعا با این گفته ی شما موافقم که اطرافیان ادم نقش بسیار بسزایی در موفقیت یا عدم موفقیت فرد دارند،مثلا وقتی شخصی با افرادی رفت و آمد میکنه که در زندگیشون کار خاص و مهمی انجام ندادند و فقط زندگی روزمرشون رو به صورت روتین و یکنواخت گذروندن ،و خیلی به فکر پیشرفت و ترقی در زندگیشون در زمینه های خاص نباشند ،ادم ناخودآگاه تحت تاثیرشون قرار میگیره چون وقتی خودش رو با اطرافیانش مقایسه می کنه میبینه که تفاوت چندانی با اون ها نداره پس نیازی هم به این نداره که بخواد خیلی به خودش زحمت بده و سعی کنه از اونها پیشی بگیره،ولی وقتی آدم با چند نفر که در زمینه های مختلف نسبت به اون در سطح بالاتری قرار دارند ،چ سطح علمی ،چ اجتماعی ،چ رفتاری و…خود به خود شخص رو هم وادار میکنه که به خودش بیاد و سعی کنه که از دوست و اطرافیانش عقب نمونه ،که همون رقابت سازنده بهش میگن .

البته متاسفانه در جامعه ی امروز ما بیشتر رقابت ها نه تنها سازنده نیست که مخرب هم هست و بیشتر مقایسه های افراد بعد سطحی و ظاهری به خودش گرفته .

لطفا بقیه هم در این مورد نظرات خودشون رو بگن ،متنی که در بالا نوشتم تقریبا وصف حال خودمه ،لطفا بقیه هم اگه شرایط مشابهی دارند ،مطرح کنند.:slight_smile:


#6

به نظر من تو اکثر مواقع پدر و مادر و خواهر و برادر هم می تونن مانع پیشرفت باشن :grin:


#7

خیلی موافقم با صحبتتاتون
کسایی که تلاش نمیکنن برای رسیدن به چیزی و اصولا تلاش کردن تو خونشون نیست و به تنبلی و راحت زندگی کردن عادت دارند این اجازه رو حتی به خودشون میدن که برای بقیه تعیین تکلیف کنند و نتیجه ی تلاش اونها رو هم تعیین کنند باور کنید دیدم که میگم ها
یک نمونش موقع امتحانات دی ماه خودم بود و سخت درحال تلاش بودم و یکی از خیلی نزدیکان اومد در اتاقم رو باز کرد و خیلی شیک گفت :"تو که قرار نیست به جایی برسی و چیزی بشی پس خیلی فشار نیار به خودت ."
خب من که کلا خیلی آدم تسلیم شدن نیستم (معدل دی 19.77​:blush::blush::blush::blush: ) ولی خب همچین آدمایی به مرور زمان تاثیرشون رو میذارن و میبینی ای داد بیداد سال هاست فقط داری میخوری میخوابی و نه هدفی مونده (البته اگه کارای روزمره اونها هدف به حساب بیاد مثل اونها همون کارای روزمره رو انجام میدی)
و نه انگیزه ای برای پیشرفت .
ولی یه سریاشون مثل مال من از دسته ی خیلی نزدیکان هستن و تو مجبوری روزهاتو باهاشون سر کنی خب البته من برای این هم چاره اندیشیدم و خیلی قشنگ یه گوش گیر خریدم و در طول روز تو گوشم میکردم که صدای کسی نشنوم و نتونم حرفای کسی رو تجزیه تحلیل کنم و ناراحت یا خوشحال بشم.
ولی خب دندونی که خراب شده رو معمولا میکشن و کشیدنش بهتره البته اگه امکانش باشه و تنها دندونی نباشه که مونده براتون :slight_smile:
چقدر حرف زدم من:blush::blush:
مرسی بابت این همه خوبیاتون


#8

کلی خندم گرفت. از اینکه این اتفاقات مثل اینکه تکراریه و برای خیلی ها میفته. مثلا من هم وقتی این نرم افزار زبانشناس رو شروع کردم به ساختن، خیلی ها گفتن نه بابا مگه میشه مگه داریم. اصلا نمیتونی! اما منم مثل شما اهمیت چندانی برای حرف دیگران قائل نشدم و این کار رو انجام دادم که شکر خدا الان در حال موفقیت هست. در کل نمیدونم چرا یک حس خیلی بد نمی شود نمیتوانیم در ما به طور ناخودآگاه رشد کرده. هر چقدر هم تو تلوزیون میگن می شود میتوانیم مثل اینکه جواب گو نیست و این موضوع نهادینه شده. در عوض در کشور های پیشرفته دقیقا عکس این موضوع برقراره. و خانواده ها و اطرافیان عمدا به بچه هاشون عزت نفس یاد میدن که وقتی هم بزرگ شدن واقعا کاره ای بشن.

خوب شما الان دبیرستان هستین. بهترین کار اینه دانشگاه خوبی قبول بشین، ترجیحا حتی یک شهر دیگه، که یک مقداری هم به دور از حاشیه های مرسوم بتونین روی مهارت های خودتون کار کنین. من خودم وقتی دانشگاه یه شهری مثل تهران قبول شدم اولش خیلی ترسیده بودم که کلا از یه شهر به یه کلانشهر دارم میام. ولی بعد یه مدت از این فرصت بوجود اومده تونستم استفاده های خوبی بکنم.


#9

بله درست میفرمایین استاد
نقطه خیلی جالب ماجرا اینه که مثلا شما به هدفتون رسیدین میرین به همون آدم منفی ها میگین :ببین چیزی که تو گفتی نشد
و در کمال تعجب میبینی که منظورشون اصلا اون چیزی که تو فکر میکردی نبوده !!! خیرخواهیه اسمش ؛ شما حواست نبوده درست نشنیدی :joy::joy::joy:
منم دقیقا دارم برای همین تلاش میکنم الان که سوم دبیرستانم و سال دیگه کنکور دارم ؛ دارم تلاش می کنم که بتونم آینده مو تغییرش بدم (چه بسا آینده نسل های آیندمو ) چون تو این وضعیتی که الان داریم هیچ انتخابی ندارم جز درس خوندن و منم خب انتخابمو کردم . و باید قید خیلی چیزها رو بزنم که از الان تقریبا مشکل اونهارو ندارم و قیدشون زده شده .
و یه چیزی که تلاشم رو حداقل برای خودم با ارزش میکنه اینه که من دو تا داداش کوچولو دارم و خونمون یک خوابه ست و داداشام هم بنا به اقتضای سنشون بازیگوشن و شیطونی میکنن .
من اومدم یه کار کردم اتاقمون که 12 متری هستش رو 4 مترشو جدا کردم با کمد و اینا و یه پرده کشیدم وسط اتاق و اندازه یه تخت برای خودم جا درست کردم . هیچ جای اضافی هم نیست و روز و شب منم رو همون یه تخت سر میشه و این برام خیلی با ارزشه و بیشتر میتونم قدر درس خوندنم رو بدونم .
سختی ها گاهی اشک آدم رو در میارن ولی یه کلیپی که از ای جی دیدم صبح ، همون که خودتون گذاشته بودین که تحمل کن و تسلیم نشو و قوی تر شو ، خیلی خوبه که آدم بتونه خودش رو رشد بده تو سختی ها و تسلیم نشه .
خانواده زبانشناس خیییلی دوست داشتنیه :slight_smile::slight_smile::blush::blush::blush:
مرسی که ساختینش و هدیه دادینش بهمون :blush::blush::blush::blush:


#10

ماشالا اینقد انرژی داری پونه جان آدم نوشته هاتو میخونه خود به خود انرژی میگیره :blush:
کلا برا رسیدن به موفقیت باید از ی سری چیزا بگذری و فدای هدفات کنی ،این چیزا میتونن اطرافیان آدم باشن یا سرگرمیای آدم .:slight_smile:


#11

البته که این انرژی شماست که به نوشته های بنده ی حقیر میرسه و نتیجش میشه انرژی خودتون :blush::blush::blush::blush::blush::blush:
آره حرفتون کاملاا درسته …
یه چیزی که من خیلی دوشواری (!) دارم باهاش اینه که من واسه هدفم اطرافیانم رو هم حتی قیدشونو زدم ولی اونا نمیخوان قید منو بزنن یعنی یه وضعی شده هااا
همه ازم ناراضین و میگن چرا مثلا عید نیومد بشینه پیشمون بخندیم با هم و اینا ( این که میگم ناراضین وااااااقعااااا ناراضینااا )
در حدی که مثلا من رشتم تجربیه خالم برگشت گفت ببین پونه جان ما دکتر میخوایم اما دکتر آدم میخوایم دیگه ؛ چیه رفتی تو لونه ات در نمیای :joy::joy::joy::joy::joy:
ولی خب اینا هم میگذره دیگه ؛ بازی ایه که واردش شدم و همه شرایطشو رو قبول کردم :)))))اعتراض هم وارد نیست:blush::blush::blush::blush:
مرسی از همتووون
امیدوارم روزهاتون سرششاااااار از عشق و لذت و لبخند و شادی باشه :kissing_closed_eyes::kissing_closed_eyes:


#12

واقعا جای تحسین داره که از الان برای تغییر دادن آینده تون و رسیدن به هدفتون اینقدر مصصمم هستین، چون وضعیت الان اکثر نوجونای هم سن و سال شما طوری شده که تو فضاهای مجازی یا دنبال جمع کردن فالوئرن یا دارن زیر کامنت های تتلو بق بقو میکنن :sweat_smile:
مطمئن باشید که با این انگیزه‌ای که دارین قطعا یکی از پزشک های آینده کشورمون شما هستین


#13

واقعا ممنونتونم که اینقدر لطف دارین .
امیدوارم تا سال بعد این تالار همچنان برپا باشه و شما دوستان هم باشین و بیام بگم که :" هووووووووووورا من دکتر میشم "
مرسی دوستای خوبم
روزاتون عالیی
دلاتون خوش
لبتون خندون