بستگی داره
مهاجرت تحصیلی به چندین پارامتر بستگی داره
و اتفاقا از کشورهای خیلی خوبی توی اروپا میشه پذیرش تحصیلی با هزینه های خیلی خوب یا حتی رایگان گرفت
مخصوصا کسانی که سوابق تحصیلی خوبی دارند، اون طرف هم خوب درس بخونن
بستگی به مورد مهاجرت داره، اما تحصیلی که من اطلاع دارم شهروندی اش بیشتر از اروپا طول می کشه. اما الان ویزای کانادا فی الفور و مادام العمر شده
اما بهرحال ورودش معمولا آسون نیست. این تبلیغات هم که می بینید کار موسسات مهاجرتی غیرقانونیه که وقتی پولشون رو گرفتن در همون ابتدا، دیگه باهاتون کاری ندارن!
خودم کمی ، و به خاطر علاقه ای که بهش داشتم یاد گرفتم.
آره من شنیدم یحورایی رو زبان خودشون تعصب دارن
عه، خب اوکیع پس
نه پاریس منظورم نبود من کلا اولویتم اونیی که تو دسترس ترینه
. اون که صد در صد…
اصلأ فرانسه واسه همین چیزاش معروفه، بزند های معروفش نوشیدنی ها و غذاهای خاصش مد. فشن رو هم که دیگه نگم براتون.
ممنونم.
اوکی که شد حتماً میام کامنت میزارم راجع بهش
منظورتون اینه که کسی که دانشگاه نرفته (مثل خودم یعنی بعد کنکور میخوام اپلای کنم) امکانش وجود نداره؟
یعنی باید تو کشور خودمون تو یه رشته ای تا مقطع کارشناسی تحصیل کرد و بعد اپلای ؟
آره دقیقاً
نه حواسم به اینجور افراد سودجو هست.
به هر حال مرسی که گفتین
وقتی نظرات دوستان رو درباره سفر به کشورهای خارجی میخونم که انقدر با آب و تاب درباره زیبایی ها و لذتهای اونجا صحبت میکنند آدم دلش میخواد خب. دوستان مراعات حال ما فقیر فقرا رو هم کنید.
شوخی میکنم. از خوندن نظرات دوستان لذت میبرم.
خوش به حال دوستتون.
خواهش میکنم. آره مشکلی نداره. اتفاقا بحث تحصیل در خارج و مهاجرت با موضوع این تاپیک مرتبطه.
چقدر عالی. میتونم بپرسم چطوری یاد گرفتید و آیا از کتاب یا برنامه خاصی استفاده کردید؟
ممنونم.
سطحم خیلی مبتدیه. چون که کمی سخت و وقت گیره گذاشتم برای بعد کنکور ادامه بدم. ولی خب خیلی لازمه جدای خوده فرانسه تو کانادا هم خیلی صحبت میشه و حتی بعضی جاها فرانسوی تو اولویته شونه!( دختر عموم میگفت حتی تو بعضی ایالت هاش تابلو ها و ساین ها و… به زبان فرانسوی ان یا تحصیل تو بعضی کالج هاش باید b2 فرانسه داشته باشی )
من از سایت مرجع زبان ایرانیان دوره گرفتم کتاب فیزیکی ش رو هم که خریدم.
Taxi 1 اسمش
نه
بر عکس، منظورم این بود در هر مقطع و سن و شرایطی میشه گرفت.
اما برخی کشورها برای برخی شرایط سخت گیری هایی دارند، برای مثال آلمان رو میدونم که برای دوره کارشناسی، سنین بالا و گپ زیاد تحصیلی سخت گیری می کنه، در حالی که برعکس ایتالیا به دیپلمه ها برای دوره کارشناسی راحت ویزا میده.
و دقیقا برعکس ایتالیا برای افراد متاهل معمولا خوب نیست، چون به سادگی به نفر همراه اجازه کار نمیده، اما آلمان اجازه کار میده.
چنین تفاوت هایی هست که مشاور تحصیلی خوب داشته باشین شما رو عبور میده
البته اطلاعات من بروز نیست و همین الان ممکنه این شرایط تغییر کرده باشه.
علاوه بر این با دانش و مشورت میشه با مبالغ کم کارهایی کرد و جاهایی رفت که با پول های خیلی زیاد هم به سختی بشه رفت
وقتی این حرفا رو میشنوم خیلی لذت نمی برم که اونا چی میخورن یا کیف هاشون چطوره بیشتر از همه از طبیعت و بحث هایی که آقا مصطفی در مورد فلسفه یا النا خانم در مورد ساختار تفکر صحبت می کنند و چنین اطلاعاتی لذت میبرم و حسرتم از نداشتن این نوع اطلاعاته با کمال احترام به همه ی کسانی که لذت میبرن
مادر! گناه زندگیم را به من ببخش
زیرا اگر گناه من این بود ، از تو بود
هرگز نخواستم که ترا سرزنش کنم
اما ترا به راستی از زادن چه سود ؟
در دل مگو که از تو و رنج تو آگهم
هرگز مرا چنانکه خودستی گمان مدار
هرگز فریب چهره ی آرام من مخور
هرگز سر از سکوت مدامم گران مدار
من آتشم که در دل خود سوزم ای دریغ
من آتشم که در تو نگیرد شرار من
دردم یکی نبود که زودش دوا کنی
آن به که دل نبندی ازین پس به کار من
مادر ! من آن امید ز کف رفته ی توام
کز هر چه بگذری ، نتوانی بدو رسید
زان پیشتر که مرگ تنم در رسد ز راه
مرگ دلم ز مردن صد آرزو رسید
هر شب که در به روی من آهسته واکنی
در چشم خوابناک تو خوانم ملامتت
گویی به من که باز چه دیر آمدی ، چه دیر
بس کن خدای را که تبه شد سلامتت
از بیم آنکه رنج ترا بیشتر کنم
می خندمت به روی و نمی گویمت جواب
مادر! چه سود ازین که بهم ریزم این سکوت ؟
مادر ! چه سود از این که براندازم این نقاب ؟
تا کی بدین امید که ره در دلم بری
بندی نگاه خود به نگاه خموش من ؟
تا کی همین که حلقه به در آشنا کنم
آهنگ گامهای تو آید به گوش من ؟
مادر ! من آن امید ز کف رفته ی توام
درد مرا مپرس و گناه مرا ببخش
دانی ، خطای بخت من است آنچه می کنم
پس این خطای بخت سیاه مرا ببخش
مادر ! تو بی گناهی و من نیز بی گناه
اما سزای هستی ما ، در کنار ماست
از یکدگر رمیده و بیگانه مانده ایم
وین درد ، درد زندگی و روزگار ماست
ممنونم دوست عزیزم که بنده را لایق مشورت دانستید.
جواب من به عنوان تجربه شخصی
هیچکدام منافاتی با دیگری ندارد!
چرا این دو را جدا کردید؟ شغل من هیچ ربطی به پژوهش هام نداره و منبع درآمد و موقعیت اجتماعی من است و از سمت دیگه هم من مدرک کامپیوترم رو گرفتم و بعد هم وارد علایق خودم شدم.
چرا این دو رو از هم جدا میکنید؟ تا وقتی که شما هنوز درگیر زندگی متاهلی نشدید به راحتی توانایی خواهید داشت که هر دو را با همپیش ببرید.
مخصوصا که همیشه یک سمت حمایت میشه. یا در کار پشتوانه خواهید داشت و یا استعداد بخش یادگیری را خواهید داشت .
چنین تصمیمی برای کسی سخت خواهد بود که یا مشکل مالی دارد و یا توان آموزشی و سن و مشکلات دیگر در یادگیری و آموزش را پیش روی خود دارد.
سلام گلم
نظر شخصی من اینه که
اگر برنامه نویسی با کامپیوتر رو خیلی دوست داری میتونی بدون تحصیل توی دانشگاه بهش بپردازی.
میدونی منظورم چیه؟
خب شما با توجه به شناختی که ازت پیدا کردم والدینت هردو تاجر هستن
خب اگر تو به شغل اون ها یعنی تجارت واقعا علاقه داری مطمئن باش چون اون ها هم تو این حرفه هستن حامی و پشتیبان خیلی خوبی واست میشن و میتونی خیلی پیشرفت کنی.
حالا میگی نمیشه تو هردو رشته برم اون دانشگاه؟
من میگم رشته تجارت رو بخون
و خودت برنامه نویسی رو در کنارش یاد بگیر و بشه حرفه دومت.
وقتای آزادت میتونی برنامه بنویسی و کار با کامپیوتر.
اینطوری به هردو میرسی.
البته گفتم دیگه نظر شخصیمه من جای تو بودم این کارو میکردم.
ولی بازم فکر کن.
ان شاءالله که موفق باشی
درود به شما. ممنون از اینکه مرا درخور مشورت دانستید.
بنده در این زمینه اطلاعی ندارم و متأسفانه چندان کمکی ازم برنمیاد. فقط میتونم بگم که در این زمینه با افراد مجرّب بیشتری مشورت کنید. هیچ تصمیمی کامل و عالی نیست، پس بعد از مشورت با این افراد، تصمیمی که نسبت به دیگری بیشتر مناسب شما بنظر میرسد رو انتخاب کنید و همونطور که دوستان هم گفتن، میتونید در کنار این تصمیم، به آن دیگری هم بپردازید.
اول اینکه چه کار خوبی کردی مشورت خواستی
مشورت کردن سهیم شدن در دانش و خرد دیگرانه
خرد و دانش تنها گنجی در جهانه که با تقسیم کردن بیشتر میشه
.
نظر شخصی من اینه که
اول باید بفهمید علاقه شخصی خودت چیه، و این خیلی خیلی خیلی مهمه
تشخیص درست اینکه چه رشته ای برای شما مناسبه که در اون تحصیل کنید و بعدش فعالیت کنید یه کار تخصصیه و لازمه دقیق معلوم بشه خیلی مهمه که از ابتدا مطمئن بشین برای چه کاری ساخته شده اید و با علاقمندی ها و توانایی هاتون کاملا جوره
وقتی فهمیدین، لازمه مدتی در اون رشته کارآموزی کنید تا از تشخیص خودتون مطمئن بشین
هرچقدر روی این مسئله تاکید کنم کمه
تو این انتخاب پول و فرصت شغلی و امثالهم رو زیاد لحاظ نکنید
لحاظ کنید، اما پارامترهای اولی نباشند و ضریب زیادی هم بهشون ندین
اگه رشته و کارتون رو دوست داشته باشین و باهاتون جور باشه، در اون موفق میشین
برای بهترین های هر رشته هم کار هست و هم فرصت موفقیت
.
در مورد اینکه تحصیل کنید یا وارد دنیای تجارت بشین، به نظر من تحصیل کردن مهم تره
بعدش میتونید با دانش و تجربه خیلی بیشتری وارد دنیای تجارت بشین
گمان کنم الان برای ورود به دنیای تجارت یکم زوده
شما لازمه جوانی کنید و دنیا رو بیشتر بشناسید و تجربه کنید
الان که پدر و مادرتون بدون نیاز به شما ادامه میدن
اگه جای شما باشم تو این چند سال خودم رو می سازم و قوی می کنم
چه بسا که بعدا کلا نخواین وارد دنیای تجارت بشین، یا اساسا تصمیم بگیرین که وارد صتف والدین تون نشین، کی میدونه
زهرا خانم بنده اعتقاد دارم باید هدف ملموس عینی و قابل مشاهده باشه جوری که هر لحظه بتونی خودت رو تو اون جایگاهی که قراره بهش برسی تصور کنی ونظر من و بقیه دوستانی که تخصصی در این دو حوزه ندارند کاملا کلی و به درد شما نمیخوره و باید از کسی که این مسیر رو پیموده بپرسی ولی میدونم تو حالت کلی همه ی مشاغلی که ما داریم وسیله هستند و هدف شاد زیستن هست به نظر من اگه مشکل مالی نداره برو سمت شغل هایی که روح و روانت رو میسازه وشکوفا میکنه شغلی که از شوقش صبح ساعت ۵ از خواب بلند بشی .بواسطه ی شغلم با انواع مشاغل در ارتباط هستم ولی متاسفانه کمتر آدم فرهیخته ای میبینم و فقط مردم پیرتر میشوند ولی فهمیده تر نمیشوند .در مورد احساس پوچی هم که فرمودی شاید ارتباطی با انتخاب شغل آینده ات ندارد .در کل بنده خیلی به محاسبات مغزی خیلی اعتقادی ندارم و امیدوارم با انتخاب دوستان و همسفرانت در مسیر خودشناسی بهتر و عمیق تر پیش بروی که این اصل است
عصر آینده، عصر هوش مصنوعیه.
در آینده همه چیز هوشمند میشه. و همه چیز رو دستگاههای هوشمند میسازه و همهی خدمات رو دستگاههای هوشمند ارائه میده.
حتی دستگاههای هوشمند رو دستگاههای هوشمند میسازن!
در آینده فقط یه کار برای انسانها وجود خواهد داشت و اون ساخت این دستگاههای هوشمند و برنامهنویسیه.
بنابراین اگه من بودم هوش مصنوعی و برنامهنویسی رو انتخاب میکردم.
اول اینکه سخت نگیر به زندگیت(درسته تصمیم مهمیه)
ولی اینطور که معلومه داری به خودت ضربه میزنی با این درجه ی زیاد از حساسیت…
و من واقعاً اینو درک کردم…
حتماً بهش توجه کنید…
ببینید اینکه مثلاً اگه ماها جای شما بودیم شاید یه تصمیم دیگه میگرفتیم چون متناسب با علایق و شخصیت خودمون ولی نمیتونیم این نسخه رو برای شما هم بپیچیم…
فقط ببین کدوم رو بیشتر دوست داری ، وقت گذروندن با کدوم بیشتر حالت رو خوب میکنه ؟
بقیه پارامتر ها به نسبت کم اهمیت تران.
در ضمن با توجه به چیزایی که از شما میدونم میتونی هر دو رو جلو ببری.
بنظرم برو رشته ی کامپیوتر و در کنارش از پدر مادرت راجع به کارشون یاد بگیر.ظ(نظر شخصی)
بعد که فارغالتحصیل شدی همه چی دستت میاد که چی خوبه چی بد…
امیدوارم بدردت خورده باشه
اگه مثل من بیماری کمال گرایی داری این جمله میتونه کمکت کنه…
پ.ن بنظرم برو یه چند روزی ریلکس کن تا بتونی بعدش درست تصمیم بگیری…
شماسنی نداری که بخواهی بااین دیدبه زندگی نگاه کنی،هنوزاول راهی وفرصتهای طلایی زیادی درپیش رو.
خب،گفتنی هاروکه دوستان باتجربه وآگاهترازبنده گفتند،به نظرم همینکه شما ازین امکان تحصیل دردانشگاههای معتبرتروباسطح علمی وکیفیت بالاتربرخوردارهستی،امتیازقابل توجهیه که بهتره براحتی ازش نگذری.
باالینازجان موافقم که میتونی هردوراکنارهم پیش ببری البته نه الان وهمزمان،من باشم تحصیل تورشته ی موردعلاقه اموفعلامیذارم تواولویت.
باآقابهزادموافقم که حتماواسه علاقه مندیهات تعیین تکلیف کنی،خیلی مهمه که ازچه رشته،حرفه یاهنری عمیقالذت ببری،درعین حالیکه میتونه منبع درآمدت هم باشه.
بااین دوستمون هم موافقم،بیشترمردم فقط می خواهندکارکنندکه بیشتربدست بیارن،فکرنکنم صرفاتوکشورماواوضاع اقتصادی داغون دلیل اینکارباشه،(صددرصدمشکلات اقتصادی توکشورهایی مثل ایران عامل تعیین کننده توخیلی ازمسایل هستند،ولی فعلابحثمون این نیست)،مردم چشم وهمچشمی هافرصت لذت واقعی واهمیت آرامش وصلح درونی روازشون گرفته،حتی والدین بچه هاروتحت فشارمیذارن رشته هاییوبخونندیاشغلهاییواتخاب کنندکه تمایل چندانی بهش ندارند.
مهمه که ماازشغل وتحصیل وحرفه امون رضایت درونی داشته باشیم وکمتربه موقعیتهای اجتماعی ونظردیگران بهابدهیم،اونقدرکه میدونم توکشورای پیشرفته آدمابهترمیتونند،باخودواقعیشون بیشتروسازگارترروبروبشوندودنبال کارهاییکه دوست دارندبروند.پس این فرصتوازخودت نگیرکه تحت تاثیردیگران رشته تحصیلی یاشغلتوانتخاب کنی.
یه سوال زهراجان،شمافقط به همین دوموضوع فکرمیکنی،تجارت یابرنامه نویسی؟احیاناتودرونت کاووش نکردی واسه گزینه های بیشتر؟
درهرصورت امیدوارم باتوجه به بررسی نظرات وتحقیق وجستجوی بیشتر،بتونی بهترین تصمیمی که باروح وروان وجسم وجانت همگونی وهارمونی بیشتری داره روانتخاب کنی،چون درنهایت انتخاب کننده اصلی خودت هستی.
موفق باشی دوست عزیز خوش ذوقم
یه سوال.
شما الان برای مقطع کارشناسی میخواهید برید دانشگاه درسته ؟(حالا اگه انتخاب تون این باشه)
بعد یعنی نیویورک پذیرش داره تو این مقطع ؟
من فک میکردم اکثراً تو مقطع کارشناسی ارشد میگیرن.
پ.ن من خودم بعد از کنکور میخوام مهاجرت کنم ( فقط در صورتی که رتبه خیلی خوبی بیارم یه چند سالی هم همینجا میمونم)
ولی نمیدانم امکانش هست یا نه؟!!!
آخه خیلیا همینجا تحصیل میکنند بعد اینکه کارشناسی شون رو گرفتن برای ارشد اپلای میکنن…
تا حالا ندیدم کسی همسن من این حرکت و بزنه… به خاطر همون برام عجیبه