معرفی مستند 🎞

روش یادگیری زبان انگلیسی با فیلم

4 پسندیده

سلام.
مدتها پیش یه مستند فوق العاده تکون دهنده دیده بودم، یادم افتاد که براتون معرفیش کنم.

A Brave Heart: The Lizzie Velasquez Story

این مستند در خصوص دختری به اسم «لیزی ولسکز»ـه که بدنش به طور مادرزادی قادر به تولید چربی نیست. طفلک توی اینترنت داشته می چرخیده، به یه لینک برخورد می کنه با عنوان «زشت‌ترین دختر جهان»، لینک رو که باز می‌کنه، می‌بینه عکس خودشه. به نظر من این دختر قوی‌ترین دختریه که توی زندگیم شناختم. چون مردم جدای از رفاقت‌ها، لبخندها، تعارف‌ها و خوش‌وبش‌هاشون گاهی پشت سر همدیگه به شدت بیرحمانه رفتار می کنن. گاهی این بیرحمی رو به وضوح جلوی روی افراد هم پیش چشمشون میارن. یک اینکه امیدوارم آدم‌ها بیشتر احساس همدیگه رو درک کنن، دو اینکه آدم یه روز باید بفهمه، تحت تأثیر حرف قرار نگیره. باید خیلی خوش‌شانس باشی که کسی حرف واقعی دلش رو جلوت بزنه، حتی اگر تلخ باشه.


یه همصحبتی‌ای رو بین دوستان توی یه تاپیک دیگه خوندم، که خیلی لذت بردم. درباره‌ی اینکه دنیا تلخ‌تر و پوچ‌تر از اونه که مردم بخوان براش زجر بکشن؛ و آدم دچار جبری ـه که براش فقط بدبختی به بار میاره. حالا این حرف من شاید ربط زیادی به این مستند نداشته باشه، ولی اگر کسی به این اعتقاد داشته باشه (بدون قضاوت درباره درستی یا غلطی این فکر)، از خودش نمی‌پرسه اگر همین بدبینی محصول جبری باشه که شرایط برای ذهن فرد فراهم کرده چی؟ چرا یکی از زندگی لذت می‌بره و یکی دیگه افسرده می‌شه؟ واقعیت دنیا کدوم یکی از ایناس؟ به عنوان کسی که سالها با افسردگی دست و پنجه نرم کردم و شاید بتونم ادعا کنم دیگه حریفم رو خوب شناختم، می‌دونم خیلی از فلسفه‌ها ساخته‌ی محیطه. آدمی که زندگی ساکن و بدون دغدغه‌ای داشته باشه، فکرش خسته و افسرده می‌شه. کسی هم که دائم در حال سگ‌دو زدنه (بلانسبت) خب شاید با یه بدبیاری از زندگی سیر بشه. اگر احساس پوچی بهتون دست داده، برید به سفر. برید جاده رو ببینید، صبح، طلوع خورشید رو کنار کوه ببینید. سکون فکر، مثل سکون آب، لجنزار درست می‌کنه. احساس هم نعمت، هم نفرینه برای آدم. احساسات تلخ زندگی رو جهنم و احساسات شیرین زندگی رو بهشت می‌کنن. پوچ گرایی و بدبینی یه فلسفه نیست. وقتی تجربه‌ی زندگی از آدمی به آدم دیگه فرق داشته باشه، همین اثبات می‌کنه که پوچی یه قانون نیست. یه احساس، ساخته‌ی شرایط موجود زندگیه. ذهن در این شرایط داره فریاد می‌زنه که شرایط رو برام عوض کن.

زندگی شادی رو برای همه آرزو می‌کنم.

6 پسندیده

مستند جالبی بنظر میاد :+1:t4:
معرفی خیلی خوبی بود، همچنین متن همراهش، متشکرم :white_check_mark:

4 پسندیده

سلام آقابهزاد.
خب هستین؟
ببخشین من هروقت کاری باشمادارم اینجا کامنت میذارم.این تاپیکوخیلی دوست دارم.
یجاگفته بودین،دوسال دیگه شروع به writing می کنین؟:thinking:
چرا؟
شماکه خیلی خوب جواب سوالات کاربرا رو توضیح میدین،این صرفایه پیشنهاده…هرچه زودترشروع کنین وهرچی بیشتربنویسین قطعابیشتروبهترپیشرفت میکنین…فکرنکنم نیازی باشه مثلاکسی مثل من بهتون یادآوری کنه…
نکته ی دیگه اینه که من تجربه خوبی ندارم ازدیرشروع کردن…همین…
بازم عذرخواهی میکنم…

3 پسندیده

نظر لطف شماست :pray:t4: :deciduous_tree:
راستش خوندن و شنیدنم خوب شده، ورودی ها
اما حرف زدن و نوشتنم خوب نیست، خروجی ها
چون کسی نبوده که باهاش حرف بزنم و غیره
الان چند وقتیه تکنیک سایه رو کم کم شروع کردم
خوب بوده
از یه لهجه شبیه به اون افسر عراقی تو سریال لاست رسیده ام فعلا به آقای ظریف! واقعا شبیه ظریف حرف می زنم، خیلی، با این تفاوت که ایشون خودشون صحبت می کنند و من از روی متن میخونم. البته نکته مهم ظریف انتخاب عالی و برداشتن کاملا بجای کلمات و کنترل دقیق رفتاره و لهجه شون چندان براشون مهم نیست، امیدوارم یه روزی منم بتونم همینقدر دقیق صحبت کنم و درست بفهمم، و لهجه ام برام مهم نیست. هدفم از تکنیک سایه بهبود لهجه نبود، اما خود بخود قدری تغییر کرد.
از همین هفته نوشتن متن های کوتاه رو هم شروع می کنم
فعلا این دو تا رو پیش ببرم ببینم چطور میشه
خوب جلو بره یک برنامه دیگه هم بهش اضافه می کنم

نظر لطف شما نسبت به تاپیک خودتونه
منم دوستش دارم
چند وقتیه مستند معرفی نکرده ام
دارم روی ترنسکریپشن یک مجموعه مستند عالی کار می کنم
اسمش رو نمیگم، سورپرایزه
تمام بشه اینجا میذارم
امیدوارم مفید واقع بشه

3 پسندیده

یه چیزی اینجابگم تجربه شخصیم بوده،بعضیا فکرمیکنن نوشتن تاثیری توصحبت کردن نداره،اما من معتقدم همون چتِ ساده بایه انگلیسی زبان یاحالاکسیکه شمامقیدباشین حتمابانگلیسی باهاش چت کنین، هم ،تو رایتینگ وهم تواسپیکینگ تاثیرداره…بنابراین شروع به نوشتن اصلاخودش یجورایی ترسِ ازمکالمه رو کم میکنه.

اتفاقا نکته خوبیواشاره کردین .از وقتی اوضاع کشورمون تغییر کرده وخب نیازداشتم یسری خبرهاروپبگیری کنم …انگلیسی صحبت کردن خیلی ازهموطنامونوگوش کردم که بقول شماشایدلهجه اشون انگلیسیِ خالص نبوده وکاملانشون میده ایرانی هستن ولی خیلی عالی،روان وبا دایره لغات فراوان بخوبی صحبت میکردن…ایناکه میگم همشون آدمای مشهوروشناخته شده ی جهانی هستن گرچه متاسفانه نمیشه اینجامعرفیشون کنم…وبامهمترین خبرگزاریهای جهان مصاحبه داشتن…خانم وآقا…چقدرآدم لذت میبره ازداشتن هموطنانی بغایت فهمیده و…چقدرقشنگ میتونن تاثیرگذارباشن…راستش شنیدن حرفهای ارزشمندشون ازچندجنبه برام مفیدبوده…هم واسه نوع فعالیتهاشون…هم بخاطر دایره لغات بالا وروان صحبت کردن که خب خیلی تاثیرداره واسه تقویت لیسنینگ ماها و همینکه تواین موقعیت خاص بااونهاآشناشدم وفهمیدم چه هموطنان فرهیخته ای داریم وازشون بیخبریم…بعضی‌ها شون سالهای کمتری روخارج ازایران بودن لهجه ایرانیشون بیشترمشخص بود…اماخیلی بااعتنادبنفس میتونستن منظورشونوبرسونن…
خیلی عالیه که قراره شروع به نوشتن کنین تبریک میگم…موفق باشین.

خیلی ممنونم

2 پسندیده