تجربه ی ترجمه ی شعر انگلیسی ، به شعر فارسی

تجربه ی ترجمه ی شعر انگلیسی ، به شعر فارسی
0.0 0

#1

با سلام…

از بار اولی که شعر The Listeners ، اثر Walter de la Mare رو خوندم ، بسیار دوستش داشتم و ارتباط عمیقی با تک تک کلماتش برقرار کردم…

خیلی دوست داشتم با برگردوندنش به فارسی ، شانس ارتباط با معنای عمیقش رو به خوانندگان فارسی زبان هم بدم…

و نتیجه ی کار ، ابیاتی هست که در ادامه تقدیم محضرتون میشه…
به این امید که من رو از نقطه نظرات و انتقادات راهگشاتون بی نصیب نگذارید…

پیشاپیش از توجهتون سپاسگزارم…


#2

شاید بد نباشه که اول توضیح مختصری درباره شاعر خدمتتون بدم ، و بعد به خود شعر و ترجمه ش بپردازیم…

Walter John de la Mare
( April 1873 – 22 June 1956) was a British poet and writer .
He is probably best remembered for his poem “The Listeners”…

and for a highly acclaimed
selection of subtle psychological horror stories, amongst them “Seaton’s Aunt” and “All Hallows”…


#3

و اما متن شعر به زبان اصلی…

The Listeners

“Is there anybody there?” said the Traveller,
Knocking on the moonlit door;
And his horse in the silence champed the grass
Of the forest’s ferny floor;

And a bird flew up out of the turret,
Above the Traveller’s head:
And he smote upon the door again a second time;
“Is there anybody there?” he said.

But no one descended to the Traveller;
No head from the leaf-fringed sill
Leaned over and looked into his grey eyes,
Where he stood perplexed and still.

But only a host of phantom listeners
That dwelt in the lone house then
Stood listening in the quiet of the moonlight
To that voice from the world of men:

Stood thronging the faint moonbeams on the dark stair,
That goes down to the empty hall,
Hearkening in an air stirred and shaken
By the lonely Traveller’s call.

And he felt in his heart their strangeness,
Their stillness answering his cry,
While his horse moved, cropping the dark turf,
'Neath the starred and leafy sky;

For he suddenly smote on the door, even
Louder, and lifted his head:—
“Tell them I came, and no one answered,
That I kept my word,” he said.

Never the least stir made the listeners,
Though every word he spake
Fell echoing through the shadowiness of the still house
From the one man left awake:

Ay, they heard his foot upon the stirrup,
And the sound of iron on stone,
And how the silence surged softly backward,
When the plunging hoofs were gone.


#4

و اما ترجمه ی شعر…

مسافر به در کوفت ، دربی که ماه
بر آن سایه ای روشن افکنده بود.

بگفتا کسی هست آیا در آن؟
کف جنگل از سبزه آکنده بود.

فراز سر آن مسافر پرید ،
یکی مرغ از آن برج و بارو برون.

دوباره به در کوفت آن مرد و گفت:
“کسی هست آیا به برج اندرون؟”

از آن سبزه پوش آستان هیچکس ،
برون سر سوی مرد تنها نکرد.

مسافر همانطور آرام و مات.
بسویش نظر کس از آنجا نکرد.

ولی اندر آن خانه ی دور و پرت ،
کسانی، که شان از شبح جنس بود ،

صدایی شنیدند در نور ماه ،
صدایی که از عالم انس بود.

به زیر شعاع ضعیفی ز نور ،
که تابیده بر پلکانی سیاه ،

شعاعی که میرفت تا یک اتاق ،
اتاقی تهی از جماد و گیاه ،

شبح ها همه جمع گردیده، گوش
به امواج اندر هوا داشتند.

همه گوش برنغمه ی آن غریب ،
غریب به درد آشنا داشتند ‌.

مسافر درون خود ادراک کرد ،
که پاسخ همی آیدش زان سرا.

سکوت و غریبی آن روحها ،
بود پاسخی سرد زآنجا ورا ‌.

پس او سخت تر کوفت در را ، و کرد
به بالا سرش را سوی آستان :

"به آنها بگویید من آمدم! …
بر ایشان بگویید این داستان ! "

" به آنها بگویید من آمدم!
ولی کس در اینجا جوابم نداد.

به عهد خودم من وفا کرده ام.
گیاهی بُدم من ، کس آبم نداد …"

هنوز اندر آن خیل افسردگان ،
سکوت و خمودی پدیدار بود.

اگرچه سرا پر شد از آن صدا ،
ز تنها غریبی که بیدار بود.

شبح ها ، صدای رکاب و سپس ،
صدای سُم اسب بر سنگها.

سکوت قرون باز هم بازگشت.
بشد دور آن مرد فرسنگها …


#5

من لایک ندارم
بسیااااااار زیبا :kissing_heart:


#6

بسیار زیبا و هنرمندانه.
ترجمه به گونه ای است که مثل یک شعر فارسی لطافت و شیرینی گوشنوازی رو به روح انسان هدیه می ده.
سپاس فراوان از اینهمه در و گهر که از زبان شما برون می تراود.


#7

خیلی ممنونم از شعر و ترجمه ای که گذاشتین. خیلی جالب بود :blush:
فقط یه سوال
این شعر تو چه کتابی هست؟ اگه میشه اسمشو بگین. یخورده سرچ کردم چیزی دستگیرم نشد.


#8

بارها ترجمه تون را خوندم و هر بار بیشتر از قبل لذت بردم

به نظرم چند تا هنر با هم تلفیق شده تا این ترجمه زیبا شکل گرفته

یکی هنر فهم خوب شعر اصلی، هنر ترجمه انگلیسی به فارسی، هنر استفاده به جا از فارسی باستانی، هنر شعرگویی

مرحبا بلوجان :clap::clap::clap:


#9

خیلی ترجمه شعرتون قشنگ بود.موفق باشید
فقط این قسمتش برای من نامفهوم بود :thinking:


#10

در مجموعه کتابهای هاروارد کلاسیک از والتر مر و آثارش اسم برده شده


#11

یعنی
جنسشان از شبح بود


#12

بنظر من
منظور از شان در این مورد بخصوص غیر از موردی که یکی از دوستان اشاره کرد
میتواند کنایه از “اوشون” هم باشد .


#13

سپاس از لطفتون…

من این شعر رو برای اولین بار در این کتاب دیدم ، که تکست درسی دوستان زبان و ادبیات انگلیسی هست…

_20180513_130217

در جلد دومش ، با عنوان
The Elements of Poetry
اگر اشتباه نکنم صفحه ی 841

(الان متاسفانه خونه نیستم ، وگرنه از صفحه ی کتاب براتون عکس میذاشتم…)

ولی چون شعر بسیار معروفی هست ، متن شعر رو با سرچ ساده هم میشه توی نت دید…


#14

فکر کردم شاید یه مجموعه شعر تو کتابی باشه که بشه توی سایت audible پیداش کرد.

اگه باشه میذارمش تو اپ کتابخوانمون که داره حاضر میشه.


#15

شعر زیاد هست تو آدیبل
یه جوریایی اشانتیون میشه استفاده برد


#16

پس خیلی ایده ی خوبیه کتاب شعر هم قرار بدیم.


#17

سلام، فوق العاده هست این شعر
به نظرم میاد شما اول این شعر رو گفتید بعد ترجمه انگلیسی شده، خیلی عالی سرشار از احساس، ادبیات غنی و کلمات زیبا


#18

سلام استاد بزرگوار، آقای ناصری. دقیقا اولین مساله ای که من رو بیشتر مجذوب زبان کرد همین شعر بود یکی ترجمه اشعار شهریار و یکی هم ترانه های شل سیلور استاین که خیلی ساده هست.
برای تنوع خوب هست به مجموعه تون اضافه کنید. خیلی ممنونم از شما که در تلاش هستید و به همه سلیقه ها توجه میکنید.


#19

دخملم،
ترجمه شما بسی زیبا و دل نشین بود…
میشه لطفا ترجمه عبارت پیچیده خا اسا رو هم محبت بفرمایید


#20

این همه طبع شعر از کجا میاد.آدمو میبره به عالم رویا .مرحبا به این لطافت