سلام دوستان من کتاب بدبیاری رو فقط گذاشتم کنار هی حس میکردم بدبیاری اونا داره سر خودمم میاد ترجیح دادم ادامشو بعدا بخونم
الان کتاب بلندی های بادگیر از سطح فوق متوسط رو شروع کردم ![]()
سلام دوستان
سرگذشت نارنیا کتاب اول :
فصل شش تا نه رو خوندم. رنگ آبی ها رو تغییر نمیدم مگر اینکه تو داستان های دیگه ببینم و از آبی درش میارم.
اون روز به زودی میاد که کتابهای معرفی شده از جانب شما رو بخونم. ![]()
انگار یه چیز مسریه. منم این روزا وقتم زیاده اما کمتر از گذشته فعالیت دارم. از بس تو خونه موندیم مغزمون خسته شده.
امیدوارم که اوضاع بهتر بشه.
خدا نکنه مخاطب ش خودتون باشید، حداقل این روزا…شما همون کتابای پر مغزتون رو ادامه بدید
ان شاءالله مامان که شدید…مامان قصه گوی خوبی می شیدو اون نی نی ناز نازی هم لذت می بره از داشتن چنین مامان قصه گویی (
)..اونم هر شب
آخه من از صبح درگیرم..خیلی خوب کار کنم ساعت 4-5 عصر تموم میشه.
بعدش انگار که از بند آزاد شده بشم (نمی دونم زندان بانم کیه البته) و بی قید.
قبلاها صبح و ظهر پادکست و کتاب خوندنم روشروع می کردم و ادامه داشت تا شب…حتی خیلی وقت هم هست که باید انگلیسی قدرت تموم می شد وهنوز نشده ![]()
سعی می کنم کم کم برنامه قبل از عصر خوندن هام منظم تر شه، همون برنامه قبلی رو باز بیارم وسط…برا عصر
خدا بخوادو منم به راه بیام، به زودیِ زود ![]()
Amen
چرا که نه؟ من راه زیادی دیگه ندارم که برم سطح بالاتر. ولی شما به زودی به همین سطح میرسین و کتابهای اصلی رو میخونید. من از اول هم با هری پاتر شروع کردم الان دارم کتابهای معرفی شده از بچههای اون دوره رو میخونم.
من درسته عاشق خواهرزادههام و برادزادهم هستم ولی تمام عمرم بهخاطر وحشت از بچهداری، از ازدواج فراری بودم.
مسولیت سنگینیه خدایی اونم واسه من که خودمو تو این زمینه خوب میشناسم.
![]()
اینو منم دارم روش کار میکنم. صیح که بیدار میشم سعی میکنم درسهای سخت رو بخونم و شب با خیال راحت بشینم کتاب بخونم. هروقت صبحها رو مفید شروع کنم، کل روزم مفید میگذره.
نه…من که وضعیت آواتار و البته لایتنرم کاملا مشخص کننده ی سطحمه
مونده حالا حالاها
من فقط تجربه ی خوندن اثر مرکب رو دارم و یه کتاب دیگه رو..بقیه همه سطح بندی شده ن
منم تقریبا..ولی اونا بیشتر از من
امن از شما..چرا خب، وحشت نداره که…ان شاءالله به وقتش بهترین تصمیمارو بگیرید
بستگی به طرف مقابل هم داره…پس، بجنبیدو بها بدید به اونی که لایق پدرخوب شدن برا بچه هاتونه و بله رو بگید (فکر کنم باید این نوشته رو کلا قیچی کنید)
امیدوارم به زودی زود
من صبح م رو مفید شروع می کنمو ادامه می دم…همه ی این اشک ریختنا مال بعد از غروبه ![]()
5 posts were merged into an existing topic: محل انتقال گفتگوهای موقت
کتاب “تفریح تا سر حد مرگ” از قسمت “کتاب های غیر داستانی”.
لغت های آبی متن کتاب ها رو دست نمی زنم. چون تو روند مطالعه و فهم متن، اختلال ایجاد می کنه.
چقدر خوبه ک مطالعتون انقدر زیاده ماشاالله ![]()
![]()
![]()
کتابای غیرداستانی برامن جذاب نیستن حوصلم سر میره سرانجام ندارن
رمز اینکه میتونین کتابای آموزشی یا روانشناسی و پیچیده رو انتخاب کنین چیه؟
راستش منم کیمیاگرو میخونم از زیبوک و لغاتشو آبی نمیکنم چون یکم برام دشواره میخوام بعدا دوباره برای بار چندم بخونم بعد سفیدشون کنم
ولی شما چرا سفید نمیکنید شما ک سطح زبانتون بالاعه
منظورتون ازینکه تو فهم متن اختلال ایجاد میکنه چیه؟
بمنم بگو
همیشه توصیه هات مفیده ![]()
![]()
سلام خانم @maria-ghrmn ![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
اتفاقاً سرانجام دارند … اونم چه سرانجامی …!
چون متنشون سخته، حتماً اینطور فکر می کنی ![]()
![]()
![]()
من که کیف می کنم از مضمون این کتاب ها. کتاب های “رمان های متن اصلی” هم که انتخاب می کنم، همیشه سعی می کنم یه ربطی به خودم داشته باشه …
وا لله یه کتاب روانشناسی تونست منو از یه بحران نجات بده …! پس لازم شد شات اون کتاب رو با توضیحات، اینجا برای دوستان بزارم ![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
کلاً عادت کردم که به همه چیز به طور علمی نگاه کنم. خوب این کتاب ها بیشتر به رشته تحصیلی ام مرتبط هستند و یه تعدادی شون، کاملاً مرتبط هستند.
خوب وقتی کتاب داره با صوت پیش می ره، هی لغات رو چک کنم و تصمیم بگیرم که از آبی درش بیارم یا نه، هی روند مطالعه قطع می شه و ماجرا و سیر کلی کتاب، از دستم می پره … شما فکر کن هر ده پانزده ثانیه یک بار، صوت کتاب قطع بشه … آیا دیگه از مطالعه لذت می بری؟
لطفاً این تاپیک رو نگاه کن. ![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
در مورد کتابخوانی تو بخش زیبوک، بچه ها کامنت گذاشتند. خودم هم تجربه ام رو گفتم.
خانم @maria-ghrmn ![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
منظورم این کتاب است:
کتاب “خود را برهان” از قسمت “کتاب های غیر داستانی”
اتفاقاً فصل آخر این کتاب، تکان دهنده ترین فصلش برام بود … پس این کتاب ها سرانجام خودشون رو دارند …
این هم شات نظر من، بلافاصله بعد از خوندن این کتاب تو تاپیک ارزیابی خود کتاب:
این هم یه کتاب کاملاً مرتبط به رشته خودم که تازه شروعش کرده بودم … کتاب “سلاح های آموزش جمعی” از قسمت “کتاب های غیر داستانی”. ولی یکم که ازش خوندم، دیدم دیگه نمی تونم حقایق تلخش رو تحمل کنم!!! بشدت ناراحتم کرده … قعلاً نصفه نیمه رهاش کردم … همیشه هم اینطور نیست که از هر کتابی لذت ببرم …
یه روحیه دوباره می خوام برای برگشت به این کتاب …
عالی هستی مثل همیشه ![]()
![]()
![]()
![]()
بله دقیقا. من تو فارسی اینجور کتابا موندم ![]()
سلام . وقت بخیر . امیدوارم که حال همگی دوستان خوب باشه ![]()
![]()
مطالعه ی مجموعه داستان «کتاب های پیدایش» تموم شد
به علاقه مندان به ژانر فانتزی خوندنشو به شدت پیشنهاد میکنم
مجموعه ی پیتر و ستاره یاب ها رو شروع کردم
با تشکر از پروین خانم @pari بابت معرفی
سلام بر اقا مهران کم پیدا. بسیار عالی که همچنان مطالعه رو ادامه میدید. موفق باشید ![]()
دوستان عزیز من هم تقریبا کتاب دوم گرگ و میش تمام. من صرفا این کتاب رو گوش میدم و فقط جنبه فان داره تا یکم ذهنم استراحت کنه از بمباران اطلاعات ![]()
سلام دوستان… امروز کتاب بیگانه آلبر کامو رو تموم کردم
برخلاف انتظارم متن روان و ساده ای داشت و داستان به نسبتِ کتابهای دیگه، کوتاه بود. البته منظورم از ساده سطح زبانشه نه محتوا
ترجمه فارسی این کتاب رو داشتم اما نخونده بودم چون فکر میکردم سنگین باشه اما وقتی شروع کردم جذاب بود برام… خصوصا متفاوت بودن شخصیت اصلی داستان در عین حال که انگار شبیه بقیه بود، فقط تظاهر نمیکرد.
ماشالا خوب به توصیههای من عمل میکنیدا باریکلا
تا الان هرچی کتاب بهتون معرفی کردم خوندین. جای بسی افتخاره برام. ![]()
من تصمیم داشتم تمام کتابهایی رو که جیم دیل روایت کرده و توی زیبوک موجوده، بخونم. فقط یکیش مونده که اونم میخونم اگه همچنان قرنطینه ادامه پیدا کنه.
سلام اتاق قفل شده رو خوندم از مجموعه داستان های خیلی ساده، بخاطر صدای بد راوی فقط میخواستم زودتر تموم بشه
کتاب the picture of Dorian Gray
همین الان تمومش کردم . سری کتاب های متوسطه ، لحجه بریتیش. ویس خوبی نداشت خودم خوندمش. ( پیشرفت کردم
)
چه کتاب عجیبی بود، نمیتونم خودم درباره اش بنویسم پس یه کپی پیس از ویکی پدیا میزنم ، که خودتون بهتر متوجه بشین.
فقط اگه کسی خواست بخونه سطح اش بالاس ، رمان متن اصلی شو بخونه . کامل تره.
ولی اینم خیلی خوب بود.
اسکار فینگل اُ. فلاهرتی ویلز وایلد در سال ۱۸۵۴ در ایرلند به دنیا آمد. او برای جملات هوشمندانه و طنزآمیزش مشهور است ولی مردم سده هشتاد او را زیاد بامزه نمیدانستند. وقتی وایلد تصویر دوریان گری را نوشت، بیشتر مردم آن را کتابی شیطانی که ایدههای شیطانیای را به ذهن میدهد، خواندند ولی وایلد این موضوع را تکذیب کرد و جایی نوشت: «کتابها نمیتوانند اخلاقی یا غیراخلاقی باشند. آنها یا خوب نوشته شدهاند یا بد.» وقتی وایلد در ۱۹۰۰ درگذشت، کمتر کسی او را میشناخت؛ هیچکس نمیدانست که سالها بعد قرار است مردم به ارزش واقعی کارهای او پی ببرند. گویی رابطه وایلد و کتابش، تصویر دوریان گری ، مثل رابطه دوریان گری و تصویرش بود: تا وقتی یکی وجود داشته باشد، دیگر امکان وجود داشتن نخواهد داشت.
تصویر دوریان گری به سبب تازگی موضوع و شاید نیز به سبب آنکه چهره خود نویسنده را منعکس میکند، شهرتی عظیم یافت. وایلد با این اثر تمثیلی قصد داشتهاست نشان بدهد که تغییر شکلی که از هنر بر امور واقعی پدید میآید، تا چه حد میتواند نیرومند و نافذ باشد. مقالههای تحقیقی و انتقادی وایلد در مجموعهای با عنوان نیتها در اصول زیباییشناسی و هنر محض، شامل چهار مقاله است که وایلد در آنها خواسته ثابت کند که مسائل بیشماری که حل آن به وسیله مذهب و اخلاق میسر نمیگردد، به وسیله هماهنگی در هنر حل میشود و همچنانکه هر قطرهای در دریا به مروارید خالص [تغییر شکل]میدهد، در عالم هنر نیز هرچه وارد میشود، به زیباترین حالت تبدیل میگردد.
این رمان سال ۱۸۹۰ نوشته شدهاست؛ یعنی ۱۰ سال قبل از مرگ اسکار وایلد.
نمیتونم خلاصه اش بنویسم چون داستان لو میره. ![]()
دوتا فیلم هم ازش ساختن .










