چگونه بهترین برنامه یادگیری زبان انگلیسی را بسازیم؟

language_learning_tips
چگونه بهترین برنامه یادگیری زبان انگلیسی را بسازیم؟
0

#41

خیلی ممنون واقعا عالی بود یادداشت برداشتم از مطالبتون تا عملی اش کنم مشکل من این بود که مثلا انگلیسی قدرت و داستان. کوتاه رو شروع کردم ولی همش فکر میکنم پیشرفت نمیکنم باید منابع بیشتری داشته باشم و بخونم و همش با کلی منبع و کتاب ول میکردم و نمیخوندم کلا
ولی با زبان شناس وخواندن مطالب مفید شما تمرین تمرکز و تکرار زیاد با منبع کم رو امتحان میکنم.


#42

با تشکر از آقاکامبیز
بسیار خوب مفید و کاربردی بود.


#43

سلام…واقعا ک مقاله هاتون ب معنای واقعی کلمه بی نظیره…اصلا بمب انرژی ن…ایشالا ک همیشه موفق و سلامت باشین…من تقریبا دو ماهی میشه از این برنامه استفاده میکنم و از مقاله های شما واقعا انرژی میگیرم…خدا قوت


#44

زنده باشید دوست عزیز :rose::rose::rose:


#45

سلام به همه دوستان مطالب خیلی مفیدی بود.من تازه شروع کردم زبان را و برای آیلتس 7 به بالا میخوام بین 7-8 ماه جمع کنمش راستش نمیدانم از کجا شروع کنم با نرم افزار گوشی نمیخوام کار کنم اگر بتوانید راهنمایی کنید چیکار کنم ممنون میشم و متریال هرچی هست به بنده معرفی کنید از صفر تا صد متریال.تایم فول دارم اما نیاز شدید به راهنمایی فقط دوستان کمک کنید آیلتس برای مهاجرت میخوام وقتی هم ندارم.سپاس فراوان


#46

جالبه من هم به همین روش ۳۰ بار مطالعه میکنم
ولی دوست دارم سرعت یادگیریمو بیشتر کنم ولی باز میگم
آهسته و پیوسته

نقل‌قول


#47

خیلی ممنون آقا کامبیز گل.


#48

سلام و روز بخیر. ممنون از مقاله عالی و پرمحتواتون. یک سوال داشتم. شما گفتین بعد از چندین بار خوندن درس کلمات رو وارد لایتنر میکنین و قبل از اون فقط کلمات رو مرور میکنین. من از همون ابتدا کلمه ای رو که نمیدونم وارد جعبه میکنم و مطابق برنامه اون کلمه رو یاد میگیرم. آیا روش من اشتباهه؟ یعنی اول باید کلماتی رو که نمیدونم هایلایت زرد کنم و بعد از مدتی وارد لایتنر بشن؟


#49

سلام مریم خانوم گرامی.

خیر اشتباه نیست. اگه این روش برای شما بازده خوبی داره همین رو پیش بگیرید، مشکلی در شیوه یادگیری شما به شخصه نمیبینم.

دلیل اینکه من اینکارو میکردم تکرار زیاد بود. با این روش یک گام حداقل از سایرین بیشتر تکرار میشد لغات. به شخصه برای من یادگیری لغات در قالب بازده بهتری داشتند. تا یادگیری در لایتنر.

تاکید میکنم یادگیری. نه مرور.

سعی بنده همیشه به این شکل بوده که لغت رو در درس متوجه شم و وقتی که کارم با درس تموم میشد در لایتنر مرور میکردم.

در کل شما هم میتونید این روش امتحان کنید. ببینید در کل کدومشون بازده بهتری داره. همون رو پیش بگیرید.


#50

آهان … خیلی ممنونم … فکر میکنم روش یادگیری شما موثرتر و عمیق تر باشه … به قول شما اون روش رو هم امتحان میکنم و بعد با توجه به نتیجه، انتخاب میکنم. از توجه و وقتی که میگذارید بسیار بسیار سپاسگزارم و براتون بهترین آرزوها رو دارم‌‌.


#51

زنده باشید

اینم یه نمونه مدیریت لایتنر من بود که پارسال برای یکی از دوستان توضیح دادم. اون موقع دروس وی آی پی رو در کنار کتاب های گوس بامبز مطالعه می کردم.


#52

سلام استادگرامی آقاکامبیز عزیز
مقاله های شمارومطالعه کردم وواقعاجذاب وپرانرژی بودوانگیزه بخش.
اماسوالی خدمتتون داشتم درموردیادگیری زبان دوم
من نه سطحم ابتدای ست و نه متوسط دایره لغاتم وحشتناک پایین است
تقریبا۴سال نرم افزارروی گوشیم دارم اماهرگز نتونستم ازش استفاده کنم داستانهای کودکانه رو مطالعه میکنم سریع دلزده میشم برای اینکه احساس میکنم بلدم ودیگه شوقی ندارم برای یادگیری کتابهای متوسط رو هم مطالعه میکنم متوجه نمیشم و سریع دلزده میشدم.
درچنین مواقعی که بین دانستهاونادانستها وتوهمات دانستن گیرمیکنم ازهرچی زبان متنفرمیشم وتمام انگیزه هاروازبین میبره
تاالان درمقالاتی که تاالان خواندم کسی اشاره نکرده این چنین مواقع بایدچکارکرداصلاچطورمیشه برنامه ای برای این شرایط تهیه کردمن خودم به شخصه درمطالبی که درسایت گذاشته شده گیج شده ام واکثرنرم افزارهای که بچه های گروه و خودتان پیشنهاد کردیند رو نصب کردم بقول معروف مثل مورچه فقط انبارکردن اماواقعانتونستم ازشون استفاده کنم واصلانمیدونم چطور بایددرکنارهم استفاده شون کنم حتی شرکت در چالشهاهم برام بینهایت سخت هست چون اصلاهیچ اعتمادبنفسی ندارم.
خیلی وقتهاکاربه اشک ریختن هم رسیده وقتی بچه های گروه زبانشناس رو که تازه وارد هستند و چقدر راحت میتونند ازبرنامه استفاده کنند وبرنامه خوب برای خودشون بچینند واقعاسخت و دردناک.
هرچه بیشترمقاله ها رو میخونم بیشتر گیج و سردرگم میشم
بنظرشمابرای افرادی باچنین شرایطی چه نسخه ای میشه نوشت و چه راهکاری میشه ارایه کرد.ممنون میشم راهنمایی بکنید.باتشکر از تک تک زحمات و راهنمایهاتون.:rose::rose:


#53

سلام. حالتون چطور میترا خانوم؟ صحبتامو با یه داستان شروع میکنم:

داستان قورباغه کوچک

روزی دسته ای از قورباغه ها دور هم جمع شدند تا مسابقه ای برای بالا رفتن از بزرگترین برج ترتیب بدن.

وقتی روز مسابقه مشخص شد، خبر سریعاً همه جا پیچید و مردم زیادی به دور قلعه جمع شدن تا این مسابقه ی جالب رو ببینن و شرکت کننده ها رو تشویق کنند. هیچکدوم از مردم اعتقادی به شرکت کننده ها نداشتند. همه فکر می کردند که مگه قورباغه هم میتونه از برج بالا بره؟ با این حال کنجکاو شده بودند و به محل مسابقه اومدند.

مسابقه شروع شد و قورباغه ها سریعاً شروع به بالا رفتن کردند و مردم هم تشویقشون می کردند.

کمی که گذشت یه نفر از بین مردم بلند فریاد زد " عمراً بتونن برن اون بالا، برج خیلی بلنده"

یه نفر دیگه فریاد زد " آره، محاله که برسن اون بالا، خیلی سخته"

همینطور که می گذشت دونه دونه قورباغه ها شروع به افتادن کردن. همه قورباغه ها خسته و کلافه شده بودند ولی با این حال مسابقه ادامه داشت و چند تا قورباغه باقی مونده به بالا رفتن ادامه دادند.

مردم یا از روی نگرانی یا از روی هیجان فریاد میزدند که سخته، هیچکس نمیتونه بره بالا.

باز هم قورباغه های بیشتری تسلیم شدن. دونه دونه افتادند تا اینکه فقط و فقط یه قورباغه کوچیک باقی موند. اون قورباغه بالا رفت و بالا رفت و بالا…

اون قورباغه قصد تسلیم شدن نداشت.

بعد از کلی تلاش بالاخره این قورباغه به بالا رسید و قهرمان شد.

همه دوست داشتند بدونن که چطور این قورباغه تونسته به بالا برسه در صورتی که باقی قورباغه ها دونه دونه تسلیم شدند و افتادن. چه نیرویی داشته این قورباغه رو به بالا رفتن تحریک می کرده؟

مردم شروع کردن به سوال پرسیدن از سایرین و متوجه شدن که اون قورباغه یک قورباغه ناشنوا بوده.

پیام این داستان

در برابر افکار منفی باید ناشنوا بود.


این حجم از افکار منفی در ذهنتون از کجا میاد؟

مقایسه کردن؟ نداشتن هدف؟ سختی؟ کمبود اعتماد بنفس؟ اشخاص منفی؟

کدوم؟

شما در حال حاضر مشکلتون منابع یا برنامه نیست. بلکه جنبه ذهنی شماست. در وهله اول باید یه گام به عقب بردارید و با خودتون تسویه حسابی جدی داشته باشید. قبل از شروع دوباره زبان باید این مشکل کامل برطرف شه.

تمامی افکار منفی باید از شما دور شه، باید به خودتون ایمان داشته باشید. اینا همه ایجاد کننده استرس هستند. و استرس دشمنی برای هر موفقیتی هستش.

موفقیت در یادگیری، موفقیت در اجرا، موفقیت در رابطه و…

پس گام اول شما این میشه از شر این حجم از افکار منفی خلاص شید. شما نه کمبود اعتماد بنفس دارید. نه ضعیف، نه بی انگیزه و نه هیچی.

فقط راهتون رو هنوز پیدا نکردید.

شاید تو ذهنتون اینو بگید که نمیشه. ولی براتون مثالی میزنم. فرض بگیرید در خونه نشستید و میان در خونتون رو میزنند. شما در خونه رو باز میکنید میبینید یه نفر پشت در واستاده. شما دو حالت داره. یا دعوتش میکنید تو یا درو به روش می بندید.

اگه دعوتش کنید داخل. شما وظیفه پذیرایی ازش رو دارید. میرید آشپزخونه براش چایی میزارید، کیک رو هم ضمیمه چایی می کنید و یه حال حسابی با دست پختتون بهش میدید. بعد هم برای مهمونتون یه فیلم میزارید که دور همی یه فیلمی هم ببینید. یادتون میاد تو کابینت پایین آشپزخونه یکم آجیل دارید. میارید دور هم اونم میزنید بر بدن. و حسابی به مهمونتون خوش میگذره.

یاااا

وقتی درو باز می کنید میبینید عه این یارو. سریعاٌ درو میبندید و شیش قفله می کنید.

این مثال رو زدم. تا بهتون بگم دقیقا افکار ما هم اینطوری کار میکنن. افکار میان شما نمیتونید از اومدنشون جلوگیری کنید. ولی شمایید که درو باز می کنید یا می بندید. شمایید که درو باز کردید ازشون پذیرایی می کنید نه کس دیگه ای.

پس وقتی افکار منفی اومدن سریعاً درو قفل کنید. به جای اینکه اینهمه ازش پذیرایی کنید سریعاً ازش دور شید. مثلا برید به خونواده کمک کنید. یا برید یه کار دیگه ای بکنید که ازش دور شید.

پذیرایی کردن هم یه مثال میزنم و دیگه میریم گام دوم. مثلا خود من یه مدت سر درد داشتم. شروع کردن سرچ کردن که آقا این سر درد آیا میتونه سرطان باشه؟ گوگل هم رحم نمیکرد. همشو میگفت آره. توهم زده بودم که آقا من بدبخت شدم. بیشتر سرچ می کردم. ویدئو میدیدم. مقاله می خوندم و…

خب در واقع این افکار منفی رو من داشتم چپ و راست بهش آجیل و کیک و چایی میدادم. بعد که بیخیال این موضوع شدم جالب اینجا بود که سر درد من هم برطرف شد.

گام دوم ریفریم کردن راهتونه (reframing)

حالا که پرونده افکار رو بستیم می رسیم به ریفریم کردن. یعنی همه چی رو الان وقتشه خوشگل کنیم.

کاری که شما در ابتدا می کنید اینه که یه هدف خوشگل برای خودتون پیدا میکنید. یک یا بیشتر.

اهداف کلی نه. اهدافی مثل:

  • میخوام سلیس شم.

  • میخوام با یه خارجی ازدواج کنم

  • میخوام سفر کنم

اینا به هیچ دردی نمیخورن.

شما میاید اهدافی انتخاب می کنید که تا جای ممکن ریز شده باشن. مثلا:

  • بعد سه ماه قادر باشم با یه نفر درباره فیلم مورد علاقم صحبت کنم.

  • بعد شیش ماه قادر باشم در آیتلس نمره 6 بیارم

  • بعد نه ماه قادر باشم هر مطلبی که تو مجله نیویورک تایمز هستش رو بخونم.

خب اینا خیلی دقیقه و یه تصویر روشن به شما میده. یعنی شما میدونید چی میخواید. و صد البته همشون ددلاین دارن. شما یه قله گذاشتید جلوتون و قراره برید از کوه جلوتون بالا تا برید به اون قله سه ماهه، شش ماهه، نه ماهه و…

بعد میاید بسته به همین اهداف منبعی رو انتخاب می کنید که به شما بخوره.

یعنی: اگه مثلا هدفتون مورد اوله. خب مشخصاً شما نیاز به این دارید درباره فیلم ها بدونید. و بدونید چطور منظورتون رو درباره اون فیلم ها برسونید. پس منابع شما میشه فیلم ها.

اگه هدفتون دومیه پس یه پایه ریزی انجام میدید و بعد میرید سراغ منابع آیلتس و در قالب اون مطالعه میکنید.

اگه هدفتون سومیه رو نیویورک تایمز متمرکز میشید و سعی میکنید لغات استفاده شده در اون رو یاد بگیرید و…

اینجوری دقیقاً میدونید چی میخواید و باید از چی استفاده کنید. پس وقتتون بهینه مصرف میشه و به هدفتون میرسید. و وقتی به هدف های کوتاه مدت و بلند مدتتون میرسید سریعاً احساس پیروزی و فتح قله بهتون دست میده و بازم تشنه موفقیت میشید.

حالا این منابعی که انتخاب می کنید اینجوری نیست که آقا ما بریم یهو فیلم ببینیم. منابع هم باید به زور شما بخورن.

شما برید باشگاه بدنسازی. (عه بازم گفت بدنسازی، پارسال طراحی بود امسال بدنسازی)، برید باشگاه بدنسازی زورتون به وزنه 2 کیلویی برسه. آیا وزنه 10 کیلویی بر میدارید؟ خیر.

آیا وزنه یک کیلویی بر میدارید؟ خیر

آیا با همون دو کیلویی تمرین می کنید؟ بازم خیر.

شما می خواید پیشرفت کنید. پس وزنه مثلا 3 یا 4 کیلویی بر میدارید تا بهتون فشار وارد کنه. اون فشار باعث میشه شما بهتر و بهتر بشید و زورتون بیشتر شه. چون بدن نا خودآگاه مجبوره با شرایط جدید خودش رو هماهنگ کنه که این میشه رشد.

زبان هم به شکل باورنکردنی این شکلیه. کلا همه مهارات اینجوریه.

شما یک منبع رو انتخاب می کنید که نه سخت باش نه آسون بلکه یکم شمارو اذیت کنه. مثلا شاید این منبع میتونه برای شما دوره انگلیسی بدون تلاش باشه. از کودکانه ( وزنه یک کیلویی) سخت تره و از انگلیسی قدرت ( وزنه ده کیلویی) آسون تره. که میشه همون دور و وره وزنه 4 5 کیلویی.

اینجوریه که رشد میکنید. با گریه و ناراحتی که موفق نمیشه آدم.

ضمناً یادتون باشه، اگه موفقیت اینقدر ساده بود که همه موفق میشدن. اگه بدن فیت داشتن آسون بود همه الان سیکس پک داشتن. شکم در آوردن یا لاغر استخونی بودن که کاری نداره. اون موفقیت در بدنسازی سخته. حالا این آدمای زیادی لاغر و زیادی چاق میان تهش موفقیت رو میبینن میگن طرف آمپولیه.

نه اون تلاش پشت صحنه و استراحت و خورد و خوراکشو دیدن نه هیچی.

زبان هم همینطوره. زبان ندونستن هم کاری نداره. میشه نشست بهونه های مختلف آورد. از نداشتن استعداد بگیرید تا منابع و حوصله و وقت و…

بزارید یه راز باهاتون در میون بزارم. هر کی این بهونه ها رو میاره دروغ میگه. همه وقت دارن، همه استعداد دارن ولی یه بهونه برای قانع کردن خودشون پیدا میکنن که حس خوبی بهشون دست بده. آها یارو آمپولیه.

ضمناً در نظر داشته باشید که گاهاً مربی هم میتونه بهتون کمک بسیاری کنه. مربی زبان استخدام کنید تا به روند پیشرفتتون کمک کنه.

سوالی بود در خدمتم.


#54

عالی بود مرسی:heart_eyes::heart_eyes::heart_eyes:


#55

سلام وقتتون بخیروشادی
احوال شما؟
خیلی خیلی از اینکه وقت گذاشتیند وپیامم روخوندیدبااینکه واقعا طولانی بودبینهایت سپاس گزارم.تشکرازصمیم قلب:rose::rose::rose:
راهنمایتون برام بسیارمفیدبود ذهنم رو روشنترکرد۱دیدنسبتاخوب برام بازکردوالان راحتترمیتونم انتخاب کنم وازکجاقدم اولم‌رو بردارم
امابینهایت سوال دارم.
اگه براتون دردسر نباشه ومزاحم اوقات شریفتون نشه هرازگاهی ازتون راهنمایی بگیرم هرچندمقاله هاتون حرف نداره خیلی خیلی ممنون و سپاس.
امادرموردوقت که فرمودیند طبق مقاله های شما که درسایت گذاشته بودیدومطالعه شون کردم همیشه میدونستم وقت تادلتون بخواد داشتم چه قبل وچه الانم بااینکه سرکارودانشگاه هستم چه روزهای خالی وچه وقت مرده.بااینکه همیشه آرزوم بودکه بتونم انگلیسی صحبت کنم وبتونم آیلتس امتحان بدم و بورسیه بگیرم اماهرگز نتونستم حتی یک قدم بردارم بااینکه ۵سال تمام وقتم روصرف کلاس زبان کردم وهیچی عایدم نشدجز۱سری قواعدوگرامروکلمات که همیشه تکرارشدندوهیچوقت هم متوجه نشدم چطورمیشه استفاده شون کردبعد هم دوره های زبان رو ول کردم والان هیچکدوم روبخاطر ندارم.
بهرحال این داستان شماوراهکاروهدفهای که مثال زدید واینکه نوع سطح ام رو چطور انتخاب کنم واقعاباعث شادیم شدوامیدوارم دراین راه ثابت قدم باشم وبعدازمدتی بتونم رشدکنم.بخصوص بخاطر رشته ی تحصیلیم که سرکلاس واقعااذیت میشم که بچه های کوچکترازمن چطورانگلیسی رومیخونند و متوجه میشند ومن هیچی.
بااین حال هیچوقت بااین دیدکه شماوضعیت رو توضیح دادیدهرگزنگاه نکرده بودم.
سرتون رو درد آوردم واقعاشرمنده ی لطف و محبتتون شدم:rose::rose::rose::rose::rose::rose::rose::rose::rose::rose::rose:


#56

سلام آقا کامبیز همیشه ممنونتون هستم
یه راهنمایی میخواستم. سطح زبانم پایینه.اما میخوام به صورت جدی هم برای کنکور ارشد و هم برای آیلتس خیلی خیلی پیشرفت کنم ولی نمیدونم چکار کنم! فعلا فقط منظورم از زبان همینه. و راستش من دوس دارم مثه آزمون های آزمایشی زبان بخونم یعنی هر ماه خودمو بسنجم اما اپلیکیشن ها اینو ندارند… یه راهنمایی کلی و خوب میفرمایید دررابطه با کنکور ارشد. کنکوری خوندن رو دوست تر دارم. راستش احساس میکنم توی کنکوریش پیشرفت کنم انگیزم و عملم برای روش زبانشناس خوندن بیشتر میشه و راحتتر میتونم بخونم


#57

سلام آقا میثم عزیز. زنده باشید.

عذر میخوام این چند روز درگیر کتابهای دوستان بودم نشد به سوالات پاسخ بدم ولی همیشه لیست میشن سوالات سعی میکنم در اسرع وقت پاسخ بدم. این دفعه اسرع وقت شد 2 روز

ببخشید

اما برسیم به صحبتاتون.

دقیقاً سطح پایین یعنی چقدر؟ میشه با ذکر مثال بگید؟

مشکلی با این موضوع وجود نداره. میشه یه سری اهداف کوتاه مدت گذاشت در قالب اونا با پارتنرتون مکالمه کنید تا سطحتون رو بتونید بهتر ارزیابی کنید. ( ما با مکالمه کار داریم بیشتر، چون مکالمه معیار زبان مناسبیه نه آزمون ها)

بطور مثال شما قصد دارید در قالب آیلتس پیشرفت کنید. خب آیلتس یه سری سوالات هست. شما این ماهی که دارید زحمت میکشید تمرین میکنید میتونید در کنار تمریناتتون به اون سوالات بپردازید. بعد سر ماه برید با پارتنر یا مربیتون اون سوالات رو کار کنید. اگه خوب جواب دادید دمتون گرم. اگه نه مشکلی نیست یه گام بر میدارید عقب میبینید مشکلتون کجا بوده و برای ماه آتی رو اون برنامه میچینید. سر ماه رسید دوباره این کارو تکرار میکنید تا سطح مکالمتون کم کم بهتر از قبل بشه.

قبلا هم تاکید شد ( در پست بالا) که حتما باید اهداف مشخص و قابل لمس باشه.

حتی برای کنکور هم میخواید بخونید باید اینکارو کنید. باید بدونید چقدر لغت در پایان ماه میخواید بلد باشید. و در پایان ماه رو همونا بیاید از خودتون ارزیابی بگیرید و…

متاسفانه بنده تجربه ای در زمینه کنکور ندارم. نمیتونم راهنمایی تخصصی کنم. بهتره از دوستانی که در این زمینه تخصص خوبی دارند و نمرات خوبی آوردن بپرسید.

چیزی که من میدونم اینه که کنکور و نمرات بالا ملاک خوبی برای اینکه بگیم شما زبانتون خوبه نیست. چون زبان اونجوری کار نمیکنه.


#58

سلام
دوست عزیزمون برای کنکور به لغات 504 و تافل و … که بیشتر آکادمی و پرکاربرد هستند و بیشتر فعل و صفت هستند نیاز دارند که بنده کتاب های زبان عمومی زیر ذره بین رو در اینباره توصیه میکنم.
قبلش به لغات دببرستان هم لطفا یه نگاهی بندازید.


#59

خود بنده قبل از آشنایی با زبانشناس کتاب های زبان عمومی زیز ذره بین رو با انکیدروید حفظ کردم. اما حالا اهداف بلندتری نسبت به آزمون دادن دارم.