چالش ششم «My POV» با عنوان «Happy Anniversary»

my-pov
چالش ششم «My POV» با عنوان «Happy Anniversary»
0

#481

وویس روز سوم

وویس روز چهارم

وویس روز پنجم

وویس روز پنجم تلفیقی از داستان کوتاه نجات یافته از تایتانیک و داستان پناهجویی از سوریه با همین چالش فرانکیه.
ممنون که گوش میدید

Screenshot_۲۰۱۷۱۰۰۸-۱۰۴۰۱۰
تصویر کمتر دیده شده از لولا


#482

خیلی خوب هستید شما، عالی چقدر خوب که داستانها رو تلفیق میکنید. :clap:


#483

عزیزمی ای جان
چشم ایندفه اروم تر میخونم گلم :heart_eyes::heart_eyes::heart_eyes::heart_eyes:


#484

سلام مرحبا به سطح و خلاقیت شما:clap::clap::clap::clap:
راستش من هیچ کدوم از دو داستان کوتاهی که فرمودینو نخوندم اصلشو ولی خیلی عالی که تلفیق میکنید مرحبا عزیزم :heart::heart::heart::rose::rose::rose::rose::rose::rose:


#485

:joy::joy::joy::joy:
تصویر کمتر دیده شده از لولا :raised_hand_with_fingers_splayed::joy:

چه پایان آموزنده ای :clap::clap::grin:


#486

عالی بود، خدا خيرت بده کلی خندیدم
تصویر کمتر دیده شده از لولا. :joy: :joy:


#487

آخی گناااااداره زبون بسته :sweat_smile::heart_eyes::sweat_smile::joy:
خیلی عالی بود
هم وویست
هم خلاقیتت
هم صدات
هم همه چی
احسنت
:clap::clap::clap::clap::clap::clap:


#488

:heart_eyes:[quote=“ala, post:482, topic:6948, full:true”]
خیلی خوب هستید شما
[/quote]

خیلی ممنونم عزیزم.البته که به پای شما نمبرسم :heart_eyes::heart_eyes:

خیلی ممنونم عزیزم از تعریفتون :heart_eyes:

این رو آوردم تا به عمق فاجعه عدم تناسب پی ببریم :joy::joy:

انشالله همیشه بخندی عزیزم.ممنون که گوش دادی :heart_eyes:

تا درس عبرتی باشه برای بقیه بره ها با یه قورباغه ازدواج نکنن بعدش هم نرن دریانوردی خب :sweat_smile::sweat_smile::sweat_smile:ممنونم بابت انرژیهای مثبتی که فرستادی


#489


ویس دوم,

ویس سوم

ویس چهارم

اینم ویس پنجم,
بچه ها ویس پنجم برام سخت بود چون به جا استفاده کردن بعضی از عبارات رو نمیدونستم, در اواخر داستانم جمله مارک فراموش کرده بود رو نمیدونستم چه ساختار گرامری داره, حدسی یه چیزی گفتم.
به هر حال ایراداتی داره اما تلاشم رو کردم.
راستی من برای ویس اخرم داستانم رو نوشتم و از رو خوندم برام سخت بود بداهه بگم, ایشاله تو چالشهای بعدی بیشتر تلاش میکنم.
شرمنده سرما هم خوردم صدام گرفته


#490

چقدر روون با لحجه و تلفظ خوب بیان میکنی, خیلی لذت بردم, به نظرم خیلی تمرین داری, تجربیاتت رو در اختیار ما هم قرار بده,
@sam79 ویس شما رو هم شنیدم شما هم عالی هستین و معلومه حسابی تمرین دارید.


#491

@nasim_yas
آفرین چه خلاقیتی
مثل همیشه نامبر وان :clap:


#492

سلام به همگی

ویس روز پینجم باز گویی بدون متن با کمی تغییر داستان


#493

سلاام @kambiz_mbi
خیلی عالی بود
در واقع بیشتر از اینکه داستانو بشنوم ، سرگرم صداسازی و اکتتون بودم


#494


voice5
وقت نشد تغییرات اعمال کنم


#495

سلام دوستان، آخرین وویس من در چالش ششم. داستان رو سعی کردم تغییر بدهم ولی برای ارائه اش خیلی متمرکز نبودم بخاطر دخترم نشد. ممنون که گوش میدید.

Franki was an actor and his wife, Lola, was an actress. One day they invited for a summer 
festival. They had to show a play without specific plot. But they didn’t have time enough to 
design a good plot. Loal said ' we must succeed to improve our lifestyle, so we need to have a 
good plot.'  Franki said ' we can just wing it.' Lola looked concerned. Franki said ' don’t 
worry , we'll get by as always.' you're phlegmatic' lola said.' And you are impatient, you see.' 
Franki said. The day came and they were late because they were stuck in traffic for half an 
hour. Lola said' I feel stress as I have butterflies in my stomachache'. Suddenly it dawned on 
Franki that they clould play their own life. A story about a couple that man was phlegmatic 
and woman was impatient. When they went on the stage, people stood to clap them. It led; 
lola's stress cut down and became calm. Finally their ending show associate with happiness 
for both. Franki said ' I told you everything would be ok, just you must be self-confident and 
call upon your force'. 'That’s true, you're right. But you are really lucky devil.'   
Phlegmatic:  خونسرد
have butterflies in my stomachache': دلشوره داشتن (مثل اینکه پروانه ای توی شکم داره بال بال میزنه تعبیر خودم)
lucky devil : خوشانس

#496

آفرییین ، خیلی خلاقانه .
تلفظتون عالیه ، من میپسندم و دوست دارم.
لغتهایی هم که استفاده کردید من تقریبا بلد نبودم که حالا یاد گرفتم
مرسی :rose: :clap:


#497

همچنان تلفظاتون عالیه :clap:


#498

خیلی عالی بود .داستان پردازی و لهجه تون عالی بود.
یه سوال هم دارم .شما الان برای آموزش آلا جان کار خاصی میکنید؟


#499

سلام ممنون از شما @sam79 . خیلی دوست دارم یه روش خلاقانه یاد بگیرم بهش یاد بدم البته آلاء هنوز دو سالش نشده بود تا عدد ۱۰ رو به انگلیسی یادش دادم و احوال و پرسی و معرفی و تا حد کم حروف. بعد دیگه زیاد وقت نمیکردم روی زبانش کار کنم و توی مهد روش مونته سوری باهاشون کار میکنند خودم فقط حرف میزنم باهاش تا حدی که گوشش آشنا بشه. فیلم هم زود حوصله اش سر میره.


#500

خلاقیت و داستان پردازی شما همیشه قابل تحسینه :clap::clap::clap::clap::rose: