نگاهی به کتاب اخلاق رنج محور (Suffering-Focused Ethics)

نگاهی کوتاه به رمان تِس از خانواده دوربرویل، نوشته توماس هاردی:

نویسندگان بسیاری در تاریخ ادبیات از فلسفه شوپنهاور تأثیر گرفته اند. نویسندگانی مانند تولستوی، چخوف، توماس مان، ساموئل بکت و مارسل پروست از این دسته اند. نویسنده بریتانیایی، توماس هاردی نیز یکی از آنهاست. در این رمان حتا یک بار نام شوپنهاور هم آمده است. جبرگرایی خاصی بر این کتاب حکمفرماست و بارها واژه fate در آن تکرار میشود. همچنین از زبان شخصیت های داستان بارها جملات و عباراتی مانند ای کاش هرگز به دنیا نیامده بودم، زندگی فلاکت بار، طبیعت کور و … بیان می شود. جدا از محتوای غنی داستان، این رمان تراژیک از جنبه زیبایی شناختی هم یک شاهکار چشمگیر به شمار می رود.

توماس هاردی ابایی از بدبین دانستن خود نداشت. او در جایی گفته است:

I know people say I’m a pessimist; but I don’t believe I am naturally; I like a lot of things so much; but I could never get over the idea that it would be better for us to be without both the pleasures and the pains; and that the best experience would be some sort of sleep.

میدانم که مردم من را بدبین می نامند. ولی فکر نمیکنم که به طور ذاتی یک بدبین هستم. من چیزهای بسیاری را دوست دارم. ولی نمیتوانم این فکر را از ذهنم بیرون کنم که برای ما بهتر این بود که هیچ لذت و رنجی را احساس نمی کردیم و اینکه بهترین تجربه نوعی در خواب بودن بود.

همچنین:

People call me a pessimist; and if it is pessimism to think, with Sophocles, that ‘not to have been born is best,’ then I do not reject the designation.

مردم من را بدبین می نامند. اگر بدبینی همان باشد که سوفوکل میگفت: هرگز زاده نشدن بهترین است، پس من این نامگذاری را می پذیرم.

لینک مرتبط:

2 پسندیده