أَلا تَفَكَّرتَ قَبلَ النَسلِ في زَمَنٍ
بِهِ حَلَلتَ فَتَدري أَينَ تُلقيهِتَرجو لَهُ مِن نَعيمِ الدَهرِ مُمتَنَعاً
وَما عَلِمتَ بِأَنَّ العَيشَ يُشقيهِشَكا الأَذى فَسَهِرتَ اللَيلَ وَاِبتَكَرَت
بِهِ الفَتاةُ إِلى شَمطاءَ تَرقيهِوَأُمُّهُ تَسأَلُ العَرّافَ قاضِيَةً
عَنهُ النُذورَ لَعَلَّ اللَهَ يُبقيهِوَأَنتَ أَرشَدُ مِنها حينَ تَحمِلُهُ
إِلى الطَبيبِ يُداويهِ وَيَسقيهِوَلَو رَقى الطِفلَ عيسى أَو أُعيدَ لَهُ
بُقراطُ ما كانَ مِن مَوتٍ يُوَقّيهِآیا قبل از آن که فرزندی بیاوری اندیشیده ای که در چه دوره ای زندگی می کنی تا بدانی او را کجا می اندازی.
به او امیدواری در حالی که او از نعمت های روزگار محروم است و تو نمی دانی که زندگی او را بدبخت می کند.
او از درد، بی تابی می کند و تو باید شب را بیدار بمانی و زن جوان باید صبح زود بیدار شود تا او را پرورش دهد.
مادرش نزد فالگیر می رود تا بلایا را از او دور کند و خدا او را نگه دارد.
و بدتر از مادرش تو هستی که باید او را نزد طبیب ببری تا مداوایش کند و شفا یابد.
و البته اگر این کودک را نزد عیسی ببری یا بقراط هم معاینه اش کند باز هم نمی توانند او را از مرگ برهانند.
أَيا سارِحاً في الجَوِّ دُنياكَ مَعدِنٌ
يَفورُ بِشَرٍّ فَاِبغَ في غَيرِها وَكرافَإِن أَنتَ لَم تَملِك وَشيكَ فِراقِها
فَعِفَّ وَلا تَنكِح عَواناً وَلا بِكراوَأَلقاكَ فيها والِداكَ فَلا تَضَع
بِها وَلَداً يَلقى الشَدائِدَ وَالنُكراای کسی که در آسمان پرواز می کنی بدان که دنیای تو چون معدنی است که همواره شر از آن بیرون می آید پس در جای دیگری لانه بساز.
هر لحظه ممکن است اینجا را ترک بگویی پس عفّت پیشه کن و با زنان یا دختران باکره ازدواج نکن.
والدینت تو را در این دنیا انداخته اند ولی تو نباید فرزندی بیاوری که با سختی ها و بدی ها دست و پنجه نرم کند.
تَثاءَبَ عَمروٌ إذ تَثاءَبَ خالِدٌ
بِعَدوى فَما أَعَدَتنِيَ الثُؤباءُاگر خالد خمیازه بکشد عمرو هم می کشد چرا که مسری است و من نگذاشتم فرزندآوری بشر به من سرایت کند.
أعدى عدو لابن آدمَ خلتُه
ولد يكونُ خروجُه من ظَهرهبدترین دشمن فرزند آدم را بچه خودش می دانم که از پشت خودش بوجود آمده است.
خِصاؤُكَ خَيرٌ مِن زَواجِكَ حُرَّةً
فَكَيفَ إِذا أَصبَحتَ زَوجاً لِمومِسِوَإِنَّ كِتابَ المَهرِ فيما اِلتَمَستَهُ
نَظيرُ كِتابِ الشاعِرِ المُتَلَمِّسِفَلا تُشهِدَنَّ فيهِ الشُهودَ وَأَلقِهِ
إِلَيهِم وَعُد كَالعائِرِ المُتَشَمِّسِاخته شدن تو بهتر از آن است که با زنی آزاده ازدواج کنی چه برسد به آن که آن زن ناپاک باشد.
سند ازدواج با بدبختی هایی که برایت می آورد مثل نامه ملتمس است.
پس برای ازدواجت شاهد نیاور، سند را جلوی آنان بینداز و مثل شتر رم کرده فرار کن.
ابوالعلاء معرّی در بوته نقد ادب تطبیقی، نوشته نرجس توحیدی فر، انتشارات شفیعی





