تالار زبانشناس

دست نوشته های انگلیسی من - داستان اول - خواب بد

سلام به دوستان.

میدونم این برای خیلیاتون تکراریه. ولی تصمیم گرفتم ورژن متن شدش رو بزارم داخل اینستاگرام. واسه همین اینجا هم میزارم.

این داستان رو من پارسال نوشتم.

نظرتون چیه؟ آیا دوست دارید بیشتر نوشته بشه از این داستانها؟

دیگر

برای دسترسی به سایر واژگان اینجا کلیک کنید

شما هم اصطلاحی بلدید که دوست دارید آموزش داده شه؟ به ما پیام خصوصی بدید تا بررسی کنیم و براتون کلیپشو بسازیم.

لینک این ویدئو در اینستاگرام
لینک این ویدئو در تلگرام


برای حمایت از ما کلیپ هارو در شبکه های اجتماعی به اشتراک بزارید و مارو دنبال کنید.

image تلگرام image اینستاگرام image آپارات image یوتیوب

22 Likes

سلام
من اینجور داستان ها خیلی خوشم میاد این رو قبلاً در تالار صوتش رو شنیده بودم عالی بود تا مرز سکته رفته بودم :dizzy_face:
یه داستان دیگه ام داشتید یادم نمیاد فقط می‌دونم اژدها :dragon: هم داشت اونم کلیپ کنید داستانش قشنگ بود

10 Likes

سلام

خیلی خوب بود. مخصوصا صداگذاری‌ها.

به شرطی که ترسناک نباشه :rofl:

من هنوزم منتظر داستان اژدها هستم

8 Likes

سلام
یلداتون مبارک
طرح بسیار خوبیه، فقط حیف که از نظر بصری طرح ثابتی داره…

من کاملا موافقم

5 Likes

نه آقا
ترسشو بیشتر کن… :crazy_face:

6 Likes

سلام بر مربی توانمند بسیار عالی. :grin::clap::clap:
منتظر داستان های خوفناک و جناحی هستیم. از اینا که یهو یچیزی هم وسط صفحه ظاهر میشه آدم تا مرز سکته میره.
مرسی :joy:
دوستان داستان اژدها @pari

7 Likes

سلام سلام
بله خیلی هم خوبه :ok_hand:
همون داستانایی که گفتین میخواستین ادامه بدین رو اینجا میشه پیاده سازی کنید :+1::+1:

4 Likes

ایستاده دست میزنم برات.
واقعا یه دونه ای
پرام ریخت.
قطعا منتظر بعدیش و همچنین بعد از بعدیش هستم

9 Likes

سلام . خیلی عالی بود ، دمت گرم :rose: لذت بردم
خصوصا افکت صوتی خوبی هم داشت ، گرچه طرفدار جیغ آخرش نیستم :joy:
(کلا از این فیلمای ترسناک که یهو کلوز آپ یه چهره ی کریه رو نشون میده هم خوشم نمیاد :grin:
به نظرم ترس باید زیر پوستی و عمیق باشه )

جملات داستان هم خیلی خوب بود و فضا سازی خوبی برا شنونده انجام دادی :clap:
در مورد ایده داستان هم میتونم بگم
که بسیار خلاقی :rose:
و منتظر داستان های بیشتری هستم

6 Likes

سلام و وقت بخیر
از لحاظ فوت و فن های تدوین خیلی عالی بود صداتون هم پر احساس بود و به بیننده این احساس منتقل میشد
ولی بزرگترین اشکال این بود که من به شدت به اینجور فیلم ها و داستان ها که مروج خشونت و خودکشی و امثالهم هستم مخالفم چون بعد از ۱۰ بار ۲۰ بار و… در ضمیر ناخوآگاه تثبیت میشن این صفات و بعضا به یک امری عادی تبدیل میشن
حیفه جوان پرتلاش و خلاقی مثل شما زحماتش بشه تبلیغ برای خشونت و خودکشی و…
در کل پیروز و سربلند باشین

1 Likes

سلام،
آقا کامبیز فوق‌العاده بود، دمت گرم :+1: :+1:

3 Likes

شما ده بیست بار نگاه نکنید …

3 Likes

داستان رو من خیلی وقته نوشتم. فقط پایانش رو نمیتونم جمع کنم

In a world where everything was dominated by the noises of the traditional methods. Where the learners themselves were being mocked by their textbooks. There was a village named Zabanshenas.

The people were happy. They were communicative, friendly and humble. They helped each other all the time. Laughter, happiness and success were common among the members.

But one day something horrible happened. A dragon attacked the village and made the people unhappy.

King Hossein Naseri decided to find a solution to this problem. At first, he tried to talk and negotiate.

He said “ What is your name Mr. dragon?”

The dragon uttered a high-pitted roar and said “ I am the grammar dude. I love to Study Grammar. If someone doesn’t go to English classes I’ll nag like a little wimp and try to make them feel bad. If they make a mistake I laugh at them and call them stupid. If they don’t use textbook I feel insecure because if they succeed I’ll lose my job. You know what? That’s why I came up with a lot of lies like “ teaching English in 3-6 months”…”

The king said “I don’t think everything is grammar. Mistakes are like a bridge to success if you learn from them. English learning must be fun and entertaining.”

“Enough with this nonsense…” The dragon uttered angrily. “ I’m here to destroy everything”

The king found out the dragon is such douche so he tried to make him happy so the people could live their lives.

At first he gave him a free premium account but the dragon took it and continued attacking the village.

Then the king gave the dragon storybooks, but still the dragon continued being such a pain and attacked the village.

“ enough with these… nothing can stop me”

The king found out dealing with a grammar dude is impossible if he treads lightly. So he asked people to gather in his castle.

People were nervous and afraid.

“ We need a hero…” “We need help”

“People listen. I know someone. Someone from somewhere far, far away. Someone who can restore balance to our nation… he stands alone as the last hope of our people. Let me call him…”

(He calls but he’s not available.”

“Oh sh*t…”

“We are doomed man”

“ It’s fine… It’s fine people. Let me contact him on telegram. Anyone has VPN?”

Someone used shareit and gave him a vpn so the king could contact the hero.

(chats between The king and the hero)

“Hello”

“sup’ dude?”

“How are you Mr. hero”

“I’m doing great my man. How can I help you?”

“ I need you to deal with a dragon.”

8 Likes

این حرف از شما که طرفدار نظریه های روانشناسی هستین بعید بود

من چون گروه زبانشناس رو مثل خانواده خودم میدونم وظیفه دونستم انتقاد و همزمان تمجیدکنم
اگر از انتقاد دلخور میشین دیگه انتقاد نمیکنیم و فقط تعریف میکنیم

1 Likes

این داستان ترویج خودکشی نیست. یک رویاست. و این داستان هم ادامه داشت…

اگر بحث روانشناسی باشه این داستان جنگ روانی دو شخصیت درون یک شخصه. من بد و من خوب.

البته که بنده به انتقاد واکنش خوبی دارم و البته که به تشویق هم مفتخر هستم. ( هر چند به هیچکدوم اینها نیازی ندارم)

شما عقاید خودتون رو دارید بنده هم عقاید خودم رو.

خوشحال میشم با عقاید خودتون که بسیار هم محترم هستند محتوا تولید کنید. خواهشا هم به عقاید دیگران احترام بزارید. این بار اول نیست که شما به مواردی اشاره می کنید که هیچ ربطی به مقصود داستان ندارن.

بنده جسارت نمیکنم. اما خوشحال میشم از این کامنت ها زیر پست من زده نشه. یه نفر بد گویی کنه من مشکلی ندارم. یه نفر بگه محتوات مزخرفه هم مشکلی ندارم.

هم یکی بیاد به من بگه چی خوبه چی بد انگار که من نمیدونم برای من انتقاد محسوب نمیشه و حسابی عصبیم میکنه. مخصوصاً که مواردی که شما میگید اصلا تو عقاید و لایف استایل من نمیگنجه.

زندگی کنید و بزارید مردم هم زندگیشون رو کنن. همه عقل دارن میدونن چی خوبه چی بد. و صد البته همه می تونن دکمه پلی رو با انگشتشون بزنن یا نزن. چیزی از لحاظ روانی بار منفی داره دلیل بر این نمیشه کل دنیا رو ازش پاک کنیم. همه باید یاد بگیرین سلف دیسیپلین داشته باشن.

9 Likes

:joy: :+1:

من سعی می‌کنم یه بررسی بکنم. البته اگه عجله‌ای نیست

یه کار دیگه هم نصف و نیمه انجام داده بودم که خانم @tatym فرستاده بودن. اونو به سرانجام برسونم، بعد میرم سراغ داستان اژدها.‌

6 Likes

me too.I really enjoyed of your history. I fought just my mind very buzy with English words in bed.I like you remembered things sometimes that I gave of the lessons. sounds cool this your Idea. I like it. thanks a lot… .

1 Likes

خدایی من این خصلت شما رو خیلی میپسندم

بله درست میفرمایین تا حدودی

ااقای کشاورز من شما رو استاد و معلم خودم میدونم توی زبان و پیشرفت من مرهون زحمات شماست
و این رو هم بعنوان تعارف های علکی و رودروایستی نمیگم واقعا شما زحمت میکشین و ما استفاده میکنیم اگر لحن انتقاد تند بود عدرخواهی میکنم
اگر انتقادی کردیم عذرخواهی میکنم
امیدوارم که شما و زبانشناس روز به روز موفقتر از قبل بشین

2 Likes