گرامر causative ها چیست؟

از کلمات زیر چه زمانی استفاده می‌شه و حالت passive اونها چیست؟
Make
Get
Have/has
Let

سلام دوست عزیز
گرامر causative در زبان انگلیسی به معنای «وجه سببی» هستش. در این وجه، یک شخص یا شیء باعث می‌شه که شخص یا شیء دیگری کاری رو انجام بده. برای مثال، جملهٔ «I made him go to the store» به معنای «من اون رو مجبور کردم که به فروشگاه بره» هستش.

در گرامر causative، از افعال سببی (causative verbs) استفاده می‌شه. این افعال عبارتند از:

  • Make
  • Get
  • Have/has
  • Let
    make

فعل make در وجه causative به معنای «مجبور کردن» یا «انجام دادن کاری برای شخص یا شیء دیگری» هستش. برای مثال:

  • I made him go to the store.
    (من او را مجبور کردم که به فروشگاه برود.)
  • The teacher made us write an essay.
    (معلم ما را مجبور کرد که یک مقاله بنویسیم.)
  • The wind made the leaves fall.
    (باد باعث افتادن برگ‌ها شد.)

get

فعل get در وجه causative به معنای «انجام دادن کاری برای شخص یا شیء دیگری» هستش. این فعل معمولاً برای درخواست یا باعث انجام کاری شدن یا برنامه ریزی برای انجام کاری استفاده می‌شه. برای مثال:

  • I got him to fix the car.
    (من از او خواستم که ماشین را تعمیر کند.)
  • I got my mom to make me dinner.
    (من از مادرم خواستم که برای من شام درست کند.)
  • He got the dog to fetch the ball.
    (او از سگ خواست که توپ را بیاورد.)

have/has

فعل have/has در وجه causative به معنای «انجام دادن کاری برای شخص یا شیء دیگری» هستش. این فعل معمولاً برای درخواست از کسی برای انجام کاری استفاده می‌شه. برای مثال:

  • I had him fix the car.
    (من از او خواستم که ماشین را تعمیر کند.)
    یا ماشینم رو تعمیر کردم.( خودم این کار رو نکردم و و تعمیر کار این کار رو انجام داد.)
  • I had my mom make me dinner.
    (من از مادرم خواستم که برای من شام درست کند.)
  • He had the dog fetch the ball.
    (او از سگ خواست که توپ را بیاورد.)

let

فعل let در وجه causative به معنای «اجازه دادن به کسی برای انجام کاری» هستش. برای مثال:

  • I let him go to the store.
    (من به او اجازه دادم که به فروشگاه برود.)
  • The teacher let us write an essay.
    (معلم به ما اجازه داد که یک مقاله بنویسیم.)
  • The wind let the leaves fall.
    (باد اجازه داد که برگ‌ها بیفتند.)

لینکهای زیر هم می‌تونه براتون مفید باشه.

1 پسندیده