یادگیری لغات انگلیسی بر اساس ریشه، پسوند و پیشوند

writing
vocabulary
language_learning_tips
یادگیری لغات انگلیسی بر اساس ریشه، پسوند و پیشوند
0.0 0

#1

با سلام به همه دوستان عزیز
یک سوال کاملا تکراری، چگونه لغات انگلیسی را در ذهن ماندگار کنم؟ برخی افراد سعی می‌کنند هر لغتی را که می‌بینند حفظ کنند حتی اگر این لغات چندان در مکالمات واقعی کاربرد نداشته باشند. از طرفی دیگر عده ایی هستند که نمی‌دانند از کجا باید شروع کنند و امیدوارند که لغات بدون تلاش در ذهنشان نقش ببندد. و بالاخره گروهی دیگر هستند که مستقیم سراغ دیکشنری می‌روند و هر نوبت یک حرف از کلمات دیکشنری را حفظ می‌کنند. می‌دانیم که یکی از عوامل مهم توانایی در مکالمه به یک زبان خارجی دارا بودن بانک واژگان قدرتمند است. متأسفانه بسیاری از زبان آموزان برای یادگیری و نگاه داشت لغات از روش مناسبی برخوردار نیستند.
می توان گفت همه چیز به روش یادگیری بستگی دارد، برای آنکه بتوانید به طور مؤثری لغات انگلیسی را فرابگیرید به دو چیز نیازمندید. اول نقشه یادگیری لغات، دوم روش‌های مؤثر حفظ واژگان. باید دانست که حفظ واژگان در قدم اول لزوما به معنی تسلط بر واژگان نیست. آنچه از فراموش شدن لغات جلوگیری می‌کند عبارت است از مرور و استفاده کلمات به تناوب در موقعیت‌های مختلف.

بسیاری از لغات موجود در زبان انگلیسی، همانند سایر زبانها، قابل تجزیه به اجزای ریزتری هستند. شناخت این ساختار کمک زیادی در یادگیری معنای لغت، بخاطر سپاری و همچنین حدس معانی لغات ناآشنا می نماید.
یک لغت از سه بخش پیشوند ( Prefix), ریشه (Stem or root) و پسوند (Suffix) تشکیل میشود. در واقع بسیاری از این پیشوند، ریشه و پسوندها به زبان لاتین و یونانی باز میگردند و تعداد دیگری نیز از زبان اسپانیایی، فرانسوی و ایتالیایی وارد زبان انگلیسی شده اند.
طبق مطالعه ای صورت گرفته توسط زبانشناسان، مجموعه ای از ۲۰ پیشوند و ۱۴ ریشه و چگونگی بکارگیری آنها، بیش از ۱۰۰۰۰ ( ده هزار) معنی لغت را بر ما آشکار میکند! در حالت بدبینانه اگر بگوییم این آمار فقط تا حد ۵۰ درصد صحیح هست باز هم نمی توان اهمیت بسیار بالای یادگیری آنها را انکار نمود.
خیلی لذت بخش خواهد بود یاد بگیریم مثلا لغت circumspect رو به این صورت معنی کنیم.
ریشهcircum به معنای around و ریشه spect هم seeمیشه، لذا در کل همه طرف را دیدن: کسی که هم طرف را میپاید و در نهایت با احتیاط.

%DB%B2%DB%B0%DB%B1%DB%B8%DB%B0%DB%B2%DB%B2%DB%B5_%DB%B1%DB%B4%DB%B1%DB%B8%DB%B4%DB%B2

در زمینه یادگیری لغات مقالات ارزشمندی آقا @kambiz_mbi ارائه دادند. ضمن سپاس مجدد از زحمتهای بی دریغ ایشان، بنده در این تاپیک قصد دارم تجربه خودم بر اساس همین ریشه ها، رو به اشتراک بگذارم. اول در مورد ریشه ها صحبت میکنم. و برنامه به این صورت هست که بر اساس حروف الفبا ریشه و معنی آن رو توضیح میدهم و سپاس کلمات ساخته شده بر اساس آن به همراه ذکر مثال در قالب جمله بیان کنم. صد البته در این قسمت همکاری و مشارکت شما دوستان عزیز در مفید واقع شدن هدف کمک شایانی خواهد کرد.

پس بنام حق شروع میکنم.

قسمت اول: ریشه ها Root
%DB%B2%DB%B0%DB%B1%DB%B8%DB%B0%DB%B2%DB%B2%DB%B5_%DB%B1%DB%B4%DB%B1%DB%B9%DB%B1%DB%B3

فهرست ریشه ها:
ریشه‌هایی که با A شروع می‌شوند
ریشه‌هایی که با B شروع می‌شوند
.

.

ریشه‌هایی که با A شروع می‌شوند:

act, ag
ریشه های act , ag به معنا عمل و فعالیت هست.

Example:

react (verb): to act in response to something
o re + act
o How did he react when he heard the news?

agent (noun): something which acts or acts upon something else
o ag + ent
o The travel agent helped her purchase the tickets.

active (adjective): involving movement, moving about
o act + ive
o Joan is an active child.

agitate (verb): to excite, to disturb, to stir up
o agit + ate
o The washing machine agitates the load of laundry.

agile(adjective): involving movement,
o ag + ile
o Monkeys are very agile climbers

در مورد agile این توضیح را اضافه کنم که این لغت به معنی فرز و چالاک هست. ریشه ag همانطور که گفته شد به معنی فعالیت هست، میمون موجود فرز و چابک و فعالی هست ولذا agile می باشد.

;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;
aud,audit,aur

کلمات ساخته شده بر اساس این ریشه ها به حس شنوایی مربوط می شوند.

audible ( adjective): can be heard
o aud + ible
o Your voice is barely audible over the sound of the train whistle.

auditorium (noun): a place where one goes to hear something
o audit+ orium
o The band played in the school aud itorium

• auricular
o aur + ic + ul + ar
o The auricular ability of the cat is well-known.

• audiogram (noun)
o aud + io +gram
o An audiogram did not demonstrate any hearing loss

• audiology (noun)
o aud + io +logy
o This is usually the procedure in every audiology clinic before considering a hearing aid fitting

• audiometric (adj)
o aud + io +metric
o All children passed a standard audiometric screening, using a portable audiomete

• audiophile (none)
o aud + io +phile
o I am not an audiophile, thank God; I do not want to listen to my speakers more than I listen to the music.

لازم به ذکر هست که audiophile به شخص موسیقی دوست گفته می شود.

;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;

am, ami

کلمات با این ریشه به معنای دوست داشتن، دوستی و مهربانی هست.

Origin
Late Middle English: from Old French amitie, based on Latin amicus ‘friend’.

amorous (adjective): loving
o amor + ous
o The actor played an amorous role.

amiable (adjective) friendly, agreeable
o ami + able
o He seems to be an amiable man.

amicable (adjective): friendly
o amic + able
o The two neighbors came to an amicable decision about the fence.

amity (noun): Friendly relations
o ami + ty_
o Our commitment to peace, dialogue and amity between the two countries remains

family (noun):A group consisting of two parents and their children living together as a unit.
o f+ami + ly_
o Eighty three percent of families are on some sort of benefit.

;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;

anim

کلمات با این ریشه به معانی زندگی و روحیه (life & spirit) ، نیت معمولا نیت بد و کینه، اراده و خواسته هست.

Origin
Late Middle English: from Latin

animal (noun): a living creature
o anim + al
o A cat is an _anima_l.

animate (verb): to give spirit or support, to supply movement
o anim + ate
o The artist animated the cartoon.

animosity (noun): hostility, ill will
o anim +osity
o There isn’t any animosity between us.

  • توضیح لغت animosity : این لغت به معنی دشمنی ، خصومت هست. همان طور که اشاره شد anim معنی نیت معمولا نیت بد هست. کسی که خصومت دارد دارای نیت بد می باشد.

animus (noun): Motivation to do something,Hostility or ill feeling
o anim +us
o Soelle’s animus toward the church is just as implacable.

magnanimous (adj): Generous or forgiving, especially towards a rival or less powerful person
o magn +anim+ ous
o He always showed a wonderful degree of sportsmanship and in victory or defeat was magnanimous to the other side.

توضیح: anim یعنی نیت و اراده، magn : دارای خاصیت مغناطیس و جاذبه
انسانهای بزرگوار، بخشنده، نجیب و دارای نیتهای خوب magnanimous اراده کنند مثل آهن ربا دیگران را جذب خود میکنند.

unanimous (adj): (of two or more people) fully in agreement.
o un +anim+ ous
o the doctors were unanimous in their diagnoses

توضیح: un و uni به معنی one یکی هست. anim هم نیت و اراده، ous پسوند صفت
unanimous افرادی که دارای یک نیت هستند، هم رای و متحد

;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;

aster , astro

کلمات با این ریشه به معانی بخت و ستاره هست.

Origin
Late Middle English: via late Latin from Greek

asterisk (noun): A symbol (*) used in text as a pointer to an annotation or footnote
o aster+ isk_
o Everything should have asterisks and footnotes.

astrologer (noun)(also astrologist) : A person who uses astrology to tell others about their character or to predict their future.
o astro + log+er
o he was advised by astrologers to delay his departure.

توضیح: log به معنی مطالعه و شناسی هست که در آینده این ریشه معرفی می شود.

astronaut (noun): A person who is trained to travel in a spacecraft
o astro+ naut
o We can picture exactly what he meant because we have now seen film of astronauts orbiting the Earth in spacecraft.

توضیح: naut مخفف nautical به معنی وابسته به دریانوردی هست، تجسم کنید لغت astronaut ، در بین دریایی و فضایی از ستاره ها درنوردی کردند لذا معنی لغت فضانوردی می شود.

disaster (noun): A sudden accident or a natural catastrophe that causes great damage or loss of life
o dis+ aster
o You know, we just don’t cope with disasters on this scale

توضیح: dis پیشوند منفی ساز هست، disaster نداشتن بخت و اقبال: فاجعه، مصیبت

;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;

ann, annu, enni

کلمات با این ریشه به معانیyear ، نیت معمولا نیت بد و کینه، اراده و خواسته هست.

Origin
English: from Latin

annals (noun): record of events, historical records
o ann + al + s
o The annals of the organization are kept in notebooks.

annual (adjective): yearly
o annu + al
o She is planning on going to the company’s annual meeting.

annuity (noun): money payable yearly
o annu + ity
o Joan is going to invest her annuity in the stock market.

anniversary (noun): the yearly celebration of an event
o anni + vers + ary
o John’s parents will celebrate their wedding anniversary in April.

perennial (adjective): enduring, persisting for several years
o per + enni +al
o I would like to buy some perennial plants.

biennial (adjective): occurring every two years; lasting two years
o bi + enni + al
o This biennial festival took place in late June, beginning in 1961 and ran for 28 yearsce.

توضیح: bi پیشوند عددی به معنی two

decennial (adjective): Recurring every ten years, Lasting for or relating to a period of ten years
o dec + enni+ al
o the decennial census.

توضیح: dec پیشوند عددی به معنی ten

centennial (noun): Relating to a hundredth anniversary, of or pertaining to a period of 100 years
o cent +enni + al
o centennial celebrations

توضیح: cent پیشوند عددی به معنی hundred

bicentennial (noun): The two-hundredth anniversary of a significant event
o bi + cent +enni + al
o a year-long celebration marking the bicentennial of Poe’s birth

millennial (adjective): Denoting or relating to a period of a thousand years
o mill + enni + al
o the current increase in hurricanes is only a small fluctuation within this longer millennial cycle

توضیح: mil پیشوند عددی به معنی thousand

پ.ن ۱ : در روزهای آتی این پست ریشه های دیگر با حرف آغازی A اضافه خواهد شد.
پ.ن ۲ : در بعضی از کلمات فوق علاوه بر ریشه، ممکن است دارای پسوند یا پیشوند هم باشد. با توجه به اینکه هدف فعلی ریشه می باشد لذا با یادگیری پسوند و ریشه در آینده قطعا تسلط بهتر بر لغات ایجاد خواهد شد.

پ.ن ۳ : شاید این سوال پیش بیاید که آیا هر کلمه ای مثلا دارای am, ag حتما قابل تحلیل به ریشه am یا ag هست. به طور قطع خیر. به قولی هر گردی گردو نیست. اما با یادگیری پیشوند و پسوند علاوه بر ریشه ها می توان به تسلط بهتر در این زمینه دست یافت.


#2

سلام موضوع بسیار جالبی رو در نظر گرفتید.پیشاپیش ممنون از زحماتتون.


#3

سلام دوست عزیز.خیلی ممنونم ازبه اشتراک گذاشتن این تجربه مفید.باشماموافقم به چنددلیل:منوبه یادیکی ازبهترین دبیران دوران دبیرستانم انداختید،دبیرادبیات بسیارتواناییکه تااخرعمرمدیون زحمات بیدریغشون هستم،همیشه به ما توصیه میکردن برای یادگیری وبه ذهن سپردن یه کلمه یااصطلاح سعی کنیدریشه اون کلمه روپیداکنید.درتمام دوران دانشجویی وبعدا،از شروع زمان تدریسم تاالان سعی کردم باهمین روش بادانش آموزانم جلوبرم،درواقع تجربه عملی این روشوداشته ام.واززمان یادگیری زبان هم خیلی بهم کمک کرده این روش جستجوی ریشه لغات یاپیداکردن هم خانواده کلمات ومثلا درانگلیسی به توصیه یکی ازاساتیدخوبم،پیداکردن فعل،صفت واسم. این روزابه شدت مشغله های فکری وکاریم زیاده،امیدوارم تویه فرصت مناسبتربهتربتونیم درینباره به تبادل تجربیات بپردازیم. بازهم ازشمادوست خوبم ممنونم. دلم میخواست درحدکمیم هم شده ازتون سپاسگزاری کنم.موفق وپایدار باشید.


#4

سلام و ممنون از شما.

این فوق العاده خواهد بود من در حد عالی مسلط بر این موضوع نیستم. فقط این بیان چند ماه تجربه مفیدم در برابر چند سال به سایر روش ها تقریبا نامفید هست. و خیلی خیلی خوشحال میشم در این راه یاریگرمان باشید. ممنونم از شما


#5

موضوع جالب و مفیدیه, ممنون که به اشتراک گذاشتید,
فقط اینکه سایتی, هست که ریشه کلمه رو دربیاره و مترادف و متضاد رو بگه؟
در مورد همکاری که گفتید ما چکار میتونیم کنیم؟


#6

سایت خاص که بتونم معرفی کنم و مستقیم استفاده کنید خیر. من خودم معمولا از همه سایتها استفاده میکنم. چون دیدگاهها مختلف هست در یک سایت مثلا از لحاظ اینکه ریشه مربوط به چه کشوری بوده بررسی میکنه، گاهی مثلا در حیطه معانی مثلا اونهایی که مربوط به مکان جدا، مربوط به زمان هم جدا. من قصدم این هست هر ریشه را تا یه مدت هر روز لغت اضافه کنم. تا معنی ریشه ها بهتر در ذهن تثبیت بشه.

هر مطالعه ای که انجام میدهید اگر لغتی با ریشه ای که در حال بررسی هست مواجه شدید به اشتراک بگذارید. مثلا امروز یا چند روز دیگه لغت با این دو ریشه دید ممنون میشم همراه جمله به اشتراک بگذارید. باور کنید این روش خیلی سریعتر از روشهای دیگه ای که من طی این چند سال امتحان کردم جواب داده.


#7

سلام
روش فوق العاده جذابی رو به ما معرفی کردید که‌ نتیجه بخش بودنش رو میشه در قدرت نوشتاریتون مشاهده کرد

حتما من هم‌ مشارکت خواهم کرد :blush:
ممنونم از معلمین بی ادعای تالار، همچون شما :purple_heart:


#8

سلام، ممنون از اظهار لطفتون بله واقعا روش تاثیرگذار و مثبتی برای خود من و افزایش دایره لغاتم بوده. امیدوارم برای دوستان هم مفید واقع بشه.

حتما حضور و کمک شما ارزشمند و قابل ستایش هست.

این نهایت لطف و حجم محبت شما باعث شرمندگی من شد. کوچکتر از این هستم که معلم خطاب بشم. ممنونم از شما


#9

سلام دوست عزیز و مستعدم
کاری که شروع کردید بسیار ارزشمند و تاثیر گذاره.:pray:
امیدوارم در کنار شما و دوستان دیگر مجددا بتونم زبان بخونم.


#10

سلام بانو، ممنون از لطف شما.

شما ثابت کردید که شخص با اراده و مادر مسئولیت پذیری هستید قطعا اگر از زبان اندکی فاصله گرفتید قابل جبران خواهد بود. همیشه شاد و موفق ببینمتون.


#11

سلام خانوم نیک نام عزیز
ممنون از به اشتراک گذاری مطالب جالب و ارزشمندتون…
بدون شک شما یکی از مادران نمونه هستید که پرنسس کوچولوتون به وجود شما افتخار خواهد کرد…
براتون آرزوی موفقیت دارم :rose::rose::rose:


#12

سلام سارا خانم عزیز،

ممنون از اظهار لطفتون

آرزوی متقابل بنده برای شماست.


#13

دوستان لغات جدید ریشه های act , ag به پست اصلی اضافه شدند. سعی بر این هست هر چند روز روی یک الی دو ریشه به ترتیب حروف الفبا کار شود. پیشاپیش سپاس از حسن توجه شما


#14

سلام
واقعا حرکت ارزشمندیه
سپاس ⚘🙏


#15

بینهایت از حسن تعریف و دلداری شما سپاسگزارم.:pray:


#16

سلام خانم نیکنام عزیز وممنون بابت پست ارزشمندتون
اتفاقا من هم خیلی به این موصوع فک میکنم و سعی میکنم با ساده سازی کلمه معنی اون کلمه رو تو ذهنم ماندگار کنم.من هم سعی میکنم اگه به کلمه ای برخورد کردم که این ویژگیها رو داشته باشه به پست اضافه کنم
اگه دوستان دیگه هم زحمت این کار رو بکشن واقعا قدم بزرگی برای یادگیری کلمات جدید برداشته میشه
ممنون که وقت گذاشتید و به امید موفقیتهای روزافزون شما دوست عزیز


#17

سلام دوست خوبم، خواهش میکنم.

ممنونم از این لطفی که میکنید. قطعا همه ما هدفمون پیشرفت خودمون و سایرین هست و این همکاری ما رو به هدف نزدیکتر میکنه.


#18

سلام آقای امیر حسین، خواهش میکنم. خوشحالم این کار مورد توجه شما قرار گرفت. امیدوارم تا پایان راه مفید واقع شود.


#19

سلام، دوستان عزیز لغات ریشه aud, audit, aur مربوط به حس شنوایی به پست اصلی اضافه شده است.


#20

سلام خانم نیکنام عزیز.ممنون اززحمات باارزشتون.
سوالی برام پیش اومددررابطه باریشه هایaud.
Audiogram,audiology,audiometric,audiophileو حدودا ده لغت دیگه بااین ریشه هست رونمیتونیم به لیست شمااضافه کنیم؟
ومطلب دیگه ام اینه که شماذهن خیلی خلاقی دارید،بهتون آفرین میگم،واقعالذت میبرم ازینکه می بینم کسایی چون شماازاستعدادخدادادیتون به نحواحسن استفاده میکنید.خوشحالم وخیلی ممنون میتونم ازتون یادبگیرم.قبلا برای تدریس رشته تخصصی خودم به ریشه های لغات مراجعه میکردم وزمان زیادی نیست که برای یادگیری زبان دارم اینکاروانجام میدم. امامن لغاتیکه برام مهم بودن وعلاقه مندبودم روانتخاب میکردم وریشه یابی. اینکه شمابراساس حروف الفباوبطورمنظم باین کاربارزش پرداختید،جای تقدیر وتشکرفراوان داره.پایدارباشید