چگونه به کودکانمان زبان انگلیسی آموزش دهیم؟

tips_for_children
چگونه به کودکانمان زبان انگلیسی آموزش دهیم؟
0

#1

15

سلام به همه دوستان:

همه ما در سنه جوانی و بزرگسالی آرزو داشتیم بهمون در کودکی زبان انگلیسی رو یاد می دادند و الان مثله بلبل انگلیسی صحبت می کردیم، بدون اینکه یادمون بیاد چجوری این زبان رو یاد گرفتیم. به خاطر همین موضوع خیلی از والدین به دنبال این هستند که به بچه هاشون انگلیسی یاد بدن.
گاهی وقتها بچه ها رو به کلاس می فرستند. گاهی وقتها خودشون اقدام به تدریس انگلیسی می کنند.
ولی اگه راه آموزش درست پیش گرفته نشه، مهم نیست بچه ها کجا، کی، با چه روش و شرایطی آموزش داده بشن. اونها یه زبان آموز خوب نخواهند شد.

سوال اینجاست: راه درست چیه؟ با هم دیگه دربارش صحبت می کنیم.

تمرین روزانه و همیشگی انگلیسی

19

وقتی صحبت از تداوم میشه نا خودآگاه والدین تو ذهنشون به این موضوع می رسند که آره، روزی 2 ساعت برای بچه صبح ها وقت بزارم تا انگلیسیش خوب شه. ولی این موضوع کاملا غلطه. برخلاف بزرگسالان بچه ها حس قاطعیت ندارند که تصمیم بگیرند روزی دوساعت، در یک زمان خاص از روز وقت بزارند و انگلیسی کار کنند. مشخصاً حوصلشون زود سر میره و اگه به این روند ادامه بدید بچتون از انگلیسی متنفر میشه.
بهترین حالت اینه به جلسات تنوع بدید و اونها رو کوتاه کنید، مثلا 15 دقیقه صبح و 15 دقیقه عصر و 15 دقیقه شب.
به مرور که بچه ها سنشون بالا رفت می تونید این زمان ها رو افزایش بدید.
به یاد داشته باشید که یک زمان دقیق در طول روز، در نظر بگیرید. مثلا ساعت 10 صبح اولین جلسه 15 دقیقه ای باشه. با این کار بچتون میدونه ساعت 10 چی در انتظارشه و احساس راحتی بیشتری خواهد کرد یا مثلا 15 دقیقه شب ها رو براشون کتاب داستان بخونید.

تکرار همون طور که برای بزرگسالها اهمیت داره، برای کودکان هم از اهمیت بالائی برخوردار هستش. پس آروم آروم پیش برید و با تکرار کردن اجازه بدید بچتون انگلیسی رو دشت کنه.

سعی کنید مواد یادگیری در اطرافتون رو برای خونتون بومی سازی کنید. یعنی به شیوه ای که بچتون دوست داره تغییرشون بدید.

از یه دفترچه کوچیک برای ثبت کارهایی که با هم انجام دادید، استفاده کنید. این باعث میشه برای روز های آینده بهتر برنامه ریزی کنید و بدونید در طول این دوره چه چیزهایی انجام دادید.

اگه در طول این برنامه، بچتون گفت خیلی سخته و نمی خواد انجامش بده، جا نزنید. به جای بیخیال شدن، فعالیت رو ساده سازی و تبدیل به یه بازی کنید. توجه داشته باشید که برنامه رو طوری پیش ببرید که بچه در اتمام جلسه احساس خوبی داشته باشه. از بچتون بازخورد دریافت کنید و بپرسید چرا براشون سخت بوده؟ با این کار می تونید مواد یادگیری رو ساده سازی و به اون شکلی که بچتون دوست داره تغییرش بدید.

بازی طبیعت بچه هاست

3

یه بچه رو در نظر بگیرید. دائم در حال دوییدن، ماجراجویی، خرابکاری و گشت و گذار هستند. شما به عنوان والدین می تونید از این طبیعت بچه ها برای یادگیری انگلیسی استفاده کنید. انواع بازی ها وجود دارند که می تونید با بچتون خوش بگذرونید و انگلیسی آموزش بدید. در ادامه به معرفی چند بازی می پردازیم.

بازی های فعالانه

این جور بازی ها، با فعالیت های بدنی همراهه و بچه ها دائماً در حال حرکت هستند. مثلا می تونید به بچتون، اعضای بدن رو آموزش بدید و همون رو تبدیل به یه بازی کنید.
ببینید اسم عروسک مورد علاقه بچتون چیه؟ فرض بگیریم اسم عروسک ماریائه. حالا به بچتون بگید که هر چی ماریا گفت باید انجام بده.
عروسک رو تو دستاتون بگیرید و حرکت بدید، وانمود کنید که عروسک داره صحبت می کنه. مثلا بگید:

Maria says touch your nose.

“ماریا میگه دماغتو لمس کن.” بچه با شنیدن این باید به دماغش دست بزنه. بعد بگید:

Maria says don't touch your mouth.

“ماریا میگه: به دهنت دست نزن” بچه نباید دستش رو از دماغش برداره و دهنش رو لمس کنه.
اگه بچتون به دهنش دست زد یک امتیاز از سه امتیازش کم کنید. این بازی تا زمانی که امتیاز به 0 برسه ادامه پیدا می کنه.

به یاد داشته باشید که به عنوان والدین باید بچتون رو دائماً تشویق کنید. وقتی درست کارو انجام داد بهش بگید “High Five” (بزن قدش) و بزنید به قدشون و باهاشون دست بدید. کل جلسه رو سرشار از خنده و شادی کنید.

Where is the toy

بازی "Where is the toy " (اسباب بازی کجاست) مثالی دیگه از بازی های فعاله که می تونید با بچتون انجام بدید. بهش کلمات: on, in, behind , under رو یاد بدید. بهشون بگید چشم بزارن و تا ده بشمارن.

وقتی چشم گذاشتند، اسباب بازی مورد نظر ( مثلا خرس) رو زیر صندلی قایم کنید. بعد که چشاش رو باز کرد بگید.

Where is the bear?

حالا اونا باید بگردن و پیداش کنن. شما هم این وسط به انگلیسی راهنماییشون کنید.

You're very close honey, It's....UNDER...

وقتی پیداش کرد، تشویقشون کنید و یه High five دیگه بزنید. حالا جاتونو با هم عوض کنید. این دفعه شما چشم بزارید، بچه اسباب بازی رو قایم کنه.

What’s the time Mr Wolf

8

این بازی برای آموزش ساعت بسیار مفیده. بازی به این شکله که شما در اتاقی می ایستید و بچتون تنها یا با دوستاش دوازده قدم از اتاق یا جایی که شما هستید، دور می شه. شما نقش گرگ رو دارید و بچه یا بچه ها نقش گوسفند رو.

بچه ها یک قدم میان جلو و می پرسند:

What's the time Mr Wolf?

شما می گید:

It's 1 o'clock

دوباره یه قدم میان جلو و میگن:

What's the time Mr Wolf?

شما این دفعه می گید:

It's 2 o'clock

همین جوری هر قدم که میان جلو، شما یه ساعت به ساعتتون اضافه می کنید تا اینکه بچه ها به جایی که شما ایستادید، می رسند. می پرسن:

What's the time Mr Wolf?

شما می گید:

It's dinner time

و می دوئید دنبالشون… هر کیو که گرفتید، می بازه و میاریدش کنارتون واسته. حالا شما با هم زمان رو می گید. این بازی تا زمانی که همه بچه ها ببازن ادامه پیدا میکنه. وقتی تموم شد، می تونید دست بعد جاتون رو با یکی از بچه ها عوض کنید.

بازی های رو میزی

ما کودکیمون رو با بازی هایی از قبیل منچ و مار و پله گذروندیم و همیشه از بازی کردن لذت بردیم. حالا برای یادگیری انگلیسی می تونیم، این بازی رو تبدیل به منبعی برای یادگیری انگلیسی کنیم. می تونید اعداد تاس رو به انگلیسی تبدیل کنید. اگه مثلا بچه روی مار رفت بهش فلش کارتی نشون بدید که بهتون جوابش رو بگه. اگه درست گفت بهش آوانس بدید و اجازه بدید به بازی ادامه بده. اگه نه از مار میاد پایین.

بازی با کلمات و کارتها

سیاحت آفریقایی

این بازی، بازی ای خوب برای آموزش اسم حیووناته. بازی به این شکله که شما 12 تا کارت از حیووناتی که تو آفریقا زندگی می کنند، می سازید.
یکی از بازیکن ها میگه:

I went to safari and I saw...

بعد یه کارت انتخاب می کنه و برش می گردونه. اسم حیوون رو در ادامه جمله میگه. مثلا اگه فیل (Elephant) بود میگه:

...an elephant

بعد که کارت رو زمین میزاره، بازیکن بعدی کارتی جدید ( فرض می گیریم طوطی اومد) بر میداره و میگه:

I went to safari and I saw an elephant and a parrot.

این بازی به همین شکل ادامه پیدا می کنه و به حیوونات به جمله، دونه دونه اضافه می شن. اگه کسی اسم یکی رو فراموش کنه، بازی رو می بازه. اگه لیست به 12 حیوون برسه، بازی از اول شروع میشه.

بازی های آنلاین

1

با پیشرفت تکنولوژی و به روی کار اومدن تبلت ها و گوشی ها، امروزه کمتر بچه ای پیدا میشه که تبلت تو دستش نگیره.
پس می تونید از همین مزیت استفاده کنید و براشون بازی های آنلاین بریزید و تشویقشون کنید که با اونها مشغول شن.
بازی هایی از قبیل فلش کارت ها، الفبا ها و کوییز هایی که می تونن برای بچتون جذاب باشند. فقط کافیه تو اینترنت جست و جویی انجام بدید تا با انبوهی از این بازی ها رو به رو شید.

کاردستی ها

13

یکی از مواردی که در کودکی خیلی از ماها انجام دادیم، درست کردن کاردستی بوده. هیچ کس نمیتونه ادعا کنه ساختن یه کاردستی خوشگل با پدر و مادر برای بچه لذت بخش نیست.
این کاردستی ها می تونن، یه کارت تولد یا اسباب بازی باشند. می تونید عروسکی بسازید و با همون با بچتون انگلیسی صحبت کنید. عروسک رو تو دستاتون بگیرید و وانمود کنید که عروسک داره صحبت می کنه.

از هر فرصتی که در روز در اختیار دارید، برای تقویت انگلیسی بچتون استفاده کنید

4

این فرصت ها می تونن در هنگام شستن یا پوشیدن لباس ها باشند. مثلا بگید:

this is daddy's socks.

Put on your clothes.

give me your pink skirt

یا مثلا زمان مرتب کردن اتاقشون، بهشون واژگان اطراف رو یاد بدید. بگید:

where is the blue car?

put your toy on the bed

یا زمان خرید یا پخت و پز می تونید بهشون اجازه بدید، لیست مواد رو براتون بخونن. برای راهنمایی می تونید کنارشون عکس های اون مواد رو بکشید.
و هزاران فرصت دیگه که در طول روز میشه بدست آورد. به یاد داشته باشید از انگلیسی در خونه استفاده کنید تا به بچتون بهونه بدید از انگلیسی استفاده کنه.

کتاب داستان ها

6

بچه های کوچیک عاشق کتاب های رنگارنگ و نقاشی ها هستند. با هم به کتاب و عکس های داخلش اشاره کنید. از بچتون بخواید که مثلا گربه رو در تصویر، بهتون نشون بده. بعد که نشون داد تشویقش کنید که از عبارت هایی مثله “What’s that” برای سوال کردن استفاده کنه.

برای انتخاب کتاب موارد زیر رو در نظر بگیرید:

  • آیا متن داستان از 10 صفحه ( 5 صفحه پشت و رو) بیشتره؟ اگه آره پس کتاب رو در چند جلسه بخونید.
  • آیا کتاب تصاویرش به خوبی، واضح و روشنه؟
  • آیا نقاشی ها و طرح داخلش جذابه؟
  • آیا خودتون این کتاب رو دوست دارید؟
  • آیا قادرید که این کتاب رو به شیوه ای که بچتون دوست داره، برگردونید؟

بلند خوانی

وقتی کتاب رو می خونید، خشک نباشید. محیط رو سرشار از شادی کنید. کاری کنید که بچه بتونه شخصیت های داخل داستان رو در ذهنش ببینه. برای این کار می تونید ادای شخصیت های داخل کتاب رو در بیارید. صدا و چهرتون در طول داستان خوندن تغییر بدید. سعی کنید از شکلک ها و ادا ها برای فهموندن لغات جدید استفاده کنید.
وقتی برای بار اول یه کتاب جدید رو می خونید، همیشه آماده باشید که ترجمه هر کلمه ای که بچتون بلد نیست رو در گوشش زمزمه کنید طوری که انگار کسی ندیده، به یاد داشته باشید همیشه تصاویر برای فهموندن یه کلمه کافی نیستند.
همزمان که می خونید، خط ها رو با انگشتتون دنبال کنید، تا بچه با دیدن خطوط با حروف انگلیسی آشنا شه و بهشون عادت کنه.
کتابی که خودتون دوست ندارید رو برای بچه نخونید، چرا که بچه ها زرنگ هستند و متوجه میشن چه حسی نسبت به کتاب دارید.
وقتی بچتون با داستان آشنا شد، سعی کنید هر از چند گاهی وسط داستان توقف کنید و اونها رو به گفتن یه قسمت کوچیک از داستان تشویق کنید. مثلا بگید، گرگه رفت پیشه کی؟ اونا بگن رفت پیشه مادربزرگ و بعد ادامه داستان رو بخونید.
توجه داشته باشید که زیاد سوال نپرسید، اگه زیاد سوال کنید، جادوی کتاب رو از بین خواهید برد.

داستان های خودتون رو درست کنید

وقتی که تعداد کتاب های خونده شده بالا رفت، می تونید داستانی جدید بسازید. بچتون رو یکی از شخصیت های داستان کنید.
چند صفحه خالی رو به هم منگنه کنید. محتوا و پس زمینه، شخصیت ها و موقعیت داخل داستان رو با بچتون در میون بزارید و ازش راهنمایی بخواید. سعی کنید داستان رو حول محور ایده های بچتون بنویسید.
به بچتون کتاب رو بدید و اجازه بدید در جاهای خالی نقاشی های مربوط به داستان رو بکشه.
حالا می تونید هر از چند گاهی کتابی که ساختید رو در کنار داستان های دیگتون بخونید.

آهنگ ها و شعر ها

2

آهنگ ها راهی عالی برای پیشرفت تلفظ و یادگیری لغات هستند. بچه ها عاشق آهنگ ها هستند، حتی اگه قادر به خوندن آهنگ نباشند سعی می کنند با بدن با آهنگ همراهی کنند.
شما علاوه بر آهنگ ها می تونید از ابیات و شعر های انگلیسی هم استفاده کنید.
برای شروع، یکی دو بیت از شعری رو بخونید که بچه بلده.
بعد بیتی جدید بخونید که بچه بلد نیست، بهشون درباره بیت توضیح بدید و دوباره و دوباره تکرارش کنید.
جلسه بعد بیت جدید رو تکرار کنید و اگه بچه احساس راحتی کرد، ازش بخواید باهاتون هم خوانی کنه.
بعد از چند جلسه وقتی اعتماد بنفس بچتون بالا رفت، تشویقشون کنید که شعر رو بخونند. ولی نه بصورت کامل، سعی کنید کم کم بهشون فشار بیارید. مثلا یه بیت رو بخونید، بزارید آخر کلمه ی هر بیت رو اونها بگن. بعد کم کم که بهتر شدند، اجازه بدید آخرین عبارت هر بیت رو بگن. بعد یک مسراع شما، یک مسراع اونا و بعد کل شعر رو بزارید اونها بخونند.

وقتی بچتون با شعر ها آشنا شد، یک کارت شعر درست کنید. یک تیکه مقوا بردارید و روش یک بیت رو بنویسید. بهشون بگید رو گوشه های خالی مقوا نقاشی هایی که دوست دارند رو بکشند. بعد رو دیوار اتاقشون بچسبونیدشون تا هر روز اونا رو ببینن و بخونن.
وقتی تعداد این کارتها زیاد شد می تونید اونها رو تو دفتری بنویسید و اجازه بدید هر جا که دوست دارند با خودشون ببرن و مرورشون کنند.

آموزش گرامر

بچه ها نیازی به یادگیری قواعد گرامری ندارند. پس بهشون گرامر آموزش ندید. تنها کاری که می تونید برای بهتر شدن گرامرشون کنید اینه که از زمان های مختلف در کلامتون استفاده کنید. با شنیدن این تفاوت ها در جاهای مختلف، بچتون اون حسی که برای دشت گرامر لازم داره و بدست میاره.

چه کلماتی باید زودتر از بقیه یاد گرفته شن؟

اول از همه بدونید بچتون عاشق چیه؟ بهشون اجازه بدید، انتخاب کنند. ولی به هر حال می تونید از موارد مرسوم برای آموزش استفاده کنید. این موارد شامل: اعداد، رنگها، صفت ها، اعضای بدن، اسباب بازی ها، لباس ها، حیوانات و غذا ها میشن.

و در آخر به بچتون یاد بدید که عاشق برنامه انگلیسیش باشه. هر موقع گفتید “It’s English Time” بچه سریع حاضر باشه شرکت کنه.
همیشه ازشون سوال کنید که چی دوس دارن، انجام بدن. بگید چه آهنگی دوست داری امروز گوش کنیم؟

با سوال پرسیدن و درخواست کردن بهشون کلماتی از قبیل:

Thank you, Can I have...?, Where is....?, point to..., What colour is it?, Please..., I don't like it... I like it... etc

رو یاد بدید.
به یاد داشته باشید، مهم ترین اصل در آموزش کودکان اینه که اونها آروم باشند و دائما در حال خوش گذرونی باشند.


خیلی خب رسیدیم به پایان این مقاله.

درباره مقاله کودکان یه خبری بهتون بدم. این مقاله به این یه مورد خلاصه نخواهد شد، چرا که موضوع کودکان و آموزش به اونها مثله یه دریای بی کرانه.
قرار بود که اول، تمام مطالب رو آماده کنم بعد دونه دونه پست کنم، که خب!!! دیدم اینجوری شما باید منتظر بمونید و من از منتظر گذاشتن زیاد خوشم نمیاد. دوست دارم خیلی بولت وار بدوئم، اطلاعاتی که یاد گرفتمو به اشتراک بزارم.
از سمت دیگه می خواستم این موارد رو یک فایل پی دی اف به اشتراک دوستان بزارم که هر جا که دوست داشید همراه خودتون ببرید و با همه دوستان به اشتراک بزارید. که هنوز این مورد پا برجاست و من بعد از اتمام مقالاتم در زمینه کودکان یه فایل پی دی اف شکیل برای موضوع آموزش کودکان چه برای والدین عزیز، چه معلم های زحمت کش آماده خواهم کرد.

پس تگ tips_for_children رو برای مقالات آتی دنبال کنید.

موفق باشید


« آنچه که باید از تکنیک سایه برای یادگیری زبان انگلیسی بدانیم »
اموزش زبان انگلیسی برای کودکان با زبانشناس!
بهترین سن برای یادگیری زبان در کودکان
#2

این مدت جای خالی اموزش به کودکان رو تو زبانشناس حس میکردم .عالی بود مقالتون.دست گلتون درد نکنه اقا کامبیز.
من وقتی داستانهای کودکانه ی زبانشناس رو پلی میکردم پسر هشت سالم مدام معنی کلمات رو ازم میپرسید.برام جالب بود که خیلی خوب تلفظ میکرد.داستان لوبیای سحر امیز رو خیلی دوست داره.از در و دیوار بالا میده و میگه up and up and up
:smiley:


#3

خوب بود این مطلب
از امروز با بچه هام تمرینشون میکنم :stuck_out_tongue_winking_eye:


#4

دمت گرم دستت دردنکنه گل کاشتی داداش خیلی عالی بود واقعآ جای همچین پستی خالی بود که کامبیز جان جای خالیش رو پر کرد این خیلی به درد برادر زاده 2 ساله من میخوره واقعآ یه مقاله که ریز همه چیز رو در آورده باشه نیاز بود به نظرم بچه ها نیاز به اموزشگاه زبان و کلاس ندارند بچه ها انقدر تو این سن تشنه یادگیری هستند که به راحتی میتونند یادبگیرند.مرسی از لطفت داداش.


#5

واقعا خیلی خوب بود
اتفاقا چند روز پیش داشتم با یکی از دوستانم حرف میزدم که یه پسر 9ساله و یه دختر 4ساله داره…
میگفت نمیدونم چه کلاسی،چه آموزشگاهی ثبت نام کنم بچه هارو که فردا که بزرگ شدن مثل من زبانشون ضعیف نباشه…میگفت یکی از اقوامون دخترشو گذاشته کلاس،با وجود اینکه بچه بسیار باهوش بوده،اما الان بشدت از زبان متنفر شد…یکی ازین آموزشگاههای دهن پر کن…
این مقاله رو حتما براش میفرستم
فقط یه سوال تو این مقاله با توجه به اون چیزی که من درک کردم…والدین هم دیگه صفر کیلومتر نباید نباشن
الان دوستم سطح زبانش ضعیفه…شاغلم هست…خواستم بدونم صرفا در حد لغت تمرین کردن، تاثیر میذاره؟…مثلا مادربگه این چیه؟ بچه هم جواب بدهdoor
در انتها هم سپاس فراوان🌹


#6

سلام دوستان.خیلی ممنون از اقا کامبیز بابت مقاله مفیدشون.من خودم در حال حاضر یه دختر ۳.۵ و یه پسر ۱.۵ ساله دارم.تقریبا ۱ ساله که برای دخترم کارتونای زبان اصلی میذارم .حالا یا نگاه میکنه و گاهی تکرار میکنه مخصوصا شعراشون رو و یا نگاه نمیکنه و تو اتاقش مشغول بازی ولی تی وی روشنه.تلویزیون ما روشن نمیشه مگه برای کارتون اونم فقط انگلیسی.اصلا عادت نداره فارسی ببینه.طبق تحقیقات من در این زمینه

بهیچوجه نباید دو تا زبان رو با هم قاطی کرد و گفت .مثلا نباید بگیم اون اپلapple رو بخور

مساله دیگه اینکه بهتره اگه لهجه نیتیو ندارید بهیچوجه با بچه حرف نزنید و فقط اجازه بدید خودش از طریق کارتون یاد بگیره

نکته دیگه اینکه اگه بچه پرسید چی میگه براش ترجمه نکنید چون ذهنش ترجمه ای میشهاجازه بدید از طریق تکرار خودش متوجه موضوع بشه

در ضمن همونجور که آقا کامبیز گفتن آهنگ خیلی خوبه تو یادگیری.و جالب اینکه تو آهنگ کلمات رو دقیقا درست میگه.

خلاصه اینکه خونه ما در حال حاضر یا آقای جی هوگ داره حرف میزنه یا کارتونهای انگلیسی دخترم .خودش گاهی دیگه حوصله ش سر میره میگه مامان این آقاهه چقد حرف میزنه خاموشش کنه بذار من کارتونمو ببینم:sweat_smile::sweat_smile::sweat_smile:


#7

خدا براتون نگهشون داره بچه هاتونو
چه بامزه :heart_eyes:

امیدوارم یه روز سه نفری با هم انگلیسی حرف بزنید و لذت ببرید از کاری (یادگیری زبان) که کردید


#8

ممنونم اقا فرزاد بابت دعای قشنگتون.امیدوارم شما هم روز به روز موفقتر باشید:innocent::innocent:


#9

آخی خدا حفظش کنه. :grin:
از این به بعد سعی می کنم هفته ای یکی از مقاله هامو به بچه ها اختصاص بدم.
البته حتمی نه. ولی سعی می کنم هفته ای یکی باشن. چون مطالب زیادن، نیاز دارم بخونم و مطالب مفیدشو جداسازی کنم.

با خسرو؟ :grin:

درسته به شرطی که به بچه ها به شیوه درست آموزش داده شه. اونجوری از روند هم لذت می برند و هم پیشرفت می کنند.

با سطح صفر هم میشه زبان کار کرد. فقط باید بدونن دارن چیکار می کنن.
شعر ها، داستان ها، بازی ها و… کارو واسه والدین ساده می کنند. فقط والدین باید مثله یه اهرم عمل کنند و به بچه تو فهمیدن بهتر کمک کنند.
البته اگه والدین سطحشون خوب باشه که خیلی بهترم هست
الان تو این مقاله به بازی هایی که اشاره کردم تقریباً هیچ سطح خاصی لازم ندارن. فقط باید یه سری کلمات رو بلد باشن.
درباره آموزشگاه و تدریس از سمته معلم ها هم در آینده مقاله هایی آماده می کنم.

خب این مورد یکم زیادی سخت گیریه :grin: با اینکه بچه باید اکثر گوش دادناش رو به زبان بومی اختصاص بده موافقم ولی اینکه ما حرف نزنیم باهاش چون لهجمون بده اصلا خوب نیست. فرض کنید بچه فقط داره گوش میده و هیچکی تو خونه از انگلیسی استفاده نکنه. بچه دلیلی نمیبینه که از زبان استفاده کنه.
از اون ورم این قضیه تلفظ بومی زبانی تقریبا دور از انتظاره چون رسیدن به تلفظی عالی سالها طول میکشه.

به نکته خوبی اشاره کردید. به نظر من از تکنیک ادا و اشاره یا عکس ها و تصاویر در وهله اول استفاده شه بهتره ولی گاهی وقتها دیگه راهی جز ترجمه نیست پس یه کوچولو تقلب برسونن والدین اشکال نداره. ترجمه انتخاب آخر باشه.

واقعا از اینکه تجربیاتتون رو در اختیار جمع میزارید ممنونم. چون شنیدن تجربه به من کمک میکنه بیشتر غرق در موضوع بشم و بهتر تحقیق کنم.
به زودی رو مقوله لهجه و انگیزه بچه ها کار می کنم.


#10

خدا پسر شما رو هم حفظ کنه الی خانوم
تا به سن دانشگاه نرسیده راهشس بندازید تا زبان رو یاد بگیره، تو آینده به دردش میخوره
نذارید به سن من و بقیه بچه ها برسه بعد شروع کنه
من از خدامه بچه داشته باشم و بهش زبان یاد بدم، خوش به حالتون


#11

اسم ندارن هنوز :sweat_smile:


#12

خیلی لطف میکنید اقا کامبیز. فقط من موندم تو کار شما !عایا تو شبانه روز به کار دیگه ای غیر از زبان هم میرسین!؟؟؟ اخه تهیه ی این مقالات خیلی وقت گیره!ماشالا به همتتون :smiley:


#13

ممنون اقا فرزاد.خدا یه دو جین بچه قسمتتون بکنه.ندونید انگلیسی حرف میزنید یا فارسی :smiley:


#14

طراحی هم تمرین میکنم :joy::joy::joy:
ادیت: غذا میخورم و میخوابم
به هر حال سه تا کار دیگه هم انجام میدم :grin:


#15

سلام
باورم نمیشه اینقدر دقیق و ریزبینانه این مقاله رو پردازش کردین. هر کی ندونه فکر میکنه تجربه مربی گری مهد و سر و کله زدن با بچه ها رو دارید. خیلی جالب بود. من دخترخالم مربی مهده. این مقالاتتون که کامل شد پرینت میگیرم میدم بهش به مادرا بده یکم اطلاعات اموزشیشون بالا بره :grin:
یه کلام فوق العاده بود.


#16

:smiley:
شبیه دعا بود ولی با ته مایه ی نفرین
به همون یه دونه بچه راضی شدم :sweat_smile:


#17

هی وای من! بی برو برگرد شما اینده ی درخشانی دارین :smiley:


#18

آخی چه روشا خوووووبی :heart_eyes:
آدم دلش میخواد یه تیم کامل
بچه کوچولو و رییییز داشته باشه که بتونه باشون تمرین کنه :heart_eyes::heart_eyes:

واقعا مفید بود
یادم باشه حتماااا نکته هاشو بنویسم واسه تیم ام :joy::stuck_out_tongue_winking_eye::blush:
ممنون آقا کامبیز :rose:


#19

خب شما خانوما که میتونید برید مهد کودک
برید اونجا بهشون یاد بدید


#20

اتفاقا یه مدت مربی آمادگی بودم
واسه هفت پشتم بسه :expressionless:

بچه ها این دوره که بچه نییییستن
گودزیلان
دیگه مثل زمان مانیستن که پشه تو دهنمون میمیرد ازبس ساکت بودیم :joy:

داغون میکنن اعصاب آدمو