تجربیات یادگیری زبان استیو کافمن و چند نکته مثبت « مصاحبه ای جی هوگ و استیو کافمن»

vidcast
language_learning_tips
experiences
تجربیات یادگیری زبان استیو کافمن و چند نکته مثبت « مصاحبه ای جی هوگ و استیو کافمن»
0

#1

سلام به همه دوستان گل. از امروز قصد دارم علاوه بر نوشتن مقاله، ویدئو ها و پادکست های خوب رو بهتون معرفی کنم و درباره چیزایی که داخلش گفته میشه باهاتون صحبت کنم.
اولین ویدئویی که انتخاب کردم مصاحبه “ای جی هوگ و استیو کافمن” هستش. پس میریم سراغش و در ادامه این موضوع بهش می پردازیم.
این ویدئو رو به چهار قسمت تبدیل کردم که میتونید به ترتیب از زیر نگاه کنید. (یا می تونید نگاه نکنید به همین موضوع اکتفا کنید)

https://streamable.com/2a1k4
https://streamable.com/e6fqo
https://streamable.com/e1pli
https://streamable.com/dx0kd

کلید موفقیت استیو کافمن در یادگیری زبان؟

مهم ترین چیزی که استیو بهش اشاره می کنه، عشق و علاقه ایه که یادگیری زبان بهش میده. عاشق یادگیری زبانه و هر چه بیشتر واردش میشه، بیشتر بهش علاقه پیدا میکنه. این عشق و علاقه موجب میشه، با تمام مشکلاتی که تو یادگیری زبان باهاش رو به رو میشه غلبه کنه و به اعتماد بنفسی عظیم، در پایان راه برسه. این چیزیه که استیو کافمن رو به نسبت سایر زبان آموزا متمایز میکنه. علاقه و عشق به زبان

تجربه شخصی من: دقیقا همینطور. اگه از من درباره یادگیری انگلیسیم بپرسن، به همه میگم: شما اول باید اون علاقه و عشقی که برای زبان نیاز دارید رو پیدا کنید. برای من حدودا 6 ماه طول کشید تا ارزش علاقه داشتن به کاری که انجام میدم رو درک کنم. و حالا به شدت به زبان علاقه و با این علاقه بهتر و سریع تر پیشرفت می کنم.

مدارس چه تاثیری بر روی مبحث لذت بردن میزارن؟

تو مدارس، دانش آموزان یاد می گیرن که رقابت کنن و برای نمره بجنگن. این نگرش ایجاد شده که دانش آموزا فقط به دنبال به دست آوردن چیزی هستند و بابت اون مجبورن تقلا کنن. به نظر استیو، بیرون از کلاس ها، زبان آموزا بیشتر یاد خواهند گرفت، چرا که در بیرون هزاران منابع مختلف برای زبان آموزی موجوده.

اعتقاد استیو اینه، تو کلاس ها به دانش آموزا میگن: فلان چیزو برای هفته بعد بخونید، فلان صفحات رو برای پایان ترم بخونید و این اعتقاد رو در دانش آموزا ایجاد می کنند که اشتباه کردن ممنوعه.

تجربه شخصی من: من هم این موضوع رو کاملا درک میکنم. دو ترم من به کلاس زبان رفتم و علناً دانش آموزا رو میدیدم که برای نمره می جنگن، حتی خود من به خاطر انفاق به یکی از دانش آموزا ناراحت شده بودم. پس این نگرش به شدت غلطه و خداروشکر این نگرش رو در خودم تغییر دادم.

اشتباه کردن؟

با اشتباه کردنه که هر کسی به موفقیت می رسه. باید برای یادگیری زبان تو شرایطی قرار بگیرید که به شکل کامل متوجه یه چیز نشید، باید گاهی وقتا که کتابی رو می خونید یا به چیزی که گوش میدید، اون رو متوجه نشید. باید تو شرایطی باشید که به دنبال مفهوم کلمه بگردید و در مقابل اشتباه کنید، فراموش کنید و یاد بگیرید.

تجربه شخصی من: من اهمیت اشتباه کردن در یادگیری رو در طراحی فهمیدم. متوجه شدم که اگه یه جسمی رو بد بکشم و به خودم استرس وارد نکنم سری بعدی اون رو بهتر از بار اول می کشم و برای بار سوم و… هم همینطوره. تو یادگیری همه چیز همینطوره، شما تا زمانی که سوار دوچرخه نشید و ده ها بار نیوفتید، دوچرخه سواری رو یاد نمی گیرید. بار ها و بارها میوفتید، دست و پاتون رو زخم می کنید، تا به مهارت دوچرخه سواری برسید. در انگلیسی هم باید بارها افتاد و زخمی شد تا اینکه بهتر و بهتر بشید. پس از اشتباه کردن نترسید.

همه به دنبال بهترین روش برای یادگیری هستند

باید در وجود هر کس این نگرش ایجاد بشه که به سمته لذت بردن در یادگیری بره، چون لذت، از کتاب های گرامری، و فلش کارت ها و… مهم تره. اینکه انگیزه و اعتماد بنفس داشته باشید و اینکه با استفاده از زبان به دنبال یادگیری چیز دیگه باشید، خیلی مهمه. اکثر اوقات باید بیخیال گرامر شد و به سراغ منابعی رفت که لذت بخش باشند. مثلا یکی امکان داره به باغبانی، موسیقی، انیمه یا هر چیز دیگه علاقه داشته باشه. این نگرش که من از زبان برای هدفی کاربردی استفاده کنم، خیلی اهمیت داره. این میتونه شنیدن رادیو یا دیدن یک فیلم باشه. هر راهی که از زبان استفاده شه حتی اگه 60 یا 70 درصد زبان رو فقط متوجه شید. متاسفانه خیلی از مردم متمرکز بر این هستند که چی بلد نیستند، چی نمی فهمند، چی فراموش کردن و…
باید به جای اینها خودتون رو تشویق کنید و به خودتون بابت این کارهایی که می تونید تو زبان انجام بدید، اعتبار و جایزه بدید.

تجربه شخصی من: دقیقاً همینطوره. قبلا پادکست و موضوعی در این باره نوشتم و ارائه دادم. در اونجا گفتم که از کمترین موفقیت ها هم باید لذت ببرید. خود من به شخصه با ارسال یه کامنت معمولی تو یه شبکه اجتماعی هیجان زده میشم. یا چت کردن با یه نفر یا فهمیدن یه داستان یا …
یادتون باشه، موفقیت های کوچیک رو ببینید و ازشون لذت ببرید چون اینها مارو به موفقیت های بزرگ می رسونند.

سوالی که مردم می پرسند. من باید چه کتابی بخونم؟

مشخصه!!! به هر چی که دوست داری، رمان، موتور سیکلت هر چیزی که دوستش دارید و نیازی نیست که به کارشناسا متکی شید. استقلال تو یادگیری خیلی اهمیت داره، گاهی وقتا اونقدر مردم از تصمیم گرفتن مستقل فراری هستند که از استیو بابت اینکه ژاپنی بخونن یا اسپانیایی هم سوال می کنند. یاد بگیرید که به خودتون و علاقتون احترام بزارید و اعتماد کنید.

تجربه شخصی من: دقیقا بعد ترجمه کتاب ای جی، همین سوال چندین بار تو ایمیل از من پرسیده شده. و من گفتم که به چی علاقه دارید، همون رو دنبال کنید ولی باز هم متاسفانه می پرسن خب من به کتاب رومانتیک علاقه دارم چی بخونم. در این باره باید خودمون مستقل باشیم چون کسی در وجود کسی دیگه نیست که دربارش تصمیم بگیره. بقیه می تونن پیشنهاد بدن ولی تصمیم گیرنده نهایی شمایید. شمایید که باید ببینید از کتابی مثلا مثله the tenant of wildfell hall خوشتون میاد یا نه؟ نه من! پس یاد بگیرید در این زمینه مستقل و به شدت فعال باشید. شما در جاده تسلط راننده ماشینتون هستید. نه کس دیگه. پس اجازه ندید کسی واستون تصمیم بگیره.

به نظر استیو برای مکالمه چی نیازه؟

کلمات و عبارات. برای روون صحبت کردن و گفت و گو نیازه به کلمات دارید. نیاز دارید که مطالب رو متوجه شید و درک شنیداری و خوندنیتون رو بالا ببرید که باز همین هم مستلزم یادگیری لغاته.

تجربه شخصی من: یکی از پیشنهاداتی که دائما از طرف کارشناسا میشه خوندن کتاب و گوش دادن به مطالب زیاده که در آخر موجب افزایش واژگان میشن. من خودم به شخصه کم کتاب خوندم و به خاطر همون دایره لغاتم اون قدری که باید نشده. پس به شما پیشنهاد می کنم در کنار منابعی که می خونید حتما و حتما کتاب های زیادی مطالعه کنید تا دایره لغاتتون افزایش پیدا کنه. از نرم افزار هایی که برای افزایش دایره لغاتتون موثر هستند مثله زبانشناس استفاده کنید. هم زمان بخونید و گوش بدید و از روندتون لذت ببرید.

رابطه میان زمان پیش بینی شده و فهم زبان برای استیو کافمن؟

حداقل زمان در نظر گرفته شده برای استیو 6، 9، 12ماه یا بیشتر از این هستش. بعد این دوره هاست که استیو در نظر میگیره که چقدر از زبان رو فهمیده. اصلا براش اهمیتی نداره که بعد یه ماه چقدر فهمیده. برای استیو بهترین زمان برای ارزیابی 12 ماه یا بیشتره که دائما در حال تازه سازی و بروز رسانی زبانیه که می خونه.

بعضیا دنبال یادگیری 10 عبارت هستند و این هیچ تضمینی برای فهم اینکه مردم چی میگن نمیکنه. مثلا ای جی از سفرش به ایتالیا مثال می زنه که به کلوب شبانه ای رفته و با بارتندر به ایتالیایی یه عبارتی رو گفته و وقتی طرف شروع به صحبت کرده، ای جی مونده چی بگه.

زمان برای استیو از این جهت اهمیت زیادی داره، چرا که ذهن نیاز به زمان داره تا زبان ، فرهنگ احاطه شده توسط زبان رو درک کنه. با زمان دادن به ذهن بهش این امکان رو می دید که برای مکالمات آماده باشه و به شکل تقریبی مکالمات رو پیش بینی کنه.

تجربه شخصی من: این قسمت تجربه شخصی هممون هستش. دقت کردید روز های اول، چقد آوا ها براتون گنگه؟ شما روز ها به انگلیسی گوش میدید و بعد چند ماه تازه با انگلیسی اخت می گیرید. این دقیقاً چیزیه که استیو بهش اشاره کرده. پس عجله رو بزارید کنار و به خودتون ظلم نکنید. من همیشه به دوستانی که قصد یادگیری زبان در 6 ماه رو دارن توصیه می کنم 6 ماه رو برای به حداکثر رسوندن مهارت زبانشون استفاده و تا ابد به یادگیری ادامه بدن. از این جهت نگرش من برای یادگیری زبان، دقیقا مثله طراحیه. استاد من به یه خانومی که ازش پرسید چقدر طول میکشه تا طراحی چهره بگیره گفت: ما یه سال با شما کار می کنیم و شما یاد می گیرید که چهره رو بکشید ولی پیشرفت شما یه روند مادام العمره، پس باید هر روز تمرین کنید و به مهارتتون اضافه کنید. خوبی زبان انگلیسی اینه، شما با هدفی که دارید اون رو یاد میگیرید، پس فرض بگیریم شما به کشوری مهاجرت می کنید و دائما بهش گوش میدید و صحبت می کنید. پس دائم دارید استفاده می برید و پیشرفت می کنید که همه اینها پیشرفت نا خودآگاه هستند.

آیا خط پایانی وجود داره؟

خیلی ها دنبال این هستند که بعد 6 یا 9 ماه یه دوره ای رو تموم کنند و به تسلط برسند، برای همین تمام انگیزشون رسیدن به خط پایانی میشه که برای خودشون ساختن و وقتی بهش می رسن دیگه متوقف میشن. استیو این اعتقاد رو داره که هر چیزی که الان میخونیم حداقل 6 ماه طول میکشه که غرق در ذهنمون بشه و در کنارش باید فرهنگ و زمینه های مختلفی که زبان رو در اون میبینیم، هم در نظر بگیریم.
برای راه حل، لذت پیشنهاد شده. وقتی شما از چیزی لذت ببرید چرا میخواید متوقف بشید؟ چیزی که لذت بخش باشه تا ابد پیش میره. انگلیسی زبانیه که اکثر مردم برای یادگیری اون دلیل کاربردی خاصی دارند، بعضی ها می خوان که مسافرت کنند یا مقیم جایی شن یا به تجارت بپردازند و… که در نتیجه مجبورن ازش دائم استفاده کنند. هر چه بیشتر از انگلیسی لذت ببرید و ازش استفاده کنید، بیشتر یاد می گیرید و هر چه بیشتر یاد بگیرید و از زبان استفاده کنید، در زبان بهتر و بهتر می شید.

چقدر طول می کشه تا مثله یه بومی زبان شد؟

استیو مهاجر هایی می شناسه که از بومی زبان های کانادایی بهتر جمله بندی می کنند. یه برنامه نویس برای استیو کار میکنه که از لحاظ ساختار و جمله بندی فوق العادست، ولی یه لهجه بلغاری خاصی داره و هیچوقت لهجه بلغاریش رو از دست نمیده که هیچ اهمیتی نداره. مهم ترین رکن برای تسلط اینه که ساختار جمله سازی و جریان اون رو به خوبی ادا کنید و به درجه ای برسید که از زبان استفاده کنید. این از اینکه شبیه یه بومی زبان بشید مهم تره.

تجربه شخصی من: چند وقت پیش با شخصی در این باره داشتم صحبت می کردم که نیازی نیست دقیقاً، 100 درصد مثله بومی زبان صحبت کنید و تلفظتون دقیقاً مثله اونها بشه. به ایشون پیشنهاد کردم که از کوچکترین پیشرفتشون لذت ببرند و به مرور به درجه بهتر و بهتر شدن در طول سال ها استفاده از زبان برسند. ( که متاسفانه قبول نکردند). این باز، برمیگرده به نگرشی که ما نسبت به یادگیری داریم. به اینکه ما همیشه می خوایم همه چیز رو در حد عالی داشته باشیم که همچنین چیزی غیر ممکنه. باز تاکید می کنم یاد بگیرید از چیز های کوچیک لذت ببرید.

تلفظ؟

تلفظ 100 درصدی نیاز نیست، مهم ترین رکن در استفاده از زبان حفظ ریتم و آوا زبانه. وسواس داشتن بر روی لهجه موجب از دست دادن اون ریتم و آوا زبان میشه که مردم حرفاتون رو متوجه نمیشن. مهم ترین چیز هنگام مکالمه اینه که آروم باشید، به خودتون از بابت تلفظ استرس وارد نکنید، ولی تنها کاری که باید بکنید اینه که ریتم و آوا کلماتی که از دهانتان بیرون میائد رو رعایت کنید که نیاز به تمرین داره. اگه این موضوع رو رعایت کنید، باقی چیز ها خود به خود پیشرفت می کنند.
البته هستند، صداهایی که نتونید بسازید. خود استیو زبان هایی هست که مکالمش ریتم داره، ولی صدا هارو اصن نمیتونه بسازه و این هیچ اهمیتی نداره.

تائو_فلسفه جریان

فلسفه جریان به ذهن کمک می کنه که احساس خوبی نسبت به یادگیری داشته باشید. این فلسفه یعنی هم گام با طبیعت خودتون و چیزی که ازش لذت می برید حرکت کنید. استیو مثالی از اوکراینی میزنه که می گه، هنوز صد در صد معنی بعضی کلمات رو نمی فهمه و براش سخته ولی چون درک معنی های سخت این زبان و به دست آوردن موفقیت براش لذت بخشه به این روند ادامه میده. کاری رو انجام میده که میخواد، پس به اصطلاح تلاشی که انجام میده کاملا بی فشار یا بدون تلاشه.

وقتی دارید کاری رو انجام میدید سعی کنید اون حس لذت و مهارت رو حس کنید. مثلا با کسی صحبت می کنید یا یچیزی می خونید درسته از متن و مکالمتون دارید لذت می برید ولی تو ذهنتون، یه جایی داره بهتون میگه " پسر من اینقدر خوب شدم که دارم این سری از مکالمات و واژگان رو می فهمم. 6 ماه قبل من کجا بودم؟ الان کجام؟، اگه ادامه بدم کجا خواهم بود؟". این نگرشیه که میشه در همه جا استفاده بشه.

سوال، جواب توئیتری با استیو کافمن

سوال: خوندن یا گوش دادن برای روون شدن تو انگلیسی کافیه؟

_استیو: نه… برای خوب مکالمه کردن نیاز دارید یه عالمه صحبت کنید. اگه یه حدی واژه جذب کردید و می تونید زبان رو بفهمید باید شروع به صحبت کردن کنید. چه زمانی باید صحبت کنیم؟ دو فاکتور وجود داره: انتخاب شخصی، فرصت.
اگه فرصت این رو داشتید که با مردم حرف بزنید، برید صحبت کنید. ولی اینم در نظر بگیرید که خوندن و گوش دادن روشی عالی برای جذب واژگان و فهم زبانه، اگه فهم زبان نداشته باشی، نمیتونی مکالمه گر خوبی باشی. نیاز داری بدونی طرف چی میگه.

_ای جی: به خودتون زور نکنید که صحبت کنید، هر موقع که مشتاقید، صحبت کنید، آنلاین یا وقتی مقابل کسی هستید این کارو کنید. زمان مکالمه فقط به فکر مکالمه باشید، نه اینکه به اشتباهات و گرامر و… فکر کنید. سعی کنید ایده هاتون رو ارائه بدید.

_استیو: هیچ وقت به نتیجه کار توجه نکنید که چقد عالی یا چقد بد بودم. معمولا شما از اونی که فکرشم می کنید بهترید. جایی که می خواید مکالمه کنید خیلی مهمه. جای رو انتخاب کنید که احساس راحتی و آرامش کنید. موضوع مورد بحث رو موضوعی انتخاب کنید که مورد علاقه هر جفتتون باشه. به هیچ وجه جایی که در عجله باشید یا طرف بهتون استرس وارد می کنه رو انتخاب نکنید و در آخر جایی رو انتخاب کنید مکالمات طبیعی باشند. شرایط کلاسی طبیعی نیست. دنبال کسی باشید که انگلیسی صحبت کنه و باهاش ایده هاتون رو به اشتراک بزارید.

سوال: چطور ممکنه اینهمه وقت برای یادگیری زبان پیدا کنید؟ باورم نمیشه، چجوری این کارو می کنید؟

_استیو: حقیقتش من الان زمان زیادی در اختیار دارم. میشه گفت یه جورایی بازنشسته شدم. روزی یکی، دوساعت واسه یادگیری زبان وقت می زارم. بیشتر زمانم رو صرف گوش دادن می کنم. تو مسیر رفت و برگشت کار، تو ماشینم گوش میدم، تو خونه ورزش می کنم گوش میدم. شما باید از تمامی زبان های مردتون برای یادگیری استفاده کنید. باید مهارت انجام چند کار به صورت همزمان رو یاد بگیرید و توسعش بدید. من مثلاً مسئول نظافت خونه ام، وقتی که این کارو می کنم، مطمئناً دارم به زبان گوش میدم. 60 یا 70 درصد زمانمو صرف شنیدن می کنم. بعد به سراغ lingq می رم، لغات رو همزمان که گوش میدم مرور می کنم. چون اول فقط 60 یا 70 درصد رو متوجه می شدم، حالا با خوندن و مرور لغات درصد بیشتری رو می فهمم. شما هستید که باید برای زبان، وقت بزارید و زمان مورد نیاز رو پیدا کنید. بعضیا تنیس بازی می کنن یا به ماهیگیری می پردازن. حقیقتش من ماهیگیری نمی کنم، ولی اگه انجام بدم مطمئن باشید با هندزفریم این کارو می کنم.

_ای جی: چیزی که همیشه پیشنهاد می کنم اینه که برید بیرون قدم بزنید، ورزش کنید و به انگلیسی گوش بدید تا خودتون را آگاه و متمرکز نگه دارید. چون وقتی می شینید معمولا احساس خستگی و خواب آلودگی بهتون دست می ده. دقیقاً درسته منم پیشنهادم اینه که مردم از این زمانها زیاد استفاده کنند. چون خیلی از ماها این زمان ها رو در اختیار داریم.

_استیو: اگه بخوام جایی بشینم و فقط گوش بدم نمیتونم تمرکز داشته باشم، مگه اینکه خیلی به موضوع علاقه نشون بدم. به هر حال اگه گوش دادن رو با کار دیگه ای تلفیق کنم، راحت تر می تونم به زبان متمرکز شم و اینم بگم که صد درصد نمیشه متمرکز شد، بعضی وقتا از موضوع یکمی دور میشید و دوباره بهش بر میگردید، اصلا مهم نیست.

سوال: معمولا شانس اینکه با بومی زبان انگلیسی صحبت کنم رو ندارم، چجوری مکالمم رو بهتر کنم؟

_استیو: این روزا کلی از این سایت های مکالمه ای هست که میشه زبان رد و بدل کنید. من از اونها استفاده نمیکنم چون ما lingq رو داریم. حقیقتش الان که اوکراینی یاد می گیرم، کسی رو ندارم باهاش تمرین کنم پس فقط به گوش دادن و خوندن متمرکزم. واژگانم رو گسترش می دم تا اینکه به درجه اعتماد بنفس و راحتی برسم و وقتی یه شخص اوکراینی پیدا کردم باهاش به مکالمه بپردازم. این تجربه رو دقیقا با زبان روسی داشتم. دو سال روسی رو خوندم و بهش گوش دادم، ولی نیازی به صحبت کردن نداشتم، پس اگه نیازی به صحبت کردن دارید، باید افراد رو پیدا کنید و باهاشون صحبت کنید. اگه بومی زبان پیدا نمی کنید از اسکایپ و سایت های مکالمه ای استفاده کنید و اینم در نظر داشته باشید که قدرت خوندن و گوش دادن حتی اگه فرصتی برای مکالمه نداشته باشید رو نمی تونید دست کم بگیرید.

_ای جی: موافقم، اگه فرصتش رو ندارید، گوش بدید و بخونید و این کارو زیاد انجام بدید، وقتی که فرصتی داشتید ازش استفاده کنید، مثلا ما Webinar وی آی پی داریم یا سایتهایی مثله Italki موجود هستند. حتی میشه با غیر بومی زبان ها هم صحبت کرد. به هر حال مکالمست، مخصوصاً تو انگلیسی فرصت زیادی برای مکالمه وجود داره.

_استیو: حقیقتش صحبت کردن با غیر بومی هیچ مشکلی نداره چون شما چیزی رو میگید که نیاز دارید و چون به بومی زبان ها زیاد گوش میدید، از تلفظ طرف مقابل تاثیر نمی گیرید. میتونه این گوش دادن به دوره یا برنامه های تو ( ای جی ) باشه یا چیزایی که ما تو lingq داریم. پس مشکلی نداره که با غیر بومی صحبت کنید. مثلا شخصی که این سوال پرسید ویتنامیه و با یه ویتنامی دیگه صحبت کنه، یا تو باشگاه های انگلیسی ای که تو ویتنام موجوده شرکت کنه. در نظر داشته باشید که حداکثر گوش دادن شما باید به بومی زبان اختصاص پیدا کنه تا تلفظ طرف مقابل به تلفظ شما صدمه ای نزنه.

_ای جی: چه نکته خوبی! پس بیشتر زمان خودتون رو صرف گوش دادن به بومی زبان ها کنید، وقتی که می خواید صحبت کنید با هر کی که می تونید صحبت کنید. تو ویتنام باشگاه های انگلیسی وجود داره که خیلی انگلیسی رو خوب صحبت می کنن.

سوال: فکر می کنی سخت ترین زبانی که یاد گرفتی روسی بوده؟

_استیو: هر زبانی سختی های خودش رو داره، گرامر زبان اسلواکیایی اگه بخوام با یه زبانی مثله کره ای مقایسه کنم، خیلی سخته. اینکه چجوری تو زبان کره ای جملات تموم میشن، بستگی به یه سری منطق خاص داره. ولی تو روسی اصلا اینجوری نیست. تنها چیزی که برای فهم روسی کمک میکنه اینه که به اون “حس صحیح بودن” برسید. به یه جایی رسیده بودم که به خاطر این قواعد گرامری می ترسیدم صحبت کنم، ولی به حسم اعتماد کردم. دقیقا همین موضوع رو ریتم و آوا چینی صادقه، چینی خیلی سخته!!! من فکر می کنم، ریتم من تو چینی 60 یا 70 درصد باشه که قبلا حدوداً 40 درصد بود که هر چی ازش بیشتر استفاده می کنم بهتر میشه. ولی در کل آره هر زبان سختی های خودشو داره، مثلا انگلیسی، کلی شرح حال اصطلاحاتی، افعال عبارتی و… داره، آیا روسی یا زبان های اسلواکیایی سخته؟ باید بگم بله خیلی سخته.

_ ای جی: البته مهمه که زبان مادری هم چی باشه؟

_استیو: بله، بله، درسته. برای اونایی که اسلواکیایی بلدن، روسی سخت نیست. مثلا لهستانیا.


خیلی خب دوستان عزیز. اینم پایان این موضوع.
امیدوارم از این موضوع خوشتون اومده باشه و منتظر نظرهاتون هستم. و صد البته دوست دارم تجربیات شما رو بشنوم.
اینم در نظر داشته باشید که نظر های شما انرژی ای میشه واسه من تا بیشتر رو این موضوعات کار کنم.

موفق باشید.


3 ذهنیت که انگیزه شما را برای یادگیری انگلیسی دو چندان می کند
« چگونه در مسیر به دست آوردن یک مهارت درست تمرین کنیم؟ »
آنالیز کامل و دانلود دوره‌های انگلیسی Effortless English + راهنمای استفاده
چت
« آنچه که باید از لغات فعال و غیر فعال انگلیسی بدانیم »
« فراموشی؛ بهترین راه برای یادگیری لغات انگلیسی »
لینک مقالات و مطالب مفید در تالار زبانشناس
«5 افسانه که در یادگیری زبان انگلیسی و هر زبان دیگه ای وجود دارند»
:sun_with_face: «چالش تابستونی شدت»
« غولی به نام گرامر ; چگونه گرامر یاد بگیریم که موثر باشد؟ »
چگونه زبان را در کشور انگلیسی زبان یاد بگیریم؟ (توصیه های لوکا لامپاریلو و استیو کافمن)
«چگونه تلفظمان را در انگلیسی به سطحی بالاتر ببریم»
#2

باز دمت گرم داداش:ok_hand::heart_eyes:
راستی goosbump رو کجا رسوندی؟
کم کم داره کتابهای دهکده زبان تموم میشه میگم اگه تونستی فایل صوتی goosbump رو پیدا کنی آمادش کنیم بزاریمش داخل زبانشناس


#3

سلام قربونت داداش :blush:

من کتاب اولش(welcome to the dead house ) رو فرستادم واسه بچه ها زبان شناس بررسی کنن.

اگه صدای گوینده مشکلی ایجاد نکنه فک کنم، بعد بررسی بزارن تو زبانشناس.

ایشالا بعد تایید رو باقیشم کار می کنیم.
من یکمشو خوندم کتاب باحالیه. ولی تو زبانشناس خونده شه یه چیز دیگست

ادیت: راستی فایلش رو باید دستی کات کنیم :grin: جایی واسه دانلود به شکل چپتر به چپتر نیست.


#4

دمت گرم

[quote=“kambiz_mbi, post:3, topic:4385”]
راستی فایلش رو باید دستی کات کنیم
[/quote] خوراکش ی قیچیه:scissors: :grin:


#5

آقا کامبیز دمت گرم، مثل همیشه مفید و عالی
کاشکی یه برچسب برای اینجور مقاله ها درست میکردیم، افراد تازه کار که میومدن تو تالار و سوالاشون تکراریه
سریع لینک این مقاله ها رو براشون میفرستادیم


#6

خیلی عالی :ok_hand::ok_hand::ok_hand::ok_hand:

واقعا نیاز بود
مرسی بابت این همه تلاشتون
خدا شما رو واسه زبانشناس حفظ کنه:blush:


#7

سپاس فراروان آقا کامبیزعزیز…
مطالب بسیار جامع وکامل ومفید بود…
تشکر ویژه بابت همه زحمات…:rose:


#8

سلام،
دمت گرم. مثل همیشه خیلی مفید بود.


#9

دوتا تگ زدم. چی مد نظرت هست؟

ازهمه بابت کامنتاشون ممنونم.


#10

ممنون.عالی مثل همیشه:rose:


#11

همون Language_Learning_Tips خوبه
همه پست های این مدلی اگه همین تگ رو داشته باشن راحت تر پیدا میشن
خوب میشد رو قبلی ها هم اضافه میشد


#12

باشه داداش یه نگاه میکنم ببینم کدوما هم موضوع هستند تگو میزنم
ولی این تگو در آینده باهم گسترده تر میکنیم.


#13

ممنونم
از زحماتت
اما من متوجه قسمت تلفظ نشدم
خیلی حالیم نشد منظور چیه؟


#14

بله سوال خوبی پرسیدید.

استیو و ای جی میگن که رو ریتم و آوا که به اصطلاح intonation هستش تمرکز کنید.
مثلا تو یه جمله گوینده کی میره بالاااااااا کی میاد پایییین. کی یه قسمت جمله رو میکشه کی یه جمله رو خفه می کنه.
به این میگن ریتم و آوا.


#15

آهان…فهمیدم…پس در کل تاکید نکنیم درست تلفظ کنیم بیشتر روی استرسها توجه کنیم
چه جالب اینطوری حس بیشتری انتقال پیدا میکنه
من نابودم تو این زمینه


#16

از دو منظر داشتن ریتم مهم تره. یکی اینکه شیوه بیان کلمات رو بهتر میکنه یکی اینکه مشخص میکنه شما دارید درباره چی حرف میزنید.

مثلا تو زبانشناس یه مثال خیلی خوبی زده بود که متاسفانه لینکش رو یادم نیست اگه کسی داره لطفا بگه

مثلا I love you

اگه استرس رو love باشه تاکید بر احساس دارید.
اگر استرس بر you باشه تاکید به شخص دارید.
اگر استرس رو I باشه تاکید به خودتون دارید.
اینا همه بر میگرده به ادای کلمه.

البته این چیزایی نیست که نیاز باشه بهش فکر کنید. با گوش دادن های مکرر به بومی زبان ها شیوه درست ادا کلمات رو متوجه میشید و جالبه بدونید با گوش دادن زیاد خود به خود اون حس درست تلفظ کردن هم پیدا می کنید.

البته اینم در نظر داشته باشید نباید به کل بیخیال تلفظ بشید. تلفظ نیاز به تمرین داره ولی تهش اینه که به خودتون از بابتش استرس وارد نکنید. اگه صدایی هست که نمی تونید بسازید فدا سرتون.
به کل نباید بیخیال تلفظ شید. براش وقت بزارید ولی به خودتون استرس وارد نکنید.


#17

سپاس فراوان
البته سپاس خیلی بیانگر میزان تشکر من نیست
فقط میگم
هرچی آرزوی خوبه مال تو


چت
#18

اینجا وسطای مقاله این مثال رو آورده بودم.

https://zabanshenas.com/آموزش-و-یادگیری-زبان-انگلیسی-با-فیلم/


#19

من چند روز پیش که داشتم دنبال مطلب برا فیلم میگشتم که بزارم اینجا رفتم یه سایت خارجی و دیدم مطالبش خوبه و ترجمش کردم بعدش یادم اومد که تو سایت زبانشناس هم ی چیزایی درباره فیلم قبلا خوندم بعد که سایت زبانشناسو باز کردم دیدم مطالب دقیقا همونیه که من ترجمه کردم🤕


#20

اینو میگین دیگه؟

من از ۲۵ درصد اولش فکر کنم استفاده کردم. شما میتونین کلشو انجام بدین. مخصوصا قسمتی که فیلم هایی رو پیشنهاد کرده. اون قسمت خیلی خوبه. من فیلمهایی که خودم دوست داشتم رو ذکر کردم :joy: